راه قدیم ولاغوز به چهارکوه
چهارکوه یکی از مکانهای تفریحی وسیاحتی و زیارتی میباشد که روستاهای اطراف از ولاغوز و کردکوی سرکلاته خرابشهر و سالیکنده و....در ایام گرمی هوا برای گذراندن اوقات خوش بطور موقت وگاها تا چندین ماه در این مکان سکنی میکردن واز هوای پاک و روحبخش ومحیط مصفای جنگلی ان استفاده میکردن ویا برای دفن اموات خودکه این دفن بنا به تقاضای خود متوفی و یا نزدیکان وی ویاذکر فاتحه دراین مکان (چهار کوه)تردد داشتن و مسیر حرکت انهاالبته هم ولاغوز وهم کردکوی بدون هیچ شکی از ولاغوز بوده اگر بخواهیم مسیر حرکت را بررسی کنیم مسیر خروجی از داخل روستای ولاغوز 4نقطه بوده که این مسیرها نهایتا 3 مسیر ان به راه شاه عباسی میرسد که با اجازه شما وهمراه باشما این مسیرهارو یکی یکی برسی میکنیم راه اول از قاضی محله ( مازومحله) میباشد که در مجاورت رود خانه بوده واهالی ولاغوز وکردکوی از این راه بعد عبور از رودخانه قاضی محله که یکی از مسیرهای قابل دسترسی اهالی کردکوی و ولاغوزکه مشتاق چهار کوه واب وهوا بسیار خوب ان بوده که درادامه با راهی که از مرکز ولاغوز که راه اصلی کردکوی ولاغوز میباشد واز کنار مسجد جامع ودکاندروتپه سر گذشته وبعد از منبع اب وچاه فعلی که هردو در مجاورت راه اصلی قرار دارن بهم رسیده ودر ادامه یکراه شده که به چشمه سر میرسد وبعد از رسیدن به چشمه سر که دراینجا لازم هست توضیحی گذرا خدمت دوستان عرض کنم که اوایل50 ودهه ویاحتی قرنها های ماقبل 50اهالی ولاغوز اب شرب. رابا وجود اینکه در هر خانه چاهی جهت شرب ومصارف خانگی موجود بود جهت اب اشامیدنی از چشمه تهیه میکردن واین اب را ظروف مسی ( مس کلء ودولچه گِدوش )( معنی در زیر نویس )از چشمه اب میاوردن وحمل اب توسط زنان ودختران وحتی نو جوانان بطور دسته جمعی صورت میگرفت ودست جمعی برای اوردن اب میرفتن وجمعی هم برمیگشتن در قسمت بیرون چشمه که دارای محوطه ای عریض وطویل وبسیار سر سبز وجود داشت که ابتدا همه در ان محوطه جمع میشدن وابتدا 3 یا 4 نفر بداخل ابراهی که از چشم میامد وارد میشدن وبعد از طی یک مسیر حودو 30 متری که دو طرف ان دارای خارهای بوته تمشک که در بعضی جاها تا 10 متر ارتفاع داشت وارد میشدن یکی از ان چند نفر که وارد تر وبااحتیاط تربود وارد سرچشمه که اب از ان میجوشید (سر چشمه ) میرفت وبا کاسه ای که در دست داشت البته با احتیاط که گل الود نشودوشاید ارامش چشمه بهم نخورد وارد سرچشمه جایی که از اونجا 4نقطه بصورت جوشان که ارتفاع جوشش 4 تا 5 سانتیمتر میرسید ولی اب خارج شده بیش از 3 اینچ بود واینهمه احتیاط نه بخاطر گل الود نشدن بلکه ب دیدگاه من ریشه در ائین گذشتگان ما دارد که بخاطر اینکه اب یکی از4 عناصر حیات که همانا ( اب) باد خاک واتش بودنش مورد احترام واقع میشد راه رفتن در چشمه بسیار ارام بود وکسی حق نداشت در سرچشمه شوخی کرده وبا اینکار ارامش چشمه را بهم بزند.زن ویا دختری که اب برمیداشت جای خودش رو به کس دیگر نمیداد وتا اخر خودش بنوبت ظروف را پر میکرد واگر در حین اب گرفتن مرد ویا جوانی برای خوردن اب میخواست وارد چشمه شود از کسانی که بیرون چشمه بودن اجازه میگرفت واز بیرون خبر میدادن جوان و یا مردی میخواهدوارد چشمه شود اب بخورد که در اینموقع زن ویا دختری که در سر چشمه بودبا پر کردن کاسه اب گیری وگذاشتن ان در جمع چند نفر دختری که بوده می ایستاد وجوان مودبابه از کاسه اب میخورد وضمن تشکر کوتاهی از چشمه خارج میشد وزنان ودختران بعد از اب گرفتن بطور دسته جمعی بطرف خانه هایشان حرکت میکردن وچشمه را تا روز یا روزهای بعد ترک میکردن چشمه ای که ازان نه ابی وجور دارد ونه اثاری قسمت اعظم اون محوطه سرسبز به تصرف کسانی که اطرافش زمین داشتن در امده وبقیه با بی مهری اهالی به زباله دا ن تبدیل شده و از چشمه وابراه ان دیگر اثری نیست اونهم به تصرف در امده که بسیار جای تاسف هست روزی انهمه احترام به چشمه وانهمه زیبایی وحالا.............
( کِلء در قدیم به خمره اتلاق میشده واز انجایکه جنس این ظرف مس بود به ان مس کِلء یا همان خمره مسی میگفتن.
دولچه..دول به ظرف چرمی که از چاه اب میکشیدن واین اسم برداشتی از ان ظرف هست ولی جنسیت ان از مس میباشد
گِدوش..= گودوش = ظرفی مسی که از ان برای دوشیدن گاو استفاده میکردن)
در ادامه بعد از پشت سر گذاشتن خاطره های خوب گذشته وناحق این دوران هیچ اثاری از چشمه سر وانهمه زیباییش که با حفر چاهای عمیق وتصرف زمینهای محدوده چشمه سر مورد بی مهری قرار گرفته براهمان ادامه میدهیم وبطرف جاده شاه عباسی حرکت میکنم. ودراول جاده شاه عباسی در حوالی زمین ودامداری فرزندان مرحوم حاج علی زمان دودانگه ودامداری ایرج ایلات ودر کنار جاده شاه عباسی درخت گل ابریشم ( ولولی) که این قطور وکهنسال وجود داشت واین درخت درسمت چپ جاده ای که طرف چهار کوه میرفت قرار داشت تاکید روی این درخت بخاطر این است که چون درخت گل ابریشم در اول تابستان گل میدهد وگل ان بشکل گل قاصدک ولی از رنگهای صورتی و سفید و ابی اسمانی کمرنگ بوده و در کذشته بعنوان سمبل برای اعلام اینکه بهار به اتمام رسیده وفصل تابستان اغاز گردیده با اوردن شاخه ای از ان به روستا که گلهای فراوان داشت بصورت نمادین رسیدن تابستان را اعلام میکردند .
وحال به مسیر بعدی که از داخل روستا شروع شده و در ایشی به یک راه ختم میشوند حرکت میکنیم مسیر اول از تپه سر شروع شده واز کنار محل زندگی صفی رسولی( صفیشاه) که در اوایل دهه 20 هجری شمسی از جور وستم خوانین منطق سر به عصیان زده بود ( انشاالله بعدا توضیح داده خواهد شد) عبور کرده وبه منطقه زمینهای کشاورزی مشهور به ایشی ختم میشود وبا راهی را که از روبروی فاطمیه بافاصله 100 متر به قبرستان قدیمی که در گذشته قبرستان اصلی ولاغوز بوده وبخاطر اینکه در پشت ( غرب)حمام قدیمی( حمام خزینه ای) واقع بود به حمام پشت مشهور بوده وفعلا ان قبرستانی تخریب ودر ان مرکز بهداشت احداث گردیده این قبرستانی را پشت سر گذاشته وبعد از پشت سر گذاشتن خانه های اهالی ولاغوز به ایشی محل تقاطع راه عبور که از تپه سر میامده یکی شده ودر نیمه های راه در بالا دست ایشی به منطقه ای که به مشهوربه مِلییر هست میرسیم که کمی بالاتر به چند چشمه کوچک ونه چندان پراب کنارهم که اب بسیار گوارایی از زمین میجوشد میرسیم که این چشمه اسم خاصی ندارد ولی این چشمه چون درزمین مرحوم حاج غلام معلم وجود داشت به اسم مرحوم خوانده میشدوبعلت حفر چاهای عمیق در اطراف متاسفانه اب این چشمه هم خشک گردیده ودیگر اثاری از ان چشمه ومحیط چشمه باقی نیست واز چشمه وخشکی ان دور میشویم وبعد از کمی طی مسافت به تقاطع راهی که ازبالا دست ازگرد جایی که خانه های روستا در این قسمت تمام شده به منطقه ی مشهور به خطیر ایش میرسیم که قبرستانی فعلی ولاغوز وپل خشتی( خشت پل) دراین منطقه وجود دارد بعد راهی بسمت جنوب دارد این راه بعد از طی مسیری به راهی که از چشمه حاج غلام معلم میامد باهم به جاده شاه عباسی میرسد واین دومین راهی هست که از بهم پیوستن3 راه که مختصر توضیح داده شده است بیک راه که ازروستای ولاغوز به جاده مشهور شاه عباسی متصل میشود .
اخرین مسیری که از ازگرد محله ( ولاغوز) که از ناحیه خطر ایش که همان قبرستانی جدید وفعلی ولاغوز که به همت مرحوم حاج سید علی حسینی واگذار گردیده ومردم فهیم ولاغوز اموات خود را در انجا بخاک می سپارند در ادامه مسیردر نزدیکی قبرستان جدید به خشت پل احتمالا اولین پل خشتی روستا باشدولی تاریخ دقیقی از ان در دست نیست ولی اجر های بکار رفته در ان با اجرهای پلهای بجامانده در جاده شاهعباسی کردکوی بنامهای سیکا پل وبز پل یکی میباشد این شواهدی است که میتواند مارا احتمالا به تاریخ ساخت پل در زمان صفویه ویا دوران قاجاریه برساندبعد از گذر از پل در چند صدمتر جلو تر به یک سراهی میرسیم که راهی به سمت غرب میرود که بجایی میرسد که به مَشینگ سر یا ماشین سر میگویندکه به گفته اولین کارخانه ارد وبرنج کوبی در این منطقه بوده که با نیروی اب ولی بصورت میکانیزه بوده است واین دستگاه مکانیزه در زمان محمد شاه بوده وصاحب این دستگاهها فردی بنام محمد حسین مشهور به حاج اقا رئیس بوده و ایشان مردی متمکن خیرخواه وخیر بوده وبه گفته در دوران خودش قعطی برمردم عارض شد طوری که نان شب هم نداشتن حاج اقا رئیس دستور داد در انبار را باز کردن وگندم وجو را ارد بوده مردم تقسیم کرد. انشااله اینده مفصل در مورد این مرد بزرگوار وخیر ( حاج اقا رئیس ) بعرض خواهم رسانداین اسیاب توسط ابی که از چهار کوه میاید کار میکرده. واز اونجایی که این دستگاهها وقطعات فلزی ان از کشور خارجی وارد شده بود وخارجیها کلمه استعمالی وتلفظ ان (مَشین) بوده به همان اسم باقی مانده وتا زمان حال از ان اسم استفاده میکنند و این اسم ( مَشین) یا( مَشین +گ) + (سر) که معنی کاربردی ان. حدود .محدوده.....بوده به اسم (مَشینگسر)باقی ماندست از محدوده مشینگ سر به سمت جاده شاه عباسی راهمان را ادامه میدهیم وبعد از طی مسافتی پر پیچ وخم که تماما زمینهای گشاورزی وباغات میوه میباشد به نزدیکیهای تپه علی چشمه ( هَِلی چشمه )میرسیم .قبل از تپه به چشمه ای پر اب میرسیم که با تپه فاصله ی زیادی ندارد این چشمه به علی چشمه ( هَلی )چشمه مشهور است واسم این تپه هم برداشتی از اسم چشمه هست چشمه اب صاف وگوارایی داشت ودر نزدیگ چشمه استخری کنده شده بود که اب چشمه دران جمع میشد وجوانان ونو جوانان در اب خنک ان شنا میکردن این استخر حدود4×3 متر طول وعرض وعمق ان حدود 1.5متر بوده واب ان به مصرف اشامیدن و کشاورزی میرسیدولی متاسفانه در زمان نه چندان دور با حفر چاههای عمیق باعث خشک شدن اب چشمه شدن والان در این زمان از ان استخر خاکی وعظمت این چشمه (( علی ( هلی)چشمه)) هیچ چیز باقی نمانده واین مکان هم تصرف شده وهیچ اثاری از چشمه واستخر خاکی ان باقی نیست در سمت شرق چشمه وراه در کنار جاده درخت( فک )( بید)کهنسالی بوده که انهم با بیمهری قطع گردیده والان از ان درخت با عظمت کنده وریشه ای که پوسیده ودر حال از بین رفتن هست چیزی باقی نمانده است با افسوس از چشمه وبید کهنسال میگذریم وبه راهمان بطرف جاده شاه عباسی ادامه میدهیم سمت راست جاده تپه علی چشمه یا هلی چشمه وجود دارد که اسمش را از چشمه بیادگار گرفته واسم دیگری ندارد وفقط علی چشمه تپه یا تپه ای که از ان چشمه هست واین یکی از نشانه های تقدس چشمه هست چون یکی از عناصر اربعه یا چهار گانه ادامه حیات هست ومهمتر از ان متعلق به بزرگ بانو ( اناهیتا)همان الهه ای که الهه باروری زمین و زنان وحیوانات وزیادی شیر انهاست وتپه هم محل سکونت بوده در سال 73در گذری که از تپه داشتم قسمت غربی تپه توسط ادوات چند متری گود برداری شده بود در عمق به سفالهای قرمز وگاها سفال سیاه همراه باچوبهای سوخته فراوان وجود داشت که این میتواند نتیجه جنگ واتش سوزی ویا بیماری های واگیر ( وبا حصبه ،طاعون) بوده باشد که برای از بین بردن این بیماریها اقدام به اتش زدن زندگی در روی تپه کردن وبا پوشاندن ان محوطه با خاک از انتشار وسرایت بیماری جلو گیری کرده باشند.واین مکان بیشک یکی از قصبات بیرون تمیشه بوده که در گذشته دور از بین رفته از کنارتپه گذشته به جاده شاه عباسی میرسیم وسومین راه عبوری از داخل ولاغوز را به جاده شاه عباسی میرسانیم در گزارش بعدی دو راهی را که از جاده شاه عباسی به چهار کوه میرود بررسی میکنین که تجدید خاطره ای برای بزرگسالان ویاد اوری برای دیگران باشد که راه قدیم چهار کوه از کجا بوده است.
امیدوارم که دوستان وکاربران عزیز نظرات خود را بیان کنند تا باعث پربار شدن گزارش گردد .
با سپاس از آقای جاسم صباغ بابت ارائه مطلب
ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))









































































































