محله ولاغوز (شیرداربن) شهرستان کردکوی

از گذشته تا امروز ، نگاهی به تاریخ و فرهنگ و آداب  و رسم و رسوم

راه قدیم ولاغوز به چهارکوه

راه قدیم ولاغوز به چهارکوه

چهارکوه یکی از مکانهای تفریحی وسیاحتی و زیارتی میباشد که روستاهای اطراف از ولاغوز و کردکوی سرکلاته خرابشهر و سالیکنده و....در ایام گرمی هوا برای گذراندن اوقات خوش بطور موقت وگاها تا چندین ماه در این مکان سکنی میکردن واز هوای پاک و روحبخش ومحیط مصفای جنگلی ان استفاده میکردن ویا برای دفن اموات خودکه این دفن بنا به تقاضای خود متوفی و یا نزدیکان وی ویاذکر فاتحه دراین مکان (چهار کوه)تردد داشتن و مسیر حرکت انهاالبته هم ولاغوز وهم کردکوی بدون هیچ شکی از ولاغوز بوده اگر بخواهیم مسیر حرکت را بررسی کنیم مسیر خروجی از داخل روستای ولاغوز 4نقطه بوده که این مسیرها نهایتا 3 مسیر ان به راه شاه عباسی میرسد که با اجازه شما وهمراه باشما  این مسیرهارو یکی یکی برسی میکنیم راه اول از قاضی محله ( مازومحله) میباشد که در مجاورت رود خانه بوده واهالی ولاغوز وکردکوی از این راه بعد عبور از رودخانه قاضی محله که یکی از مسیرهای قابل دسترسی اهالی کردکوی و ولاغوزکه مشتاق چهار کوه واب وهوا بسیار خوب ان بوده که درادامه با راهی که از مرکز ولاغوز که راه اصلی کردکوی ولاغوز میباشد واز کنار مسجد جامع ودکاندروتپه سر گذشته وبعد از منبع اب وچاه فعلی که هردو در مجاورت راه اصلی قرار دارن بهم رسیده ودر ادامه یکراه شده که به چشمه سر میرسد وبعد از رسیدن به چشمه سر که دراینجا لازم هست توضیحی گذرا خدمت دوستان عرض کنم که اوایل50 ودهه ویاحتی قرنها های ماقبل 50اهالی ولاغوز اب شرب. رابا وجود اینکه در هر خانه چاهی جهت شرب ومصارف خانگی موجود بود جهت اب اشامیدنی از چشمه تهیه میکردن واین اب را ظروف مسی ( مس کلء ودولچه گِدوش )( معنی در زیر نویس )از چشمه اب میاوردن وحمل اب توسط زنان ودختران وحتی نو جوانان بطور دسته جمعی صورت میگرفت ودست جمعی برای اوردن اب میرفتن وجمعی هم برمیگشتن در قسمت بیرون چشمه که دارای محوطه ای عریض وطویل وبسیار سر سبز وجود داشت که ابتدا همه در ان محوطه  جمع میشدن وابتدا 3 یا 4 نفر بداخل ابراهی که از چشم میامد وارد میشدن وبعد از طی یک مسیر حودو 30 متری که دو طرف ان دارای خارهای بوته تمشک که در بعضی جاها تا 10 متر ارتفاع داشت وارد میشدن یکی از ان چند نفر که وارد تر وبااحتیاط تربود وارد سرچشمه که اب از ان میجوشید (سر چشمه ) میرفت وبا کاسه ای که در دست داشت البته با احتیاط که گل الود نشودوشاید ارامش چشمه بهم نخورد وارد سرچشمه جایی که از اونجا 4نقطه بصورت جوشان که ارتفاع جوشش 4 تا 5 سانتیمتر میرسید ولی اب خارج شده بیش از 3 اینچ بود واینهمه احتیاط نه بخاطر گل الود نشدن بلکه ب دیدگاه من ریشه در ائین گذشتگان ما دارد که بخاطر اینکه اب یکی از4 عناصر حیات که همانا ( اب) باد خاک واتش بودنش مورد احترام واقع میشد راه رفتن در چشمه بسیار ارام بود وکسی حق نداشت در سرچشمه شوخی کرده وبا اینکار ارامش چشمه را بهم بزند.زن ویا دختری که اب برمیداشت جای خودش رو به کس دیگر نمیداد وتا اخر خودش بنوبت ظروف را پر میکرد واگر در حین اب گرفتن مرد ویا جوانی برای خوردن اب میخواست وارد چشمه شود از کسانی که بیرون چشمه بودن اجازه میگرفت واز بیرون خبر میدادن جوان و یا مردی میخواهدوارد چشمه شود اب بخورد که در اینموقع زن ویا دختری که در سر چشمه بودبا پر کردن کاسه اب گیری وگذاشتن ان در جمع چند نفر دختری که بوده می ایستاد وجوان مودبابه از کاسه اب میخورد وضمن تشکر کوتاهی از چشمه خارج میشد وزنان ودختران بعد از اب گرفتن بطور دسته جمعی بطرف خانه هایشان حرکت میکردن وچشمه را تا روز یا روزهای بعد ترک میکردن چشمه ای که ازان نه ابی وجور دارد ونه اثاری قسمت اعظم اون محوطه سرسبز به تصرف کسانی که اطرافش زمین داشتن در امده وبقیه با بی مهری اهالی به زباله دا ن تبدیل شده و از چشمه وابراه ان دیگر اثری نیست اونهم به تصرف در امده که بسیار جای تاسف هست روزی انهمه احترام به چشمه وانهمه زیبایی وحالا.............

( کِلء در قدیم به خمره اتلاق میشده واز انجایکه جنس این ظرف مس بود به ان مس کِلء یا همان خمره مسی میگفتن.

دولچه..دول به ظرف چرمی که از چاه اب میکشیدن واین اسم برداشتی از ان ظرف هست ولی جنسیت ان از مس میباشد

گِدوش..= گودوش = ظرفی مسی که از ان برای دوشیدن گاو استفاده میکردن)

در ادامه بعد از پشت سر گذاشتن خاطره های خوب گذشته وناحق این دوران هیچ اثاری از چشمه سر وانهمه زیباییش که با حفر چاهای عمیق وتصرف زمینهای محدوده چشمه سر مورد بی مهری قرار گرفته براهمان ادامه میدهیم وبطرف جاده شاه عباسی حرکت میکنم. ودراول جاده شاه عباسی در حوالی زمین ودامداری فرزندان مرحوم حاج علی زمان دودانگه ودامداری ایرج ایلات ودر کنار جاده شاه عباسی درخت گل ابریشم ( ولولی) که این قطور وکهنسال وجود داشت واین درخت درسمت چپ جاده ای که طرف چهار کوه میرفت قرار داشت تاکید روی این درخت بخاطر این است که چون درخت گل ابریشم در اول تابستان گل میدهد وگل ان بشکل گل قاصدک ولی از رنگهای صورتی و سفید و ابی اسمانی کمرنگ بوده و در کذشته بعنوان سمبل برای اعلام اینکه بهار به اتمام رسیده وفصل تابستان اغاز گردیده با  اوردن شاخه ای از ان به روستا که گلهای فراوان داشت بصورت نمادین رسیدن تابستان را اعلام میکردند .

وحال به مسیر بعدی که از داخل روستا شروع شده و در ایشی به یک راه ختم میشوند حرکت میکنیم مسیر اول از تپه سر شروع شده واز کنار محل زندگی صفی رسولی( صفیشاه) که در اوایل دهه 20 هجری شمسی از جور وستم خوانین منطق سر به عصیان زده بود ( انشاالله بعدا توضیح داده خواهد شد) عبور کرده وبه منطقه زمینهای کشاورزی مشهور به ایشی ختم میشود وبا راهی را که از روبروی فاطمیه بافاصله 100 متر به قبرستان قدیمی که در گذشته قبرستان اصلی ولاغوز بوده وبخاطر اینکه در پشت ( غرب)حمام قدیمی( حمام خزینه ای) واقع بود به حمام پشت مشهور بوده وفعلا ان قبرستانی تخریب ودر ان مرکز بهداشت احداث گردیده این قبرستانی را پشت سر گذاشته وبعد از پشت سر گذاشتن خانه های اهالی ولاغوز به ایشی محل تقاطع راه عبور که از تپه سر میامده یکی شده ودر نیمه های راه در بالا دست ایشی به منطقه ای که به مشهوربه مِلییر هست میرسیم که کمی بالاتر به چند چشمه کوچک ونه چندان پراب کنارهم که اب بسیار گوارایی از زمین میجوشد می‌رسیم که این چشمه اسم خاصی ندارد ولی این چشمه چون درزمین مرحوم حاج غلام معلم وجود داشت به اسم مرحوم خوانده میشدوبعلت حفر چاهای عمیق در اطراف متاسفانه اب این چشمه هم خشک گردیده ودیگر اثاری از ان چشمه ومحیط چشمه  باقی نیست واز چشمه وخشکی ان دور میشویم وبعد از کمی طی مسافت به تقاطع  راهی که ازبالا دست ازگرد جایی که خانه های روستا در این قسمت تمام شده به منطقه ی مشهور به خطیر ایش میرسیم که قبرستانی فعلی ولاغوز وپل خشتی( خشت پل) دراین منطقه وجود دارد بعد راهی بسمت جنوب دارد این راه بعد از طی مسیری به راهی که از چشمه حاج غلام معلم میامد باهم به جاده شاه عباسی میرسد واین دومین راهی هست که از بهم پیوستن3 راه که مختصر توضیح داده شده است بیک راه که ازروستای ولاغوز  به جاده مشهور شاه عباسی متصل میشود .

اخرین مسیری که از ازگرد محله ( ولاغوز) که از ناحیه خطر ایش که همان قبرستانی جدید وفعلی ولاغوز که به همت مرحوم حاج سید علی حسینی واگذار گردیده ومردم فهیم ولاغوز اموات خود را در انجا بخاک می سپارند در ادامه مسیردر نزدیکی قبرستان جدید به خشت پل احتمالا اولین پل خشتی روستا باشدولی تاریخ دقیقی از ان در دست نیست ولی اجر های بکار رفته در ان با اجرهای پلهای بجامانده در جاده شاهعباسی کردکوی بنامهای سیکا پل وبز پل یکی میباشد این شواهدی است که میتواند مارا احتمالا به تاریخ ساخت پل در زمان صفویه ویا دوران قاجاریه برساندبعد از گذر از پل در چند صدمتر جلو تر به یک سراهی میرسیم که راهی به سمت غرب میرود که بجایی میرسد که به مَشینگ سر یا ماشین سر میگویندکه به گفته اولین کارخانه ارد وبرنج کوبی در این منطقه بوده که با نیروی اب ولی بصورت میکانیزه بوده است واین دستگاه مکانیزه در زمان محمد شاه بوده وصاحب این دستگاهها فردی بنام محمد حسین مشهور به حاج اقا رئیس بوده و ایشان مردی متمکن خیرخواه وخیر بوده وبه گفته در دوران خودش قعطی برمردم عارض شد طوری که نان شب هم نداشتن حاج اقا رئیس دستور داد در انبار را باز کردن وگندم وجو را ارد بوده مردم تقسیم کرد. انشااله اینده مفصل در مورد این مرد بزرگوار وخیر ( حاج اقا رئیس ) بعرض خواهم رسانداین اسیاب توسط ابی که از چهار کوه میاید کار میکرده. واز اونجایی که این دستگاهها وقطعات فلزی ان از کشور خارجی وارد شده بود وخارجیها کلمه استعمالی وتلفظ ان (مَشین) بوده به همان اسم باقی مانده وتا زمان حال از ان اسم  استفاده میکنند و این اسم ( مَشین) یا( مَشین +گ) + (سر) که معنی کاربردی ان.  حدود .محدوده.....بوده   به اسم (مَشینگسر)باقی ماندست از محدوده مشینگ سر به سمت جاده شاه عباسی راهمان را ادامه میدهیم وبعد از طی مسافتی پر پیچ وخم که تماما زمینهای گشاورزی وباغات میوه میباشد به نزدیکیهای تپه علی چشمه ( هَِلی چشمه )میرسیم .قبل از تپه به چشمه ای پر اب میرسیم که با تپه فاصله ی زیادی ندارد این چشمه به علی چشمه ( هَلی )چشمه مشهور است واسم این تپه هم برداشتی از اسم چشمه هست چشمه اب صاف وگوارایی داشت ودر نزدیگ چشمه استخری کنده شده بود که اب چشمه دران جمع میشد وجوانان ونو جوانان در اب خنک ان شنا میکردن این استخر حدود4×3 متر طول وعرض وعمق ان حدود 1.5متر بوده واب ان به مصرف اشامیدن و کشاورزی میرسیدولی متاسفانه در زمان نه چندان دور با حفر چاههای عمیق باعث خشک شدن اب چشمه شدن والان در این زمان از ان استخر خاکی وعظمت این چشمه (( علی ( هلی)چشمه)) هیچ چیز باقی نمانده واین مکان هم تصرف شده وهیچ اثاری از چشمه واستخر خاکی ان باقی نیست در سمت شرق چشمه وراه در کنار جاده درخت( فک )( بید)کهنسالی بوده که انهم با بیمهری قطع گردیده والان از ان درخت با عظمت کنده وریشه ای که پوسیده ودر حال از بین رفتن هست چیزی باقی نمانده است با افسوس از چشمه وبید کهنسال  میگذریم وبه راهمان بطرف جاده شاه عباسی ادامه میدهیم سمت راست جاده تپه علی چشمه یا هلی چشمه وجود دارد که اسمش را از چشمه بیادگار گرفته واسم دیگری ندارد وفقط علی چشمه تپه یا تپه ای که از ان چشمه هست واین یکی از نشانه های تقدس چشمه هست چون یکی از عناصر اربعه یا چهار گانه ادامه حیات هست ومهمتر از ان متعلق به بزرگ بانو ( اناهیتا)همان الهه ای که الهه باروری زمین و زنان وحیوانات وزیادی شیر انهاست وتپه هم محل سکونت بوده در سال 73در گذری که از تپه داشتم قسمت غربی تپه توسط ادوات چند متری گود برداری شده بود در عمق به سفالهای قرمز وگاها سفال سیاه همراه باچوبهای سوخته فراوان وجود داشت که این میتواند نتیجه جنگ واتش سوزی ویا بیماری های واگیر ( وبا حصبه ،طاعون) بوده باشد که برای از بین بردن این بیماریها اقدام به اتش زدن زندگی در روی تپه کردن وبا پوشاندن ان محوطه با خاک از انتشار وسرایت بیماری جلو گیری کرده باشند.واین مکان بیشک یکی از قصبات بیرون تمیشه بوده که در گذشته دور از بین رفته از کنارتپه گذشته به جاده شاه عباسی میرسیم وسومین راه عبوری از داخل ولاغوز را به جاده شاه عباسی میرسانیم در گزارش بعدی دو راهی را که از جاده شاه عباسی به چهار کوه میرود بررسی میکنین که تجدید خاطره ای برای بزرگسالان ویاد اوری برای دیگران باشد که راه قدیم چهار کوه از کجا بوده است.

امیدوارم که دوستان وکاربران عزیز نظرات خود را بیان کنند تا باعث پربار شدن گزارش گردد .

با سپاس از آقای جاسم صباغ  بابت ارائه مطلب

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

چهارکوه

تمیشه

ولاغوز

ولاقوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 0:4
admin

یادها و خاطرات در محله ولاغوز

از جاده شاه عباسی راهی که از سمت غرب ولاغوز وسمت وقسمت جنوب روستای سالیکنده وجود دارد که در اصل راه دسترسی روستای سالیکنده و سرکلاته به زمینهای زراعی روستا و راه ورود به جنگل ودر نهایت به چهار کوه میباشد در ضمن قبل از چهار کوه در داخل جنگل در بالا دست جاده شاه عباسی بعد از طی چندصد متر به یک سر بالایی میرسیم که قبل ابتدای بلندی  وارد محدوده ومنطقه زوار دشت میشویم چند ده متر ابتدای بلندی سمت راست راهی دارد که به رودخانه الوند کیا؟؟؟ میرسیم که مسیر ان بعد از گذشتن از عرض رودخانه بسمت خرابشهر ادامه دارد بعد از گذشتن از عرض رودخانه در فاصله ای نزدیک به راه عبور تپه ای به شکل کله قندی وجود دارد که این تپه از سه قسمت شمال غرب وشرق بخاطر شیب تند تقریبا غیر قابل نفوذ میباشد ودر مقابل تپه در سمت دیگر رود خانه زمین مزروعی مرحوم سید جلال بنی هاشم میباشد واین محدوده داخل رودخانه به اسم زمین ونام این مرحوم ( سید جلال زمین) پیش در محدوده زوار دشت موسوم ومشهور هست . ولی این تپه در سمت جنوب و قسمتی از غرب به زمینهای زراعتی وصل است واز روستای سرکلاته فاصله چندانی ندارد این تپه به اسامی عسل ما ( ماه)  واسم کاربردی دیگر ان برات تپه واسم سوم ان تپه فلک. یا فلک تپه  میباشد در بررسی از اطراف تپه به سفالهای قطور وظریف قرمز ویا سفالهای سیاه ظریف( سفال سنگی) در سطح زمین دیده میشد محوطه تاج تپه( بالای تپه) حدود 500متر مربع میشده که در بالای ان درخت انار وانجیر وحشی دیده میشد ولی چندین سال پیشتر باهموار کردن سطح بالای تپه چند متری از ارتفاع تپه کم شده وروی ان درخت زیتون کاشتند.

 از تپه و رازها وخاطرات ان میگذریم وبه جای اولی که بطرف چهارکوه میرفتیم بر میگردیم وبه بالای بلندی که همان دشت  و سیع زوار دشت میرسیم که از بلای بلندی به قسمت پایین دست که منظره ای بسیار زیبا ودلپذیری دارد نگاه میکنم وبعدبه راهمان بطرف چهار کوه ادامه میدهیم وبه یک سراهی که پلی این راه را به جاده چهارکوه میرساند میرسیم پلی اینراه را که مخصوص عبور مرور مردم شریف سالیکنده گاها سرگلاته و ولاغوز که محلل دسترسب انها از جاده شاه عباسی هست را به راه اصلی که از ولاغوز بطرف چهار کوه میرود وصل میکنداین جاده را با همه دیدنیهایش ترک میکنیم وبه جاده شاه عباسی بر میگردیم جاده ای که در زمان شاه عباس کبیر ساخته شده وسراسر جاده در زمان خودش دراوایل قرن دهم بنا بدستو ر شاه عباس ساخته شده است وبرای اطلاعات بهتر وجامع تر به کانال(( محله ولاغوز))مراجعه کنید که در این مورد وزمینه های مختلف اطلاعات جامعی از روستای ولاغوز در ان وجود دارد . که لینک ان به اطلاع خواهد رسید.

بازبرای بررسی به جاده شاه عباسی بر میگردیم واینبار به محدوده زمین ودامداری( گاو) وارثین مرحوم علیزمان دودانگه که در مجاورت جاده شاه عباسی قرار دارد ودر روبروی ان دامداری( گوسفند) ایرج ایلات قرار دارد رو به سمت جنوب( جنگل) راهی وجود داشت که فعلا چند ده متری ازان پیدا نیست ودر گذشته در ابتدای ورود به جنگل درب نرده ای چوبی وجود داشت که در گویش محلی به ان( لوش) میگوین این لوش بخاطر این وجود داشت که قبلا گاوهای روستا در محدوده جنگل چرا میکردن وبرای اینکه این گاوها از جنگل وارد زمینهای کشاورزی نشوند این (لوش در)  یا همان درب نرده ای چوبی را میگذاشتند. البته این یکی از راههای دسترسی به چهارکوه هم بوده که از داخل جنگل که الان به طرح جنگل ( کاج) میباشد بطرف باز گیر میرفت که در ادامه توضیح داده میشود بعد از ورود به جنگل به طرف جنوب به تپه ای میرسیم که کوتاه میباشد که در اطراف وبالای ان اثار زندگی از سفالهای شکسته سفالهای لعابدار وحتی شیشه های رنگی که متنوع ودر کمال ظرافت وجود داشت که نشان از زندگی انسانهای متمول بوده از کنار تپه به سمت دامنه شمالی باز گیر میرویم واز انجا بسمت زمین صفی کیانی بزرگ خانواده کیانی ومرحوم محرم کیانی وحاج محمد علی کیانی میرفت وقبل از ورود به زمین اقایان کیانی درب نرده ای ( لوش) دیگری وجود داشت که بعد ازان وارد راه میشدن وانتهای ان به زمین مرحوم حسین صباغی میرسید مردم برای ورود به چهار کوه که با پای پیاده ویا حیوان چهار پا واغلب با ارابه به داخل زمین مرحوم حسین صباغی میرسیدن واین ببعد دیگر مسیر ارابه رو نبود  پس تمامی ارابه داران ارابه میگذاشتن وبا پای پیاده ویا است وحیوانات به طرف چهار کوه حرکت کرده وبعد از گذشتن دامداری پرورش گاو (( گوبنه سر)) مرحوم اقای غضنفر رضا نژاد از نهر اب چهار کوه که به شالیزارهای پایین دست میرودمیگذشتن . این راه قبل از رسیدن به چهار کوه با راهی که از جاده شاه عباسی میاید ودر سمت شرق این راه عبوری وانشعابی از شاه عباسی دامداری (گاومیش) متعلق به مرحوم کل مشتی رسولی پدر کربلایی رسولی گاومیش پرورش میداد .

در دوران دور وقدیمی در سمت غرب این دامداری ونزدیکی مرغداری فعلی حافظ فقفوری درخت افرایی قطور وکهنسالی وجود داشت که بخاطر داشتن چهار شاخه بزرگ به (چهار چله افرا) مشهور بوده که بنا دلایلی؟؟؟؟ قطع گردیده واز بین رفته که البته کمتر کسی از ان خبردارد خاطره درخت را پشت سر میگذاریم وبه سمت چهار کوه راه را ادامه میدهیم وچند صد متری جلو تر سمت غرب ( برات تپه) واز مجاورت زمین مرحوم علیجان مازندرانی که این محدوده بنام مرحوم علیجان مشهور است گذشته وبعدعبور از یک سربالایی به محدوه اصلی زواردشت میرسیم وبعد بلندی به زمین مرحوم علیمحمد طیبی نرسیده بزمین مرحوم رمضان بالو یک درب نرده ای چوبی ( لوش) قرار داشت وبعد از چاه اب روستایی فعلی روستای ولاغوز راه به دوقسمت میشود راهی به طرف اب بندان ولاغوز وحدود 300متر بالاتر در زمین مرحوم حسین صباغی جایی که طالبان چارکوه در گذشته بخاطر صعب العبور بودن ارابه ها را در انجا باز میکردن زن ومرد از کوچک وبزرگ با پای پیاده به چهار کوه میرفتندکه توضیح داده شد .وراه دوم از بالاتر از چاه اب روستایی ولاغوز بسمت غرب همان راهی که از سالیکنده مردم اون روستا وبعضا سرکلاته خرابشهر از ان عبور میکردن وبا یکی شدن.

راه بطرف چهار کوه رهسپار میشویم وبعد از گذشت زمین مرحوم حاج دولت مصدق. از یک سربالایی ملایم عبور کرده ودر مجاورت ابی که از چهارکوه جریان دارد به یک اسیاب ابی در سمت چپ جاده ودر کنار زمین مرحوم حاج شعبان رضا نژاد قرار داشت که تا اواسط دهه 40 فعال بوده .........

ادامه دارد .........

از عزیزان تقاضا میگردد مطالب و تصاویری در این خصوص وجود  دارد برای ما ارسال نمایند.

با تشکر فراوان از آقای  جاسم صباغی

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

نام ها

خاطرات

چهارکوه

جاده

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 0:3
admin

تصاویر جوانان قدیم محله ولاغوز

از راست : 

محمودامامی، قربان علیزاده ،نشسته روی موتور:صابرامامی،حاج میرسن امامی -  اخری .سمت چپ: میرزاقا امامی

 

 

 

 

از راست : مسلم مهرجو  ، صابر امامی

 

 

 

از راست :  صابر امامی ، شیخ حسن حسینی ، محمود امامی

 

 

 

درازنو : از راست دوم : صابرامامی ، از سمت چپ پایین :  صادق رسولی

 

 

 

 

 

از راست : نورعلی مصدق ، صابر امامی

 

 

 

از راست : صابرامامی ، لطف الله فخفوری

 

 

 

 

زنده یاد پهلوان میرمحمد امامی 

 

 

 

صابر امامی

 

 

 

ازچپ : صابرامامی ، سیدابراهیم امامی ، نامشخص

 

 

ازراست : روی موتور :صابرامامی ، پرویز زنگی ، ابول کیانی

 

 

 

ایستاده از راست : مرحوم تقی البرزی ، اکبر  گیلانی 

نشسته : رمضانعلی گیلانی ، رجبعلی کیانی 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

جوانان

قدیم

ولاغوز

ولاقوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 0:2
admin

چشمه های ولاغوز : چشمه سر و علی(هلی) چشمه و ...

چشمه های ولاغوز : چشمه سر  و علی چشمه (هلی) و ...

چشمه های ولاغوز تا اوایل دهه 50 وجود داشتند و از مهمترین عنصر حیات زندگی و آبادانی بشمار می رفت . این چشمه ها آنقدر ارزشمند بودند که  قرن ها ماقبل دهه 50 و بعداز آن ، اهالی ولاغوز آب شرب مصرفی خود را با وجود اینکه در هر خانه چاهی جهت مصارف خانگی موجود بود ، جهت آب آشامیدنی از چشمه تهیه میکردند . درقدیم رسم بوده آب را در ظروف مسی ( مس کلء ، دولچه ،  گِدوش ) ،( "کِلء " در قدیم به خمره اتلاق میشده واز انجایکه جنس این ظرف مس بود به ان مس کِلء یا همان خمره مسی میگفتن.)

 ("دولچه"دول به ظرف چرمی که از چاه آب میکشیدن واین اسم برداشتی از آن ظرف هست ولی جنسیت آن از مس میباشد ). (گِدوش= گودوش = ظرفی مسی که از آن برای دوشیدن گاو استفاده میکردن) نگهداری و حمل می نمودند . در تاریخ ایران باستان یکی از نشانه های تقدس چشمه هست چون یکی از عناصر اربعه یا چهار گانه ادامه حیات هست ومهمتر از آن متعلق به بزرگ بانو(آناهیتا) همان الهه ای که الهه باروری زمین و زنان وحیوانات و ...  می باشد .

 

 نگارنده معتقد است آداب و روش هایی که در زمان گرفتن آب چشمه مرسوم بوده در ریشه تاریخ ایران باستان داشته که بصورت سینه به سینه از گذشته به ما انتقال داده شده است . از جمله روش های گرفتن آب در سر چشمه ، احتیاط در گرفتن آب چشمه و ارام نگه داشتن چشمه و گل آلود نشدن آب بود که همانگونه در تاریخ کهن ما ایرانیان آب  یکی از4 عناصر حیات که همانا ( آب) ،  باد، خاک وآتش بودند که مورد احترام واقع می شده است.

 چشمه سر :

در گذشته در ولاغوز معمولا" آوردن و حمل آب چشمه توسط زنان ودختران وحتی نوجوانان بطور دسته جمعی صورت میگرفت . درگذشته رسم براین بوده که دسته جمعی برای آوردن آب میرفتن وجمعی هم برمیگشتن در قسمت بیرون چشمه که دارای محوطه ای عریض وبزرگ وبسیار سر سبز وجود داشت ، همه در آن محوطه  جمع میشدن و ابتدا 3 یا 4 نفر بداخل آب راهی که از چشمه میامد وارد میشدن وبعد از طی یک مسیر حدود 30 متری که دو طرف آن دارای خارهای بوته و تمشک که در بعضی جاها بوته ها تا 10 متر ارتفاع داشت وارد میشدن و یکی از آن چند نفر که وارد تر وبااحتیاط تر بود وارد سرچشمه آب و قسمت مرکزی چشمه که آب از آن میجوشید (سر چشمه ) میرفت وبا کاسه ای که در دست داشت البته با احتیاط که گل آلود نشود و آرامش چشمه بهم نخورد وارد سرچشمه قرار میگرفت . در چشمه سر آب در 4نقطه بصورت جوشان با ارتفاع جوشش 4 تا 5 سانتیمتر خارج شده و بیش از 3 اینچ آب داشت .

از آداب و رسوم دیگر در گرفتن آب در چشمه های محله ولاغوز که بین اهالی مردم مرسوم بود آرام راه رفتن در چشمه بود و کسی حق نداشت در سرچشمه شوخی کرده وبا اینکار ارامش چشمه را بهم بزند. زن ویا دختری که آب برمیداشت جای خودش رو به کس دیگر نمیداد وتا اخر خودش بنوبت ظروف را پر میکرد واگر در حین آب گرفتن ، مرد ویا جوانی برای خوردن اب میخواست وارد چشمه شود از کسانی که بیرون چشمه بودن اجازه میگرفت واز بیرون خبر میدادن جوان و یا مردی میخواهد وارد چشمه شود آب بخورد که در این موقع زن ویا دختری که در سر چشمه بودبا پر کردن کاسه آب گیری وگذاشتن آن در جمع چند نفر دختری که بوده می ایستاد وجوان مودبابه از کاسه آب میخورد و با تشکر و قدردانی از چشمه خارج میشد . زنان ودختران بعد از آب گرفتن بطور دسته جمعی بطرف خانه هایشان حرکت میکردن وچشمه را تا روز یا روزهای بعد ترک میکردند.

در حاضرمتاسفانه از آن چشمه سر سرسبز و پرآب دیگر اثری وجود ندارد و آب آن کاملا خشک شد و  بقایای چشمه و  قسمت اعظم محوطه سرسبز چشمه سر به تصرف کسانی که اطرافش زمین داشتن در آمده و برخی هم قسمتی از چشمه سر را با بی مهری به زباله دان تبدیل نمودند و از چشمه وآبراه آن دیگر آثاری یافت نمیشود و به تاریخ سپرده شد .

در ادامه بعد از پشت سر گذاشتن خاطره های خوب گذشته چشمه سر و با آن همه زیباییش و درنهایت  با حفر چاهای عمیق در اراضی اطراف آن وتصرف زمینهای محدوده چشمه سر مورد  بی مهری های اهالی منطقه قرار گرفته است .

 

 

چشمه ی حاج غلام چشمه  (غلام معلم) :

با پشت سر گذاشتن خانه های اهالی ولاغوز به قسمت آیشی که  راه عبور آن از تپه سر می باشد می بایست گذر کرد . در نیمه های راه در قسمت بالا دست آیشی به منطقه ای که به مشهوربه (( مِلییر )) هست میرسیم  که  کمی بالاتر از " ملییر  " به چند چشمه کوچک ونه چندان پر آب  کنارهم که آب بسیار گوارایی از زمین میجوشد می‌رسیم که این چشمه اسم خاصی ندارد ولی این چشمه چون درزمین مرحوم حاج غلام معلم وجود داشت به اسم مرحوم خوانده میشد و به علت حفر چاهای عمیق در اطراف آن متاسفانه آب این چشمه هم خشک گردیده ودیگر آثاری از ان چشمه ومحیط چشمه  باقی نیست .

 

 

علی چشمه یا هلی چشمه :

آخرین مسیری که از ازگرد محله ( ولاغوز) و از قسمت خط آیش که همان قبرستانی جدید وفعلی ولاغوز که با همت مرحوم حاج سید علی حسینی واگذار گردیده ومردم فهیم ولاغوز اموات خود را در انجا بخاک می سپارند در ادامه مسیردر نزدیکی قبرستان جدید از خشتی پل  به  محدوده مشینگ سر که بسمت جاده شاه عباسی میرود بعد از طی مسافتی پر پیچ وخم که تماما"زمینهای کشاورزی وباغات میوه میباشد به نزدیکی های تپه علی  (التپه یا تپه ازگرد ) میرسیم .) . قبل از تپه چشمه ای پر از آب وجود داشت که بنام  علی چشمه یا هلی چشمه  معروف بود  که با تپه فاصله ی زیادی ندارد . این چشمه که به علی چشمه یا ( هَلی ) چشمه مشهور است ، اسم این تپه هم برداشتی از اسم چشمه می باشد . این چشمه در قدیم آب بسیار صاف وگوارایی داشت و حتی  در نزدیک چشمه استخری کنده شده بود که آب چشمه درآن جمع میشد وجوانان ونوجوانان در آب خنک آن شنا میکردند . این استخر حدود4×3 متر طول وعرض وعمق ان حدود 1.5متر بوده وآب آن برای مصرف آشامیدن و کشاورزی استفاده می گردیده است . متاسفانه در زمان نه چندان دور و درسال های اخیر با حفر چاههای عمیق باعث خشک شدن آب چشمه شد  والان در این زمان از ان استخر زیبا وعظمت این چشمه (( علی چشمه یا  هلی چشمه)) هیچ چیز باقی نمانده و محدوده و مکان چشمه نیز تصرف شده وهیچ آثاری از چشمه واستخر خاکی ان باقی نمانده است .

در سمت شرق علی (هلی ) چشمه وراه در کنار جاده درخت( فک )( بید)کهنسالی بوده که آنهم با بی مهری قطع گردیده والان از آن درخت با عظمت زیبا ، فقط کنده وریشه ای پوسیده  باقی ماند ودر حال از بین رفتن هست و باید افسوس خورد...

 

محل درخت بید  در کنار چشمه ، که متاسفانه قطع گردید

با تشکر از آقای جاسم صباغ

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

چشمه

ولاغوز

چشمه سر

علی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 0:1
admin

داستان ناپدیدشدن هواپیما(طیاره) در محله ولاغوز

داستان ناپدید شدن هواپیما در محله ولاغوز

زمانی که خاطرات و داستان های قدیمی محله ولاغوز را از زبان بزرگان و ریش سفیدان محله می شنوم بسیار برایم جالب و جذاب است . محله ولاغوز که جای جای آن خاطرات ارزشمندی دارد و چه بسا افرادی  و بزرگانی بوده اند که با تمام خاطرات خوب  و بدشان الان در میان ما نیستند و فقط نام و خاطرات زیبایشان برای ما به یادگار مانده است . نکته ای که وجود دارد آنست که گاهی اوقات به خاطراتی مواجعه میگردیم که خواننده را متعجب می سازد ولی این رفتارهای افراد در جامعه در هر عصری طبیعی است . لذا شرایط اقتضاء آن دوره ایجاب می کرد که شخص در جامعه چنین رفتارهایی را انجام دهد . بطور کلی باید شرایط هنجار و ناهنجاری های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و ... هردوره را باید با عصر و زمان آن دوره مقایسه نمود . بطور مثال در دوره قاجار و دوره پهلوی بنا بر شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه ، دزدی کردن نوعی فرهنگ بشمار می رفت ... فرهنگ دزدی عرف جامعه بود . بطوری که اگر فردی  قصد ازدواج داشت به وی می گفتن دزدی بلدی یا نه ؟  دزدی کردن درقدیم نوعی شهامت بشمارمی رفت و نشانه مرد شدن بود .آنگونه کلمه دزدی کردن مرسوم بود که با افتخار بیان می شد . در گذشته دزدی کردن نشانه شجاع بودن ، قوی بودن ، نترس بودن و دلیر بودن افراد در محله محسوب می شد.

از دیگر داستان های محله ولاغوز که از خاطرات عزیزان بیان می شود داستان ناپدید شدن هواپیمای سمپاس در محله ولاغوز است که در دوره رضاشاه پهلوی انجام گرفت و توسط مرحوم سیدابراهیم امامی  و مرحوم جمال (مشتی) کفاش در منطقه کشاورزی  نسخ (شالی زار) انجام شد . این هواپیما که کاربرد سمپاشی داشت بسیار سبک و کوچک بود . هواپیما برای سوختگیری و بارگیری سموم مجبور به فرود در زمین های کشاورزی  نسخ شالیزار شد . خلبانان هواپیما بدلیل خستگی در حال استراحت و درخواب شدند . مرحوم سیدابراهیم امامی و مرحوم جمال مشتی کفاش در آن مسیر با اسب با قره سو رفت آمد داشتند که متوجه این هواپیما شدند . آنها بسیار شجاعانه و بدون هیچگونه هراسی بال های هواپیما را بستند و تا اوایل اسفالت انتقال دادند . آنها با بررسی هواپیما متوجه شدند که این هواپیما چیزی برای استفاده ندارد و آن را در همانجا رها نمودند . خلبانان با بیدار شدن از خواب دنبال هواپیما گشتند که با جستجو ، آن را درجاده پیدا نمودند که از نحوه چگونگی انتقال آن بسیار متعجب شدند که این افراد با چه مهارتی و شجاعتی اقدام به این کار نمودند ....

مرحومان سید ابراهیم امامی و جمال (مشتی ) کفاش درحاضر در میان ما نیستند . روحشان شاد و یادشان گرامی

با تشکر از آقای سیدعقیل امامی بابت ارائه خاطرات . 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

داستان

دزدیدن

هواپیما

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 0:1
admin

خانه قدیمی گالِه بسر در محله ولاغوز

خانه قدیمی گالِه بسر

در قدیم پوشش سقف خانه ها از گیاه چگن ( چقن) بود که به اون خانه گالِه بسر میگفتن که معماری اولیه خانه های روستای ولاغوز در حدود 100 سال پیش به این شکل بود...

 

 

با تشکر از آقای جاسم صباغ 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

خانه قدیمی

گالِه بسر

پوشش سقف

گیاه

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 0:0
admin

ظروف مسی قدیمی در محله ولاغوز

(( دولچه )) ظرفی مسی که در قدیم برای اوردن اب در محله ولاغوز استفاده می شد . این ظرف مسی حتی برای خوردن آب در سفرهایقدیم محله ولاغوز استفاده میشده است...

 

 

 

 

,,گدوش,, یا ,,گودوش,, این ظرف مسی برای دوشیدن گاو از ان استفاده میشد

 

 

 

 

 

مسکِلَه= کِلَه در قدیم به خمره میکفتن از انجایی که این ظرف مسی بوده به ان خمره مسی یا مِسکَله میگفتن وبرای اوردن اب از چشمه وچاه ازان استفاده میشد.

 

 

 

منقل =در قدیم برای گرم شدن کرسی ویا خارج از کرسی ازان استفاده میکردن.

مِجمَه= سینی بزرگ وگرد با گنگره ویا ساده مسی را میگفتن که هم در مهمانیها برای سِرو غذا ویا حتی سفره یک یادو نفره ازان استفاده میشد

 

 

 

 

یادش بخیر در گذشته ( استا چینی بَش زن مله ) دور میزد و مردم قوری وبشقاب،چاقبله و سایر ظروف را  بَش می زد .اگه درنه وشان دست درد نکنه اگه بمردنه خدا وشانره بیامرزه

 

 

 

 

با تشکر از آقای جاسم صباغ 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

دولچه

گدوش

مسکله

منقل

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:59
admin

پهلوان کل مشتی مصدق اولین پهلوان کشتی شمال ایران از دیار روستای ولاغوز

پهلوان کل مشتی مصدق اولین پهلوان کشتی شمال ایران از  دیار روستای ولاغوز

پهلوان واژه‌ای فارسی است که درآسیای باختری برای نامیدن برخی ورزشکاران به کار می‌رود. پهلوان ترکیبی‌است از «پهلَو» + « ان» و آن را منسوب به پَهلَو سرزمین پارت دانسته‌اند که مردمانش به توانایی و دلیری شهرت داشتند. سنت‌هان ایشان هم که آمیزه‌ای از سلحشوری و جوانمردی بوده‌است نزد ایرانیان به سنت پهلوانی مشهور گشت و بر زندگی و حماسه‌های ایرانیان تأثیر بسیاری گذاشت.

زنده یاد پهلوان , مشهدی مصدق کردمحله معروف به کل مشتی فرزند شیخ عبدالرسول متولد 1303 درمحله ولاغوز شهرستان کردکوی گلستان در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.

دراثر استعداد ذاتی و اندام مناسب که برخوردار بود جهت کشتی گرفتن در مجالس عروسی که در روستاهای شهرستان کردکوی مرسوم بود شرکت میکرد و با رقبای محلی کشتی میگرفت، بعلت داشتن اندام ورزیده و فنون عالی در کشتی محلی میاوندی (باشال)  به سرعت ترقی کرد و پهلوان منطقه شد.

پهلوان کل مشتی مصدق در سال 1323 به خدمت مقدس سربازی اعزام میشود .او محیط سربازی رایرای خود فرصتی مناسب دانسته و شایستگی خود را در قسمت ورزش کشتی به فرماندهان نشان داد.

در سال 1324 به مسابقات قهرمانی کشور اعزام میشود او دراین مسابقات حریفان نیرومندی را مغلوب و در رشته باستانی به مقام دوم کشور دست یافت.

اوج کار پهلوان کل مشتی مصدق این روستا زاده پهلوان در مسابقات قهرمانی کشور سال 1325 بود.او دراین مسابقات با وجود کم لطفی پایتخت نشینان در کشتی فینال در حضور پهلوانان نامی همچون عباس حریری،ضیاء میرقوامی،منصور میرقوامی به مقام دوم دست یافت.

کل مشتی مصدق مهارت بسیار بالایی در اجرای فن لنگ داشت که مفسرو کارشناسان کشتی از فن لنگ مشتی یاد می کنند و حتی فن مشتی در فنون کشتی بنام ایشان در تاریخ به ثبت رسید.

عطاء بهمنش روزنامه نگار و مفسرو مجری برجسته كشتی هر گاه صحبت از كشتی قدیم ایران میگردد،  نام مشهدی مصدق را می برد و اصولاً فن لنگ مشهدی مشهور و سرمشقی برای كشتی گیران بعد از او بود. 

کل مشتی بجز پهلوانی یک شخصیت اجتماعی قابل احترام در منطقه بحساب می امد، و در نهادهای مختلف به مردم خدمت زیادی کرد. مردی که دارای خصوصیات منحصر بفری بود و خارج از چهارچوب رایج در روستای ما زندگی کرد. حقیقتاً نمیدانم در مورد ایشان چه بنویسم. 

مردی با کوله باری از تجربه و خاطره و تاریخ. وجه تمایز ایشان از سایرین در این بود که نه اهل تعریف و تمجید کردن از خود بوده و و نه اهل لاف  و بزرگنمائی. حرف هایش سند بود. هر چند زمانی به ما رسید که نه حال و دل و دماغی برای ایشان مانده بود و نه ما وقت کافی و لازم داشتیم که از ایشان مطلب واکشی کنیم . نویسنده اگر راغب به مطالعه در تاریخ شده ام فقط و فقط بخاطر تعریف ایشان از حوادث تاریخی ایران و همسایگان ایران بود. یک روز صبح در حالیکه سر حال بود برایم از تاریخ عراق گفت . از بی عرضگی ملک فیصل پادشاه فیلم دوست عراق و تیز بینی وزیر ایشان مرحوم نوری سعید. از ژنرال عبدالکریم قاسم از عبدالرحمن عارف از حزب بعث و ترقّی صدام در دستگاه حسن البکر از حرث القومی و جنایات آنها .

از فوت ام کلثوم و شرکت کردن پا برهنه انور سادات در مراسم تشیع جنازه او. و برای من که در ان زمان دانشجو بودم دانستن تاریخ عراق و مصر برای فرد بیسوادی مثل ایشان مایه تعجب بود و این مسائل بود که ایشان را از پیر مرد های هم سن و سالش متمایز می کرد. در همان هنگام کتاب خاطرات ارتشبد فردوست بدستم رسید روزی عکس های ضمیمه آن کتاب را نشانش دادم. هر عکس از نظامیان را که می شناخت به من می گفت و من با تعجب میدیدم که دقیقاً اسم آن شخص زیر عکس نوشته شده است. این عکس ها همگی مربوط به زمانی می شد که ایشان در خدمت سربازی در تهران بوده و آن ها را میدیده . از بهرام آریانا - عبدالله حجازی – نعمت الله نصیری( که فرمانده گروهانش بود و در آن زمان درجه اش ستوان یک بود) تیمسار جم- حاجعلی رزم آرا و از وطن دوستی او و خیلی چیز های دیگر که برایم تعریف می کرد.ارام و شمرده و متین. از دعوت او به کلوپ حزب ...  ( پس از خراب کردن خانه قدیمیش من اتفاقا، کارتی را پیدا کردم به این مضمون :

جناب آقای مشهدی مصدق

از شما دعوت میشود به صرف چای در بعد از ظهر روز..... به کلوپ

حزب ... در خیابان ........

من این کارت را نشانش دادم و گفتم قضیه این کارت چیست. گفت برایم بخوان . برایش خواندم . پیر مرد یادش آمد. گفت : بله من در سربازی بودم که حزب ...  این کارت را برای من فرستاد. من کارت را به نعمت  الله نصیری که فرمانده گروهانمان بود نشان دادم و از او اجازه خواستم. که نصیری مرا از رفت به آنجا باز داشت..........

 بالاخره در شامگاهان روز چهار شنبه پهلوان کل مشتی مصدق هم از کنار ما رفت...

 روحش شاد و یادش همیشه گرامی باد...

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

کل مشتی

پهلوان

کشتی

ولاغوز

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:58
admin

نام‌های پیشین استان‌های ایران

نام‌های پیشین استان‌های ایران

طبیعتا شهرهای ایران دارای اسامی زیادی بوده‌اند که اسامی غالب و رایجتر هرمنطقه درایران قدیم انتخاب شده است ...

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

استان

ایران

شهر

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:57
admin

اولین تراکتور در محله ولاغوز

اولین تراکتور در محله ولاغوز

در سال 1345 شمسی تعدادی تراکتور یونیورسال از کشور رومانی و چند کشور دیگر وارد و در اختیار کشاورزان مستمر گذارده شد.

 اولین تراکتور در روستای ولاغوز به حدود بین سال 1311 تا سال 1345 میرسد که افرادی که توانایی مالی مناسب داشتند می توانستند آن را خریداری کنند . تراکتور در ولاغوز در زمان خودش بخصوص در گذشته وسیله بسیار ارزشمند برای کمک در کارهای کشاورزی و حمل و نقل بود . در آن زمان افراد ذیل دارای اولین تراکتور در محله ولاغوز بودند :

اولین تراکتور- حاجی عرب پدر مرحوم شیخ عقیل عرب - تراکتور ذغالی 

مرحوم                رضانژاد - تراکتور چرخ آهنی

مرحوم حاج دولت مصدق – BM   4 سیلندر

مرحوم سید ابراهیم امامی – هانوماگ 60  آلمانی

مرحوم حاج فغان مقدم  - BM   3 سیلندر

مرحوم حاج عباس مصدق

مرحوم حاج سیدوجی موسوی – فرگوسن 155 کوچک

حاج مصطفی رسولی – هاناماگ  61

و ...

 

از سال 1353 شمسی پس از تأسیس کارخانه تراکتور سازی تبریز، این کارخانه شروع به وارد کردن تراکتور مسی فرگوسن و مونتاژ آن نموده است. به موازات این کارخانه، کارخانه جان دیر اراک در سال 1352 شروع به مونتاژ انواع تراکتور شش سیلندر جان دیر کرده بود. 

واژه تراکتور یک کلمه خارجی است و معنی آن «کشنده» می باشد. این واژه اسم فاعل ساخته شده از واژه  Tratioxبه معنی کشش است. دید کلی این کلمه به ماشینهایی اطلاق می شود که جهت کشیدن یک بار یا یک وسیله بکار می روند. در واقع تراکتور وسیله ایست که برای تامین قدرت مورد نیاز جهت کشیدن وسایل و تجهیزات مورد استفاده قرار می گیرد. شاید اکثریت مردم با شنیدن کلمه تراکتور ذهنشان به کشاورزی و کاربرد این وسیله در کشاورزی معطوف گردد، لیکن لازم است بدانیم که تراکتورها دارای انواع گوناگونی می باشند. مثلا تراکتورهایی با عنوان تراکتورهای صنعتی و یا راهسازی نیز وجود دارند. تاریخچه پیدایش و سیر تکاملی پیدایش ماشینهای کشش (تراکتورها) به شکل امروزی در حدود 150 سال قبل آغاز شد. 

در سال 1308 شمسی اولین تراکتور نفتی ساده برای مدرسه عالی فلاحت کرج خریداری گردید تا دانشجویان بتوانند با طرز کار آن آشنا شوند و آن را در مزارع برای عملیات کشاورزی مورد استفاده قرار دهند. 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

مرحوم حاج دولت مصدق

مرحوم سید ابراهیم امامی

مرحوم حاج فغان مقدم

مرحوم حاج عباس مصدق

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:56
admin

آروس چلو (عروس چلو) یا همان " چاه روس ها " در ولاغوز

آروس چلو (عروس چلو) یا همان " چاه روس ها " :

از آثار بجا مانده از زمان ورود روس ها در منطقه بیرون تمیشه که دو تا از آثار آن در منطقه قابل رویت می باشد وسومی در دل خاک پنهان است :

1-  منبع آب شهر کردکوی که در زمان روس ها در این منطقه احداث شده بود که مصالح آن از ملات آجر وسیمان ساخته  بودند . این چاه حدودا" در 3 دهه گذشته از آن جهت شرب آب اهالی کرد کوی ( کردمحله ) استفاده می گردیده و از نمادین شهر کردکوی در مسیر خیابان جنگل محسوب میگردد .

2-  اروس چلو ( چاه اب روسها ) این چاه در منطقه اراضی کشاورزی مرز در نزدیکی روستای قره سو قرار دارد که هنوز از  آب آن بهره برداری میشود این چاه با دست حفر شده بود و مصالح در آن از ملات اجر وسیمان و قسمتهای انتهایی ان بصورت تقریبا کمی عریض تر ( تنوری) از مصالح اجر وسیمان بصورت شبکه ای ریز چیده بودند . ولی از جنبه مقاومت بسیار مستحکم میباشد.کاربرد ان در ابتدا برای اب شرب روسها در زمان اشغال وبعد از ان بالوله کشی اب روستای قره سو را تا این اواخر تامین میکرده واخیرا توسط اشخاص خریداری شده و بهره برداری میشود . شایان ذکر است چاه فوق ، آب بسیار گوارایی دارد.

3- چاه اب در روستای ولاغوز در سالهای 44 و 45 که درتنها مدرسه ولاغوز واقع درجنب  ایستگاه تاکسی فعلی در داخل محوطه مدرسه چاهی وجود داشت که این چاه تقریبا در ضلع شمال شرق مدرسه وجود داشت ودر آن زمان ازسر نا آگاهی یا  بقول خودشان بخاطر اینکه از خطرات  احتمالی اینکه کسی داخل ان سقوط نکند دستور به پرکردن ان دادن همه دانش اموزان از کلاس اول تا ششم موظف بودن هر اشغال و کاغذ وغیره را داخل ان بریزند تا پر شود و به مرور زمان پر شد . در آن سالها حدود 3متری از ان چاه خالی بود . این 3متر خالی ، دیوارهایش را ازسیمان صاف ، ماله کشی شده بودند وحدود یک متر لبه های ان از سطح خاک بالاتر بود ودر ان زمان شاگردهای کلاس بالاتر ومخصوصا معلمان از حفر ومعماری ان توسط روسها سخن میگفتند .از قسمت انتهایی چاه چون پرشده بود اطلاعی در دست نیست.

 

مطلب ارسالی از : آقای جاسم صباغ – با سپاس فراوان از ایشان 26/5/1396

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

آروس چلو

ولاغوز

منبع آب

کردکوی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:55
admin

تبارشناسی طایفه نام خانوادگی " امامی " در محله ولاغوز

تبارنامه نام های خانوادگی امامی در محله ولاغوز

از طایفه های دیگر در محله ولاغوز ، نام خانوادگی " امامی " می باشند که دراین محله  زندگی می کنند . جهت بررسی ریشه اصلی نام خانوادگی امامی  با دو تن از عزیزان این طایفه بنام های آقایان سیدمیرزا اقا امامی و سیدعقیل امامی به گفتگو پرداختم . اقای سید میرزا اقا امامی ، نام خانوادگی اصلی طایفه خود را " حسینی " بیان نمود که به امامی تغییر داده شد . وی به نقل از پدران خود بیان می کند که نیاکان آنها اصالتا" از روستای حاجی آباد هستند که به روستای ولاغوز در گذشته های دور درحدود200 سال پیش نقل مکان نمودند و حتی تا دوره پدربزرگ ایشان رفت و آمد خانوادگی بین آنها وجود داشت .  درگذشته اجدادشان در منطقه حاجی اباد به شغل کشاورزی  و دامپروری مشغول بودند و در آن زمان نیاکان آنها با آباد کردن جنگل ،زمین های کشاورزی برای خود مهیا می کردند . وی نام خانوادگی بزرگان خود را در گذشته در حاجی آباد (( میر )) بیان کرد که با کوچ و اقامت به محله ولاغوز بدلیل وجود امکانات بهتر در منطقه استراباد و ولاغوز و توسکایش  به نام خانوادگی" حسینی " تغییر دادند . پدربزرگ آنها فردی بنام میرمعصوم حسینی بود که اقای میرزا امامی از نقل آقا حسین کیانی که 92 ساله بود و در 30 سال پیش فوت کرده بود  به وی گفته بود که این نام پدربزرگ وی میرمعصوم نامدار پدرش میرمعصوم بوده که در سن جوانی فوت کرده بود . میرمعصوم علمدار و فردی مورد اعتماد محله ولاغوز بود.

 وی افزود : یکی از فرزندان مرحوم سید میرمعصوم حسینی ، مرحوم پهلوان سید میرمحمد امامی بنا بر اعتقادات مذهبی ، فامیلی خود را به " امامی " تغییر داد ولی میریحیی و فرزندانش سیدکریم حسینی و ... به همان نام فامیلی " حسینی " ماندگار شدند .

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

امامی

ولاغوز

ولاقوز

کردکوی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:55
admin

ولاغوز و شیرداربن ازنگاه کتاب (( سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و ... ))مولف:«مسعودگلزاری»

ولاغوز و شیرداربن ازنگاه کتاب (( سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و ... ))

مولف : «مسعودگلزاری»

 

از کتاب (( سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و ... )) مولف : «مسعودگلزاری» نسخ متعدی دردست است، کتابی که از نظر دیدخواننده گرامی می گذرد، کتابی است درباب جغرافیای سرزمین های جنوبی دریای مازندران همراه بناها وآثارتاریخی ونرخ مواد خواروبار و تواریخ محلی وگوشه های ازوقایع زمان درسالهای 1286 و1277 ه . ق که به دست میرزاابراهیم نامی  برای ژنرال درن نوشته شده است.

     

 میرزا ابراهیم نامی در29 رمضان 1276سفر خود را آغاز کرد ودر20 ذیقده 1277 به پایان

رسانیده است. وی دربخشی از کتاب در صفحه 43 می نویسد ...

...سی چهل قدم گذشته پل چوبی است که آب هردویکی شده به قریه باغو می رود.ایضا

جوی آب است که به کارکنده می رود رد شده وبه خرابه شهرمیرسدکه قبرستان بزرگ

 داردکه ازآجرخرابه-شهر،سرقبرهاکارکرده اند.وامام زاده(ای)دوره محصور وسفیدکاری

 (دارد که) اسمش امام زاده قاسم پسرامام موسی (ال) کاظم علیه السلام است،که سرش را

سفال پوش نموداند.

وآجربسیارریخته است وکسی نشان نمی دهد که در چه تاریخ این شهرآباد بودو کی خراب

 شده است.سمت جنوبی،ده سرکلاته است که بقرارهفتادهشتادخانه وارند،وبه کوه نزدیک است.

آخرخرابه شهروقبرستان حدسدانزان وبلوک سدن رستاق است که راه جزبه کردمحله

 نصف می شود.

صدقدم گذشته رودخانه کوچک الوندکیاب است.(ازآن)ردشده ،دوره جنگل بزرگ است که

درختهای بلند صاف هموارسربه هم آمده دارد.وازجوی آبی گذشته طرف راست،

درخت کوندل افرااست.

درخت کلفتی است (که) میانش شکاف دارد (و) درزیرش چاهی کنده اندکه پهلویش

سنگ ریخته است.قدری گذشته طرف چپ خیابان راه دارد.

دوره گندم زارودرخت (توت)است.وبعدرودخانه (ای) که چهارجابایدازآب گذشت، واسم

رودخانه شیرین داربن ((1))است. ازرودخانه وجنگل درآمده جوی آب است.

و(از)شالی (ی) بزرگ ردشده داخل محله وخانه های کردمحله می شود.

وی در خصوص (کردمحله)  و محلات و ده های آن می نویسد ...    

که صاحب اختیارکردمحله،رضاقلیخان پسرمصطفی خان است.

برادرش نظرعلیخان کلانترمی باشد.وخانه های کردمحله ازچوب ونی است،سوای خانه های

 مصطفی خانی که ازآجرخرابه شهرساخته اند.

(کردمحله) پنج محله دارد: اول بالابلوک، دویم توسکایش،سیم پولکی ودرازکله(1)و

 چهارم ولاقوز و شیرداربن (و) پنجم سالی کنده وملاکیله. ورودخانه قراسودرنیم فرسخی

 است (که ازآن)ماهی حرام وکپوروماهی سفیدصیدمی شود.اجازه اش بیست تومان(است).

وخانه های کردمحله ازجهت رطوبت به مثل جز،روی چوب ساخته اند.

وبیشترحاصل کردمحله برنج است. وچهارصدمن تبریزابریشم به عمل آید.

وقلیل گندم وجووگندم هم کارمی کارند.وزنهای ایشان هم شعربافند.وصورت خوب

 هم یافت می شود. وکوه مقابل کردمحله رادکان است.وکوه شرقی شا(ه) کوه می باشد.

وازکردمحله به شهراسترآبادپنج فرسخ چارپاخانه است.وسابق ازاین اهل کردمحله

 هزاررأس گا(و)میش داشتند.همه راترکمان به سرقت برده است.

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

ولاغوز

شیرداربن

سفرنامه

شمال

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:53
admin

عكس قدیمی دهه٥٠جوانان قدیم ولاغوز-امام زاده چهاركوه

نوستالژی

عكس قدیمی دهه٥٠جوانان قدیم ولاغوز-امام زاده چهاركوه

ارسالی از آقای حمزه طیبی

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

چهارکوه

نوستالوژی

جوانان

قدیم

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:51
admin

تپ کشی( توپ کشی) بازی قدیمی فراموش شده ولاغوز

تپ کشی( توپ کشی) بازی فراموش شده ولاغوز

این بازی یک بازی جمعی بوده و دو گروه مقابل هم انرا انجام میدادن وتا انجاکه بیاد دارم این بازی به احتمال زیاد فقط در این روستا ( ولاغوز) رواج داشته و دربین  نوجوانان ،جوانان وحتی بزرگسالان رواج داشته و ورزشی همه گیر بوده ولی متاسفانه بکلی فراموش شده است این بازی را هر جا که توپی به اندازه توپ تنیس وچوبی صاف به اندازه 1متر وبا محوطه ای بزرگ  می شد بازی را شروع کرد .شیوه وقانون بازی به این صورت بوده که ابتدا دو نفر بعنوان استا یا بازی گردان یارگیری میگردن وانتخاب بازیکن با صدا کردن بازیکن اورا به بازی دعوت میکردن واین کار نوبتی بود که هر استاد یک نفر را انتخاب میکرد ونوبت را به استاد بعدی میداد تا نفرات تکمیل میشد وتعداد نفرات هر گروه نباید از 6 نفر کمتر می بود بعد از یارگیری برای اینکه کدام گروه بازی را شروع کند با سکه شیر یا خط میکردن وگروه شروع کننده را معین میکردن شروع بازی به این صودت بود بازیکنان شروع کننده در نقطه شروع جمع میشدن وفقط یکنفر از گروه مقابل در نقطه شروع حاضر بود وکار اونیکه در نقطه مقابل در فاصله 2متری روبرو باپرت کردن توپ به صورت ارام به طرف بازیکن رقیب خود بود وبازیکن رقیب یا شروع کننده با چوب ضربه محکم ودقیقی به توپ وارد میکردبازیکنان مقابل هم در جاهایی که استادشان معین میکرد مستقر میشدن که توپهایی را که بازیکنان مقابل میزدن اگر در هوا بدون اینکه به زمین بخورد با دست میگرفتن جای بازی کنان عوض میشد وبازی را نفرات متقابل شروع میکردن وگروه مقابل توپ جمع کن میشدن ولی این بازی قوانین وترفند هایی هم داشت استاد برای اینکه چنین مسائلی پیش نیاد به بازیکنانی که توپ زن خوبی نبودن یاد اوری میکردن که توپ را ارام زده که چند متر جلو تر به زمین بخورد وبازیکنان رقیب توپ را در هوا نگیرند غیر از استاد تمامی بازیکنان حق یکبار زدن توپ را داشتن ولی استاد میتوانست 5 بار توپ را بزند که به اون فرد زننده توپ 5 توپ هم میگفتن والبته بنا به شرایطی هریک از بازیکنان میتوانستن 5 توپ باشند . 

درادامه قوانین بازی تب کشی ،  غیر از استاد بقیه بازیکنان اول وقبل از استاد هر کدام یک توپ میزدن ولازم به توضیح هست که باهر توپ بلندی که بازیکنان با چوب میزدند یکنفر ویا چند نفری که یک توپ خود را زدن  میتوانستن با سرعت از مبداء بطرف مقصد حرکت کنند ویا برگردن ویا صبر کنند وبا 5 توپی که استاد میزند به مقصد یا همانجایی که از قبل معلوم کردن رفته وبازگردد. حال اگه یکی از این افراد برمی گشت به جای اولی که توپ را زده بود بازی به روند خود ادمه داشته ولی اگریکی ازاین بازی کنان بجای اول برمیگشت برگشت ودر انجا از بازیکنان خودی کسی حضور نداشت. میتوانست 5 توپ بزند واگر بنا به هر دلیلی استاد وتمامی یاران وی توپ را میزدند ولی قادر به بازگشت نبودن در اینجا استادخودس یا فردی را که از همه سریع تر بود را انتخاب میکرد ودر مقابل بازیکنان توپ گیر هم فردی را انتخاب میکردن وتوپ را به او میدادن وبا فاصله معینی که طرفین معین میکردن ادامه پیدا میکرد این قسمت از بازی تایین کننده بود اگر در این مبارزه بازیکن توپ گیر با توپ در زمان حرکتش توپ را با دست به بدن بازیکن میزد جای بازیکنا عوض میشد ودر غیر اینصورت بازی به روند خود ادامه پیدا میکرد.

این یک بازی مفرح وپر تحرک بود واز جنبه فرهنگی ضرب المثلهایی هم به ارمغان گذاشته که دوتا از این ضرب المثل ها به عرض میرسد.

پنج توپ : در مورد ادمهایی که از جنبه مالی ویا روحی وسلامتی جسمی در سطح بالابی بودن اشاره میشد به این مظمون که فلانی 5توپه.

نا تپ زنی نا تپ گیر: در مورد اشخاصی کاری از آنها بر نمی آمد ودر کاری سر رشته نداشتن کاربرد داشت. فلانی نا تپ زنه نا تپ گیر

با تشکر از:  آقای جاسم صباغ بابت ارسال مطلب

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

بازی

قدیمی

توپ کشی

تپ کشی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:49
admin

موقعیت منطقه جغرافیایی و نقشه هوایی محله ولاغوز

موقعیت و نقشه هوایی محله ولاغوز شامل ، منطقه جغرافیایی ، ولاغوز ، کردکوی ، سرکلاته خرابه شهر ، سالیکنده ، چهارکوه ، تپه باجگیران ، بازگیر تپه ، تپه ازگرد محله ، درازنو  و ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

موقعیت

نقشه هوایی

محله

ولاغوز

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:47
admin

مغازه های ولاغوز در دهه 40 حدود 50سال پیش

مغازه های ولاغوز در دهه 40 حدود 50سال پیش.

وبلاگ محله ولاغوز مطلب ارسالی از اقای جاسم صباغ را برای خوانندگان محترم منتشر می نماید:

مغازه های ولاغوز در دهه 40 حدود 50سال پیش از نگاه آقای جاسم صباغ :

در 50 سال پیش در خیابان ومحله های مختلف ولاغوز بیش از 20 دکان (مغازه ) وجود داشت و دکانهایی را که خودم (جاسم صباغ ) شخصا ملاحظه کردم به عرض میرسانم . بالاتر از ایستگاه تاکسی وحمام ولاغوز چهارراهی هست که در مسیر این چهارراه دکانهایی که وجود داشتند ومتعلق به چه اشخاصی بوده به عرض میرسانم .

از چهار راه به سمت جنوب ( محله تپه سر) اولین مغازه متعلق به مرحوم کل مشتی فلاح بوده که عمده کارش فروش برنج بوده ودر کنارش قند وچای و تنقلات و شکلات و نون قندی وگاها نفت هم میفروخته .

ودرکنارش مرحوم کربلایی حسن مسگر بقالی میکرده و او هم صرف نظر از قند وچای به صورت (چلکه خرینی) خرده خریدن پنبه اشتغال داشته ودر فاصله چند متر بالا تر از  مرحوم کربلایی حسن مسگر یک مغازه بقالی دیگر وجود داشت که کمی شیک تر از سایر مغازه ها بود شاید هم بنظر من اینطور میامد این بقالی متعلق به مرحوم قربان رسولی بوده ودر چند ده متر جلو تر به سمت جنوب تنها ومتاسفانه اخرین اهنگری ولاغوزبوده که توسط مرحوم اوستا رمضان اهنگراداره می شده است.

قدری جلوتراز اهنگری اوستا رمضان مغازه مرحوم حسین فقفوری که اخرین مغازه سمت چپ بوده .

باز بر میگردیم به ابتدای این خیابان ( خیابانی که به طرف تپه سر) میرود واین بار مغازه های سمت راست را از نظر میگذرانیم : اولین مغازه سمت راست متعلق به مرحوم یار محمد ایلات بوده که در جلوی این مغازه گاو  و گاومیش قصابی میکرده وبه صورت ازاد ( خارج از مغازه) به مردم میفروخت  و چند ده متر جلو تر مغازه مرحوم کربلایی نجیب کیانی بوده که در کنار ان تنها نانوایی لواشی ولاغوز ؟؟؟ بوده واخرین مغازه سمت راست این خیابان مغازه مرحوم اقا نصرت صابری بوده است.

با اجازه بزرگواران بقیه مطالب را بعدا به عرض میرسانم امیدوارم از کوتاهی وناکامل بودن مطالب بنده را عفو بفرمایید.

در ادامه بار دیگر گشتی در روستای ولاغوز زده واز بافت قدیمی مغازه ها ی ولاغوز  و با نامبردن صاحبان ونوع کسب یادی از50 سال گذشته میکنیم . وبرای بهتر در حال وهوای گذشته گرفتن از مرکز کسب روستا که همان دکان درمی باشد شروع میکنیم .

در چهار راه ولاغوز که همان ( دکاندر) میباشد محل تجمع کارگران روز مزد ودیگر اقشاردر گذشته وحال میباشد قبلا دیداری از مغازههای خیابانی که به سمت جنوب ( تپه سر) میرفته دیدن کردیم وامروز حرکتی به سمت غرب ( طالقانی محله )میرویم نبش شمالی خیابان مغازه مرحوم محرم کیانی قرار داشت ک تقریبا تمام مایحتاج مردم در این مغازه وجود داشت از برنج ادویه جات قند چای نخ وسوزن نفت کبریت و......وجود داشت ودر همین مغازه خرید پنبه هم صورت میگرفت وغیر مواد گوشتی تمام ارزاق وجود داشت.  در ظلع جنوبی این معازه مغازه مرحوم یار محمد ایلات وجود داشت که توضیحات ان قبلا داده شد جلوتر از ان یک نانوایی ویک بقالی در اواخر دهه 40 واوایل دهه 50 وجود داشت که مغازه بقالی متعلق به مرحوم گلمحمد صابری بوده در روبروی ان یک نانوایی بربری ( کمبه) وجود داشت ودر اخرطالقانی محله تنها یک مغازه وجود داشت که متعلق به مرحوم سید جلال بنی هاشمی بوده ودر ان لوازمات لاستیکی وچرمی وتوپ و پلاستیکی برای بازی تبکشی وتب مئینه که( بازی بسیار جالبی بود که بعدا به تفسیر با ذکر قوانین بازی بعرض میرسانم) وهمینطور چرم پاتو که نوعی پاپوش بوده. وهمینطور پاتو و چمتا بفروش میرسید .

در ادامه دکاندر ودکانهایش. در ادامه از چهار راه دکاندر به سمت شمال که در نهایت ان به مسجد میرسید در این مسیرسمت چپ تنها یک سلمانی وجود داشت که توسط مرحوم ابراهیم دلاک ( مهر جو) اداره میشد سمت راست 4راه که میدانچه کوچکی داشت که در این میدانچه گاهی چرخ فلک برای بازی وتاب خوردن بچه ها وشهر فرنگ برای بچه ها وبازی لاتاری که بزرگها بازی میکردن که بعدها این میدانچه توسط اشخاص تصرف ودر ان مغازه ساخته شد وبه اشخاص دیگر فروخته شد بعد از این میدان که در کنارش منزل مرحوم علیزمان دودانگه بود وی مردی بسیار نیک وپاکی بوده وموذن ولاغوز در دوره خاصی بوده یک قصابی وجود داشت که یکی از سه قصابی دائمی ولاغوز بوده که اداره کننده ان مرحوم ضرغام مقدم بوده ودرادامه یک مغازه بزرگ همراه با یک انبار بزرگ بوده مغازه بزرگ تمام مایحتاج مردم را رفع میکرده ودر ان تمام ارزان مورد استفاده اون دوران ازقندشکر وچای نمک کبریت نفت تنباکو خرما ادویه و......وجود داشت این مکان اول توسط مرحوم حاج محمد تقی طیبی وبعد از ان توسط فرزندش مرحوم حاج محمدربیع طیبی اداره  میشد و علاوه بر فروش ارزاق خرید پنبه هم در سطح زیادی انجام میشد. در انتهای این مسیر تنها کفاشی روستا ک توسط اقای سعادت که مردی صبور ومهربانی بود اداره میشد

 

اخرین مغازه متعلق به یوسف صباغی بوده که روبروی ایستکاه تاکسی  فعلی وجود داشته که مایحتاج مردم ولاغوز را بفروش میرسانده است .

در ادامه موضوع برمیگردیم به همان جایی که شروع به بررسی اسامی صاحبان  مغازها ونوع کسب انها .از میدانچه یا همان چهاراه به طرف شرق که همان محله قاضی محلی ماضی یامازو محله حرکت میکنیم ابتدای میدانگاه سمت راست مغازه برنج فروشی کربلایی مشتی فلاح بوده که قبلا توضیح دادم ودر مجاورتش مغازه بستنی .فالوده .یخ در بهشت .را به مردم ارائه میکردن وبرای طالبان اب سرد وگوارا به مردم یخ هم میفروختند ودر فصل سرما با لبو وباقلا از مردم پذیرایی میکردن واین مغازه توسط دو برادر مهربان ودوستداشتنی مرحومان فغان ونظر کیانی اداره میشد در سمت چپ خیابان بطرف قاضی محله اولین مغاز بعد از میدان چه مرحوم سمیع الله شاهرودی به کسب کار بقالی مشغول بود و مغازه بعدی که در مجاورتش بوده متعلق به ابوالحسن مصدق برادر پهلوان کل مشتی مصدق به کسب کشک وماست و... مشغول بوده وتنها خیاطی روستا متعلق فردی بنام اسکندر خیاط بوده که بکار دوخت ودوز کت وشلوار و پیراهن مبادرت میکرد بعد از اسکندر خیاط مغازه بقالی یداله زاهد بوده واخرین مغازه متعلق به اقای محمد علی مصدق (مسگر ) بوده ودر روبروی ان چند درب مغازه بوده که خالی ودر ان کسبی صورت نمیگرفت در روستا ولاغوز یک مسگری وجود داشت که کار قلع کاری ( سفید کاری) را انجام میداد واین مغازه در داخل کوچه سمت راست در مجاورت منزل مرحوم حاج عباس مصدق بوده است از ابتدای کوچه به سمت شرق میرویم به یک سه راهی میرسیم یک مغازه بقالی در اونجاوجود داشت که متعلق به مرحوم حاج علیمحمد طیبی بوده که این مغازه کسب بقالی بوده است واخرین مغازه ای که وجود داشت متعلق به مرحوم حاج فغان مقدم بوده که توسط اقای حاج محمد علی کیانیاداره میشد .

تمام مطالبی که نوشته شده است تک تک انها به رویت مخلص شما رسیده. که تماما  بعرض رسید . اگر در این بازبینی خاطره کم وکاستی مشاهده میشود به بزرگواری خودتان ببخشید. در ضمن هر گونه انتقادی و پیشنهادی هست بیان فرمائید.

با تشکر جاسم صباغی

 

 

از سمت راست : بهروز کفاش ، وسط:  جاسم صباغی، چپ: مرحوم علی صباغی

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

دکان در

حمام سر

خاطرات

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:46
admin

تبارشناسی طایفه نام خانوادگی مسگری در محله ولاغوز

تبارشناسی طایفه نام خانوادگی مسگری در محله ولاغوز

از اقوام دیگر در محله ولاغوز طایفه مسگری می باشند که با نام خانوادگی"مسگری"در حال زندگی می باشند .نگارنده جهت بررسی تبارنامه ، به یکی از بزرگان این طایفه بنام آقای ابراهیم مسگری در حدود80 ساله مراجعه نمود . ایشان زادگاه نیاکان خود را ازغزل چال شهرستان فیروزکوه بیان نمود که در قدیم شغل و پیشه نیاکان آنان ، حرفه مسگری بوده است و بنا بر شرایطی در دهه های گذشته به محله ولاغوز آمدند و اقامت یافتند . حدود اقامت این عزیزان در ولاغوز کوچه روبروی مغازه قصابی محمدرضا مصدق بوده است که به شغل مسگری مشغول بودند . در زمان صدور شناسنامه بزرگان این طایفه براساس شغل خود نام خانوادگی مسگری برای خود برگزیدند . در گذر زمان برخی از اقوام طایفه مسگری نام خانوادگی خود را  به مصدق تغییر دادند . شایان ذکر است طایفه مصدق های  ولاغوز 2 گروه هستند که بخشی از آنها اصالت ترک دارند و در آینده به تبارنامه آنان می پردازیم . در ادامه گفتگو با آقای ابراهیم مسگری  ایشان اسامی بزرگان خود را  مرحومان کل حاج محمد ، کل فضل الله ، کل حاج بابا ، کل ولی الله ، داود مسگر و ...  بیان نمود که در گذشته در محله ولاغوز زندگی می کردند.

سمت چپ تصویر آقای ابراهیم مسگری -  15/5/96

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

مسگری

مصدق

ولاغوز

کردکوی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:45
admin

بازگشایی راه آسفالت به جاده اصلی در چهارراه ولاغوز

بازگشایی راه آسفالت به جاده اصلی در چهارراه ولاغوز

از اقدامات خوب انجام گرفته اعضای شورا و دهیاری روستای ولاغوز در گذشته در زمانی که ولاغوز هنوز به شهر کردکوی وصل نشده بود  بازگشایی راه آسفالت به جاده اصلی از چهارراه ولاغوز بود. اعضای وقت شورای روستای ولاغوز به کمک دهیاری محله در اقدامی  زیبا ، نسبت به بازگشایی راه  اسفالته از سه راه ولاغوز تا  جاده اصلی بین المللی جنب پمپ بنزین حاج رضا مقدم و حاج مصطفی مقدم اقدام نمودند که در نهایت سه راه ولاغوز به چهارراه ولاغوز  تبدیل شد . جهت اجرای این پروژه مهم ، صاحبان زمین های کشاورزی جهت عبور راه از بین زمین های کشاورزی تعامل بسیار مناسب ، همکاری و مساعدت لازم با شورای روستای ولاغوز بعمل آوردند و بصورت خیرخواهانه زمین خود را بدون هیچگونه چشم داشتی اهداء نمودند . در این پروژه استراتژیک و بازگشایی راه ، اهداکنندگان زمین که اکثریت از اهالی روستای ولاغوز بودند نقش مهمی در زمینه های اقتصادی، گردشگری، تاریخی و همچنین در بخش کشاورزی برای روستای ولاغوز و  منطقه ایفاد نمودند.

اسامی افرادی که زمین خود را جهت بازگشایی راه اهداء نمودند عبارتنداز :

آقایان صفی کیانی  - مرحوم حاج دولت مصدق – فرزندان مرحوم حاج محمدربیع طیبی – حاج علی کیانی – مرحوم حاج حسینعلی مصدق- مرحوم حاج المحمد طیبی –شعبان مازندرانی – حاج محمدرضا مصدق – حاج مصطفی مقدم – حاج رضا مقدم – شخصی بنام حسن که از نوه های مرحوم حاج سیدعلی حسینی 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

چهارراه

سه راه

جاده

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:44
admin

چهارچله افرا محله ولاغوز

چهارچله افرا

در ضلع جنوبی محله ولاغوز در کنار جاده تاریخی شاه عباسی در مسیر چهارکوه ، در حدود سه راه شاه عباسی در گذشته درخت افرایی بود که چهار شاخه (چله) داشت که محلی های قدیمی آن را چهار چله افرا می نامیدند و معمولا" برای آدرس دهی و مشخصات حدود اراضی زمین آدرس این درخت افرا را می دادند . نام محل " چهارچله افرا " دربین اهالی محله هنوز مرسوم است و نام آن در گذرزمان فراموش نشده است . 

مکان دقیق این در درخت چهارچله افرا در مسیر جاده شاه عباسی  و درسراهی جاده شاه عباسی در حوالی زمین ودامداری فرزندان مرحوم حاج علی زمان دودانگه ودامداری ایرج ایلات ، درکنار درخت گل ابریشم ( ولولی) وجود  داشت . درخت گل ابریشم که بسیار قطور وکهنسال بود در کنار درخت چهارچله افرا ویژگی هایی هم داشت از جمله اینکه این درخت در اول تابستان گل میدهد وگل آن بشکل گل قاصدک ولی از رنگهای صورتی و سفید و ابی اسمانی کمرنگ بوده و در کذشته بعنوان سمبل برای اعلام اینکه بهار به اتمام رسیده وفصل تابستان اغاز گردیده با  اوردن شاخه ای از ان به روستا که گلهای فراوان داشت بصورت نمادین رسیدن تابستان را اعلام میکردند .

 

با مراجعه به آن مکان جهت مشاهده درختان ، متاسفانه از درختان زیبا در آن محل وجود نداشت و از بین رفته است . در حال حاضر بزرگان و ریش سفیدان محله ولاغوز نام چهارچله افرا  را در گفتگوهای محاوره ایی و گویش های عامیانه بکار می برند .

حدود درخت چهارچله افرا و گل ابریشم - مسیرسه راه شاه عباسی

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

چهارچله چهارشاخه

جاده شاه عباسی

چهارکوه

ولاغوز

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:44
admin

تبارشناسی طایفه رسولی در محله ولاغوز

یکی از طایفه های محله ولاغوز طایفه " رسولی" می باشند که چندین نسل در ولاغوز زندگی می کنند . در خصوص تبارنامه طایفه نام خانوادگی" رسولی" در محله ولاغوز به دیدارچند تن از بزرگان این طایفه رفته و مصاحبه ای برگزار نمودم . رسولی های ولاغوز اصالت و زادگاه نیاکان خود را از منطقه زارم رود (ظالم رودی ) بیان نمودند که به دلایل مختلف به این محله امدند و تشکیل زندگی داده اند .

از بزرگان این طایفه می توان به مرحوم کل درویش رسولی ، مرحوم کل مهدی رسولی ، مرحوم کل بابا رسولی نام برد .  در دهه های 40 و 50 در برخی شناسنامه (سجلد) طایفه رسولی پسوند " ولجوزی " یا " ولاجوزی " مشاهده می شده است . در ادامه بررسی ، شهرستان نکا در استان مازندران دارای  دو دهستان  بنام های استخر پشت و زارم رود دارای 63 روستا و آبادی است که 41 روستا و آبادی دارای سکنه دردهستان زارم رود و 22روستا وآبادی در دهستان استخر پشت که اغلب دارای شورای اسلامی و دهیاری و و یا نماینده وه روستا  فعال می باشند . روستاهای دهستان زارم رود بنامهای 1-خیرآباد 2-درویشان 3-چلمردی 4-ملاخیل پوروا 5- سفل میان 6-پوروا 7-کرداب 8-کفکور 9-لایی پاسند 10-ازرک 11-شیرکلا 12-زیارتکلا 13-چمازده 14-آکرد 15-ولامده 16-لایی رودبار 17-سورک 18-واودین 19-محسن آباد 20-ابچین 21-ملاخیل لایی 22-سوته خیل 23-درمزار 24-زنگت علیا 25-زنگت سفلی 26-لترگاز علیا 27-لیمونده 28-بادابسر 29-برمازارم رود 30-بندبن 31-تجرخیل 32-حسین آباد 33-چناربن 34-لترگاز سفلی 35-زروم 36-سید خیل 37-فریمک 38-نوده 39-ولادیمه 40-ورپام 41-كلارودبار روستاهای دهستان استخر پشت بنامهای 1-اریم 2-استخر پشت 3-ایویم 4-پجت 5-حسین آباد 6-درم 7-درزی کلا 8-سارم 9-سارم 10-سوچلما 11-شیت 12-ارم 13-اسماعیل محله 14-تلم 15-چرمی 16-رودبار محله 17-سفید کوه 18-سیکا 19-سنگر 20-کچب محله 21-کفرات 22-بزرگ 23- مرس کوچک می باشند.  

در منطقه هزارجریب نکا سیلاب رودخانه زارم رود به روستاهای اطراف آن را در دهه های گذشته و تاکنون  آسیب جدی  رسانده است . زارم رود که به خاطر طغیان های گاه و بیگاه ، درآن منطقه به '  ظالم رود ' نیز مشهور است از کوه های چنگی سرچشمه می گیرد و پس از طی مسیر 80 کیلومتری به رودخانه  تجن می ریزد. این طغیان رودخانه باعث شد تا بزرگان طایفه رسولی در گذشته از  منطقه زارم رود به محله ولاغوز کوچ نمایند . در گویش محلی و گفتگوهای ریش سفیدان محله ولاغوز واژه زارم رودی به ظالم رودی یاد می شود که بر اساس مستندات و همچنین کتاب قرآن دستنویس که قدمت آن به حدود150 سال میرسد ودر بین یکی از اهالی طایفه رسولی در ولاغوز نگهداری میگردد موید این است که واژه "  زارم رودی " صحیح می باشد.

(( دوستان و عزیزان لطفا" اگر اطلاعاتی در این خصوص دارند برای ما ارسال نمایند )) 

مصاحبه با اقایان :

حاج مصطفی رسولی و حاج غلامرضا رسولی

 

مصاحبه با  آقای حاج حبیب رسولی

مصاحبه  با اقای علیرضا رسولی

 

کتاب قرآن دستنویس متعلق به طایفه رسولی با قدمت حدود 200 سال

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

رسولی

ولاغوز

ولجوز

نکا

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:42
admin

اولین مدرسه در ولاغوز

از اول ابتدایی خوندیم كه بابا آب داد

چه زود بزرگ شدیم با یك چشم به هم زدن میبینم كه من و شما چقدر زود این پله های زندگی را اومدیم بالا و الآن هم اینجائیم  و خیلی از عزیزان هم در کنار ما  نیستند...

دلم برای اون زمان تنگ میشه؛

چرا زمان اینقدر زود میگذره؟؟؟؟؟؟

چقدر خاطره داشتم از اول دبستان تا حالا!!! چه اردوهایی با دوستامون میرفتیم و چقدر خوراكی میبردیم و به هم میدادیم

گمونم بچه كه بودیم بیشتر بهمون خوش میگذشت

ای كاش فقط برای چند دقیقه به اون زمان برگردیم فقط برای چند دقیقه ....

اولین مدرسه در ولاغوز

مصاحبه با اقایان:

 علی محمد مصدق ، سیدقاسم بنی هاشم  ، فیروز مقدم و زمان مازندرانی از بازنشستگان فرهنگی

ساخت اولین مدرسه در ولاغوز مربوط به دوره قبل از انقلاب در عصر پهلوی بوده است که  در قسمت ایستگاه تاکسی فعلی ولاغوز با سازه چوبی و با مساحت 700 مترمربع و زیربنا کوچک در حد 2 یا 3 کلاس دوره ابتدایی داشت ساخته شد و  درب و پنجره آن نیز از چوب  و راه ورودی دبستان آن از ضلع جنوبی امکان پذیر بود . در آن زمان آقای فاضل آل هاشم رئیس وقت آموزش و پرورش کردکوی بود و ولاغوز یکی از روستاهای شهر کردکوی محسوب می شده است . اولین معلم ولاغوز مرحومه شادروان  خانم صفیه کیانی نام داشت که مادر سیدقاسم بنی هاشم بود . اولین نام های این مدرسه دوره ابتدایی به ترتیب :

1-    دبستان ولاغوز

2-     دبستان پهلوی

بعداز انقلاب بنام های :

3-    مدرسه نیما

4-    شهید ابوطالب مازندرانی

5-    شهید حمزه طیبی

 

دومین مدرسه در قسمت تپه سر روستای ولاغوز در سال 1340 شروع شد که پیمانکار آن شخصی بنان آقای احمد رحیمی بوده که با مساحت حدود 1000 مترمربع و سازه آجری عملیات آن شروع کرد . بسیاری از مردم ولاغوز در آن زمان از نقشه ساخت مدرسه معترض بودند که پنجره آن بسیار کوچک و روشنایی نامناسب برای اتاق کلاس ها در نظر گرفته است .

تصویر مدرسه تپه سر ولاغوز درحال ساخت

افتتاح این مدرسه همزمان شد با شروع انقلاب و بدین ترتیب بعداز انقلاب رسما" راه اندازی و تاسیس شد و به نام مدرسه نیما  نامگذاری گردید . نام نیما برگفته از شاعر معاصر علی اسنفدیاری ملقب به نیما یوشیخ بوده که نیما" نام قهرمانی طبری، به معنای قوس و کمان بزرگ است . بعداز  آن نیز به نام های شهید ابوطالب مازندرانی (شیفت اول) و شهید تقی کیانی ( شیفت دوم)  نامگذاری شد.

درخصوص زمین ساخت مدرسه تپه سر از اقای نجیب الله عبدالرسول نقل است زمین متعلق به پدربزرگ ایشان معروف به مرحوم کل ولی الله عبدالرسول بوده که برای زدن قبرستان اهداء شده بود و مدتی هم مردگان را در آن دفن می کردند و بعدها تغییر کاربری به ساخت مدرسه یافت .

در بعداز انقلاب اولین مدرسه ولاغوز جنب ایستگاه تاکسی که با چوب و بسیار کوچک ساخته شده بود نیاز به بازسازی ، تخریب مدرسه و ساخت مدرسه جدیدتر و بزرگتر را داشت که آقایان علی محمد مصدق ، سیدقاسم بنی هاشم و حجت الاسلام شیخ علی طیبی بصورت کاملا داوطلبانه و خودجوش پا در این عرصه گذاشتند و با همت و کمک مالی مردمی از خود اهالی محله ولاغوز در این کار قدم برداشتند . در آن دوره بمنظور تامین هزینه مالی ساخت و ساز مدرسه از کارمندان ولاغوز کمک گرفته شد و حتی بعضی از عزیزان برای آوردن شن ، سنگ ، ماسه و ...  با وسائط نقلیه خود اعم از تراکتور و وانت دراین کار شرکت می نمودند . میزان کمک مالی  هر کارمند ولاغوزی بمبلغ میانگین هر نفر 500 تومان بود که با جمع آوری پول در حساب بانک ملی آن زمان نگهداری می شد و مازاد پول آن بعداز اتمام ساخت مدرسه با تنظیم صورتجلسه  به جبهه داده بودند . در گفتگویی که با اقایان علی محمد مصدق ، سیدقاسم بنی هاشم  ، فیروز مقدم و زمان مازندرانی از فرهنگیان قدیمی و  بازنشسته داشتم بیان نمودند که بیلان کاری هزینه ها و مخارج را  در آن زمان در مکان های مختلف محله ولاغوز نظیر: دکان در ، مسجد ،، حمام سر ، حمام سر ازگرد ، مغازه فغان کیانی  و ...  زدند تا اطلاع رسانی گردد. 

در حال حاضر (تاریخ1/3/1396 ) مدرسه تپه سر ، جهت بازسازی و ساخت مجدد ، کاملا تخریب شد تا از طرف آموزش و پرورش شهرستان تصمیماتی برای این زمین گرفته شود...

تصاویر مدرسه تپه سر ولاغوز - قبل از تخریب 1/3/96

 

 

 

 

 

 

 

 

بعداز تخریب :

 

تصاویر اسامی دفترچه یادداشت وجوه دریافتی در سال 8/6/1358  که اهالی

           روستای ولاغوز  برای ساخت مدرسه کمک مالی کردند 

 

 تصویر صورتجلسه

 

 

 تصویر صورتجلسه مخارج و هزینه ها و افرادی که حق اجرت دریافت کردند

 

با نگاهی اجمالی به شهرستان کردکوی می توان گفت : این شهر بعلت قرارگرفتن درمسیرجاده اصلی ارتباط وفاصله نزدیکش با شهرهای گرگان وبندرگزازچندین سال گذشته دارای مدرسه درسطح ابتدائی وبعداً درمقاطع بالاتربوده است. ایرانیا ن تأ سیس بسیاری از مدارس ابتدایی ومتوسطه را مدیون مظفرالدین شاه هستند طبق تحقیقات بعمل آمده وبرآنچه که آقای سید نجم الدین بنی فاطمه اولین معلم رسمی دولتی در شهرستان کردکوی وآقای نورعلی منوچهری بازنشسته اداره دخانیات که هر دو از دانش آموختگان اولیه مدارس جدید هستند اظهار داشته اند اولین مدرسه جدید در محدوده بعنوان دهستان مطرح بوده است به نام دبستان نظامی تاسیس شد ومحل آن در ضلع غربی شهرستان کردکوی در فاصله بین سالهای 1300تا 1306شمسی در کردمحله که در آن زمان محوطه دبستان نظامی کنونی ٬ جای که امروزه بنای اداری وفرهنگی ارشاد اسلامی وجود دارد بوده است. مدیریت این مدرسه بعهده شخصی بنام حبیب اله خان مبشری ٬ شاهرودی الاصل بوده است وکلاسهای درس هم بوسیله ایشان وبا کمک برادرش لطف اله خان مبشری اداره می شد. کتابهایی که درآن زمان در پایه های بالا تر تدریس می شد عبارت بودند از: فرائد الادب ولئالی الادب وصرف شکیبا ٬ صرف میر ومختصری درس ریاضی . همچنین درکتاب تاریخ فرهنگ وادب گرگان واسترآباد نوشته اسدالله معطوفی صفحه 22چنین آمده است : عده ای نوع اند یش در کردکوی به سال 1304 مدرسه ای افـتتاح نموده اند

 

 قدیمی ترین کارنامه تحصیلی به نظر میرسد مربوط به پایان سال سوم ابتدایی ٬ متعلق به مرحوم سید علی بنی فاطمه فرزند علم بزگوار آقا سید حسین می باشد که در سال 1312 صادر شده است . درسال 1316 اولین سنگ بنای مدرسه دولتی تحت عنوان دبستان نظامی همزمان با مدارس طبری نوکنده و خاقانی خطیر آباد نهاده شد وساختمان آن زیر نظر مهندسین آلمانی در سال تحصیلی 1317 به بهره برداری رسید . اولین مدیر دبستان نظامی درسال 1306آقای حبیب اله خان مبشری شاهرودی وطولانی ترین زمان مدیریت مدرسه از سال 1351 لغایت 1365 به مدت 15 سال با آقای آل عقـیل بوده است . از سال 1322 که مدیریت دبستان نظامی به آقای جهانزاد واگذار گردید٬ کفالت ونمایندگی اداره فرهنگ شهرستان گرگان با حفظ سمت به ایشان محول شد وبترتیب آقایان میررضیائی٬قائمی٬ حاجی ارازی و علائی ضمن مدیریت دبستان نظامی کارهای مربوط به نمایندگی را نیز در همین مدرسه انجام می داده اند. در سال 1336 زمان آقای اسدیان پایه اول دبیرستان در کردکوی تحت عنوان دبیرستان نظامی در همین ساختمان تاسیس شد .واکنون پس از گذشت 71سال این دبستان با شماره 22682در فهرست آثار ملی ایران ثبت گردید شایان ذکر است که منطقه کردکوی درسالهای بین 1342 تا 1343شمسی15 دبستان و 1 پسرانه با 256 دانش آموز٬ دبستان روشنک (مختلط ) دختر 211 پسر 21 نفر٬ دبستان جامی دبیرستان داشته است. ازجمله دبیرستان نظامی پسرانه با 139 دانش آموز٬ دبستان بامداد ودختران النگ با 176 دانش آموزو دبستان پهلوی (رادکان ) بالا جاده 11 دانش آموز٬ دبستان دخترانه سعید نفیسی بالاجاده وغیره را می توان ذکرکرد. آماراجمالی آموزشگاههای شهرستان کردکوی درسا ل 44 ــ 1343 دبستان : پسرانه 14 دخترانه 1 دبیرستان پسرانه 1 دخترانه 0 مختلط 3 تعداد دانش آموز: 2633 نفر درسالهای اخیر به جهت گسترش تسهیلات رفاهی وازدیاد جمعیت وپیشرفتهای مادی ومعنوی آموزش وپرورش نیزازپیشرفت نسبتا ً خوبی برخوردارگردیده است .توسعه مراکزتربیتی و آموزشی ٬ دانشگاه آزاد ٬ دانشگاه پیام نور٬موسسه آموزش عالی کمیل٬ مرکزآموزش کشاورزی شهروروستای این شهرستان وحضورقشرتحصیلکرده دانشگاهی ازجوانان بومی وقیربومی شهید روحانی فرد٬ آموزشکده امام علی (ع) ومراکزآموزش فنی وحرفه ای درسطح وهمکاری ونقش آنها درآموزش وپرورش منطقه خود د لیل روشنی براین واقعیت است. 

 

در حال حاضر ولاغوزدارای 8 مدرسه و یک دانشگاه است :

مدرسه پسرانه عین الله مقدم(ابتدایی) - مدرسه دخترانه حضرت رقیه(ابتدایی)    

 ابوطالب مازندرانی(ابتدایی) - مدرسه دخترانه شهید بنی هاشم(ابتدایی) - 

مدرسه پسرانه مصطفی خمینی(راهنمایی) - مدرسه دخترانه شهید طیبی(راهنمایی

دبیرستان پسرانه بنیاد 15 خرداد - دبیرستان دخترانه حجاب

البته اخیرا یک دانشگاهی به نام دانشگاه کمیل هم در ولاغوز در مسیر جاده سالیکنده

دایر شده است .

 

مصاحبه حضوری با آقای علی محمد مصدق - فرهنگی بازنشسته -1/3/1396

و آقایان:

 سیدقاسم بنی هاشم  ، فیروز مقدم و زمان مازندرانی ازفرهنگیان بازنشسته ولاغوز

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

مدرسه

دبستان

ابتدایی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:36
admin

سماء

سما :

رقص محلی اهالی محله ولاغوز ،  سما( Sema) نام دارد . در قدیم درمجالس « سما گر » با پوشیدن شلوار كوتاه و گشاد و چین دار كه شلوار مخصوص سما است  روی شلوار بلند به اجرای سما می پردازد که این رسم پوشش در حال حاضر در مراسمات امروزی مرسوم نیست .

از ویژگیهای بارز رقص سما این است كه با آهنگ مخصوص محلی مازندرانی بنام کچه ای و ترانه های شاد محلی مازندرانی از جایی شروع و به جایی ختم می شود و سما گر با حركات تیز و موزون ، رقص زیبایی را پدید می آورد ؛ كه در حركات آن شور و تحرك زندگانی پیداست. سما نمادی از فرهنگ ، اداب ، رسم و رسوم و آئین مردم منطقه می باشد که از گذشته تا کنون به نسل جدید منتقل شده است . 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

سماء

ولاغوز

گلستان

کردکوی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:34
admin

تصاویر زیبا از طبیعت جنگل چهارکوه محله ولاغوز - اردبیهشت 1396

تصاویر زیبا از طبیعت جنگل چهارکوه محله ولاغوز - اردبیهشت 1396 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

درختان چنار

چهارکوه

تمیشه

کردکوی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:33
admin

شیرداربن (ولاغوز ) از نگاه رابینو ...

شیرداربن (ولاغوز ) از نگاه  رابینو 

 

 رابینو ، کتاب سفرنامه ((مازندران واستراباد)) فصل هشتم صفحه 111 - 124

ه. ل . رابینونویسنده کتاب سفرنامه ((مازندران واستراباد)) ، شش سال یعنی از1285تا 1291 شمسی کنسول دولت بریتانیا درشهررشت بوده ودرظرف این مدت یک باردربهارسال 1288 شمسی وباردیگردرپائیز1289درسراسرمازندران وگرگان مسافرت کرده ودرتمام خط سیرخود ضمن مشاهداتی دقیق به جمع آوری اطلاعات وتحقیق پرداخته ودرمراجعت به اروپا این مشهودات ومعلومات رابوسیلة بررسی کتب تاریخی تکمیل نموده است . وی درفصول این کتاب مطالب بسیاری ازنویسندگان شرقی وسیاحان غربی یاد میکند ودرتأیید نوشته های خویش به سخنان تاریخ نویسان دوره های پیش استناد می جوید و در سراسر کتاب او پیداست که باحوصله وعلاقه سرشاری باین خدمت گرانبها همت گماشته ودرتألیف وتصحیح مطالب ازهمکاری و رأی صواب دانشمندان بزرگی مانند پروفسور ادوارد براون برخوردار بوده است.

سفرنامه ((مازندران واستراباد))کتابی است درباب وضع جغرافیائی وتاریخی این دوایالت ایران وبرطبق شرحی که مؤلف درمقدمه آن نوشته،این تألیف حاصل شانزده سال مطالعات او بخصوص دربارة ایالت مازندران است. این سفرنامه سی سال قبل باسرمایه ((موقوفه گیب)) که مرکزآن در انگلستان است طبع ونشر یافته .

 موٌلف درمقدمة انگلیسی کتاب مینویسد : که بدو16 دسامبر 16 میل- راه  ما در امتداد جاده شاه عباسی بود. ازبسترخشک خشک رودخانه ها . سیلگاههای گز (که مسیرش درآنجا بپایان می رسد) ولوارکه ازوسط ده ولفرا میگذرد و بعد از سرمحله ودهکدة باغوازمیان می رود که به عقیده من  از نهرکارکنده اسم عبور کرده، به امام زاده رسیدیم که نسبهً بزرگ بود وآنرادرنقطه ای که ((خرابه شهر)) نام داشت ساخته بودند و محصوربه قبرستان وسیعی بود. کتیبه ای بر در امام زاده بود حاکی ازاین که آنجا مقبره امامزاده قاسم است وبا مرمحمدقلی بیک نام تحت نظارت شیخ استاد نیارک نجار تعمیرشده است تاریخ کتیبه سنه 1124 هجری بوده است.  بعدازبرسی دقیق تاریخ دشت مازندران من باین نتیجه رسیده ام که اینجا محل شهرقدیمی تمیشه ((96))اقامتگاه فریدون بوده است که قصراوتازمان ابن- اسفندیار درمحلی موسوم به بانصران دیده میشده است. بعلاوه گنبدها وآثارحمام با خرابه های خندقی که به دستوراوازکوهستان تا دریا ساخته وکنده شده بود،درآنجاست.این خندق را برای حمایت مازندران دربرابرحملة قبایل توران ساخته بودند. دهات شرقی وشمال شرقی آن بیرون تمیشه نام داشت. بـگفته ظهیرالدین بیرون تمیشه همان استراباداست. باورهای تمیشه بفرمان مازیاربن قارن خراب ولی بعداًدوباره ساخته شد.تاریخ ویران شدن تمیشه روشن نیست،باآنکه دلایلی هست که حدس بزنیم آن واقعه درموقوع هجوم مغول اتفاق افتاده است.اسپهبدبهرام (512هجری) برادرزادۀ خودرستم ابن دارارا یک ماه تمام درتمیشه محاصره کردوبالاخره جنگل راآتش زد تااوراناچاربه تسلیم کند.امارستم به قدری مقاومت نمودکه آتش بدروازۀ شهررسیدواوبه سی رستاق وپنجاه هزارفرار کرد.                                                         

درحدودصدمتردورترازخرابه شهررودخانه کوچک الوند کیاواقع است ((97)). ازخشکفل که بسترعریض نهرشیرداربن است وهمچنین ازرودخانه شش داللک عبورکردیم.کردمحله که درسرراه ماواقع بود محلۀ که درسرراه ماواقع بودمحلۀ عمدۀ سدن رستاق استو700 خانوارسکنه داردودرمیان جنگل انبوهی در16 میلی استرابادواقع است.بندرکوچکی دارد ملاکیله که درسه میلی شمابی رودخانه قراسواست.قایق های تراکمه زیاد بآنجارفت وآمد دارند نفت ونمک واردوزغال وهیزم خارج میکنند.                                   

سکنةکردمحله به31قبیله تقسیم میشوند:

آهنگر،اردشیر،غریب،کشیر،مایاک،معلم، سیستانی،زاهد،عقیلی،دلاک، غلام،خیشان،مازندرانی،

نجار،صلبی،زرمرودی،الوندکیا،درزی،حبشی،کیا،مهدیان،پاس،ترک،زنگی،عرب،گرشاسف،

حسینی، منوچهری،مسگر،رشتی ویزدی که دوتیره ازبا نفوذترین آنها کیاوعقیلی(سادات)اند.        

بلوک سدن رستاق که درشهراسترآبادواقع است وازدریا تا دامنۀ کوهستان امتداد دارد،محدوده است ازمغرب به انزان ودریای خزر،ازمشرق به دروازۀ شهر استرآباد ، ازشمال به سیاه آب که شعبه قراسواست،ازجنوب به کتل جهان نما که سرراه هزارجریب است.مسافت آن ازمشرق به مغرب پنج فرسخ وازشمال به جنوب دوفرسخ ونیم وشامل اراضی باتلاقی وپوشیده جنگل است.درآنجابرنج وغلات به مقدارزیادکاشته میشود.این ناحیه درمعرض حملات ترکمن های جعفربای که عبع های ایشان درمرزشمالی است وهفنه ای نیست که دوسه تن درتصادم بین اهل ده ومهاجمان کشته نشوند.سکنۀ آنجاقاجاروسادات وتات ها وترکها گریلی هستند.  نهرهای عمده آن ازمشرق بمغرب عبارتندازخرابه شهریارالوندکیاءکرد-محله،الوار،میان دره،یالویاشصت کلاوآب کویان.                

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

رابینو

جهانگرد

شیرداربن

ولاغوز

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:32
admin

چاپارخانه در ولاغوز ، شیرداربن

چاپار خانه ی ولاغوز (شیرداربن)

از سال 1268 هجری قمری تا سال 1304 تعداد ده نفر از سیاحان از مسیر چاپاری  کردمحله واستر آباد عبور کرده اند وتعدادی از انه در سفر نامه های خود از این محل یاد نموده اند.در ابتدا سیاحانی که از محل به نحوی عبور کرده اند .طی جدولی به شرح ذیل :

 

نام سیاح وسال سفر

مسیر

1

رضا قلی خان هدایت 1268 ه ق

تهران ---جاجرد—بوی – فیروز کوه – کک –درب – علی آباد – ساری –اشرف –کلباد – نوکنده – کردمحله –استر آباد --

  

2

مکنزی (سفر نامه شمال)1275 ه .ق

بار فروش  --مشهد سر ساری –اشرف – کلباد لیوان – نوکنده –گز – کرد محله – کفش گیری – استر اباد

3

میرزا ابراهیم (سفرنامه استر آباد  وگیلان  ومازندران)1276 ه ق

تهران – مسیر جاده تهران مشهد  به شاهرود  وبعد – بندر گز –بار فروش – ساری – نکاء – اشرف – لیوان  -- گز – کردمحله --استر اباد

4

ملکونف 1276 ه . ق

تهران –امل – بار فروش – علی اباد – ساری – اشرف – جر کلباد– گز – کرد محله –(پردال)(بالا پلنگ) استر اباد

5

بهلر 1276 ه ق

تهران –فیروز کوه – بار فروش – ساری – نکاء—اشرف –نوکنده – کرد محله – استر آباد

6

اسیتویک 1277 ه ق

تهران –شیر گاه – علی اباد – ساری – نکاء – اشرف—لیوان –نوکنده – گز – کرد محله – کفش گیری – استر اباد

7

کا ستیگر خان 1277 ه ق

تهران – فیروز کوه – منطقه سواد کوه – علی اباد – ساری –اشرف – استر اباد

8

کلنل لوات (استر آباد نامه )

تهران از مسیر جاده غیر پستی ...—فیروز کوه ... استر اباد

9

سیاح روسی (گزارش ایران 1304)

تهران –جاجرود – بومن – جاده هراز – امل – بار فروش –مشهد– دریای بندر گز

10

ناصر الدین شاه (سفر نامه شمال )

تهران –سرخه حصار – فیروز کوه – علی اباد –ساری – فرح اباد– اشوراده

 

ب: کردمحله به عنوان آخرین منزل چاپاری بین راه از فاصله سه فرسخی بندر گز واقع شده از استر اباد نیز حدود 5 فرسخ فاصله دارد

 در سه سفر نامه ی سالهای 6-1276 ه ق از چاپار خانه کرد محله  به سه صورت مختلف یاد شده است . در سال 1275 هجری قمری مکنزی در سفر نامه شمال در باره ان می نویسد :           کرد محله از توابع سدن رستاق است ... یک چاپار خانه هم در آنجا وجود داشت ..)

وی در چند صفحه بعدی می نویسد : ... به کرد محله رسیدیم ... من در انجا اسبم را عوض کردم ...

در سال 1276 ه ق  میرزا ابراهیم در سفر نامه ی استر اباد مازندران وگیلان از چاپار خانه ی آن که در محله ی بالا بلوک است نام برد .

بالاخره در همین سال ملکونف از چاپار خانه ی ان که در محله بالا پلنگ است واحتمالا  بایستی همان بالا بلوک باشد . با شرح علامت کردمحله نام برد ه است (این روستا در بلوک سدن  رستاقی  قرار دارند : کرد محله که از چهار روستای  در کنار یکدیگر تشکیل شده است . به نام بالا پلنگ  یا بالا بلوک وبا یک چاپار خانه  (سالیکنده )توسکایش،  ولاغوز یا شیرداربن  این روستا ها در پنج فرسنگی استر اباد  وبه فاصله  شش ورست  از جاده شاه عباسی  قرار دارند .

در سه سفر نامه  نیز از این محله  به عنوان منزل یاد شده است :

در سال 1268هجری قمری  رضا قلی خان هدایت در سفارت  خان ی خوارزم ؛ در سال 1276 ه ق  بهلر  در سفر نامه شمال  وبالا خره  در سال 1876 میلادی مک گر گور در شرح سفری به ایالت خراسان هنگام ترک ایران  وعبور از این محل  از ان به عنوان  منزل نام برده است . 

 

" چاپارخانه به محلهایی گفته می‌شد که اسب ها و  سواره‌ هایی که دارای خبری بودند در آنجا استراحت می‌کردند و یا اسب خود را با اسب تازه نفسی تعویض می‌کردند. در این محل ها، همواره اسب‌ها و ماموران (سواران) آماده و تازه نفس وجود داشتند تا اخبار و نامه‌های حکومتی در سریع‌ترین زمان ممکن و بدون تاخیر به مقصد برسند"

سابقه‌ی چاپارخانه‌ها در ایران به قرون پیش از اسلام می‌رسد. در حكومت‌های اشكانی و ساسانی و بعد از اسلام هم چاپارخانه‌ها برای دستگاه‌های دولتی اهمیت زیادی داشتند.

در دوره‌ی قاجار، مسافران ترجیح می‌دادند كه در چاپارخانه‌ها اقامت كنند چون اتاق‌های آن تمیزتر از اتاق‌های كاروانسرا بوده است. چاپارهای این دوره در مقابل دریافت وجه، مسافران را به مقصد می‌رساندند.

چاپارخانه‌ها، بناهایی چهارگوش بودند که دیوارهای گلی و چهار برج نیم‌استوانه در چهار گوشه‌‌ و اتاقی در سردر ورودی به نام بالاخانه داشتند. این چاپارخانه‌ها در واقع اقتباسی از بناهایی متشابه در زمان ساسانیان بودند که در دوره‌های مختلف تاریخی با شکل‌های تقریبا مشابه ساخته می‌شدند و مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

این ساختمان‌های چهارضلعی با دیوارهایی بلند و کنگره‌ای بدون پنجره یا روزنه‌ای به بیرون و با یک در ورودی که شبیه دروازه‌های با سقف قوسی بود، ساخته می‌شدند.

معمولا محل چاپارخانه‌ها در کنار جاده‌ها و در ورودی یا خروجی شهرها و به ندرت داخل شهرهای بین راهی بود. فاصله‌ی چاپارخانه‌ها نیز متغیر بود و معمولا بین ۳ تا ۸ فرسخ بود. سختی یا راحتی مسیر جاده باعث این تغییر فاصله می‌شد. درواقع هرچه جاده مستقیم و صاف‌تر بود، فاصله‌ی چاپارخانه‌ها از هم بیشتر بود و هر چه جاده صعب‌العبورتر، کوهستانی و خراب بود، چاپارخانه‌ها در فاصله‌های کمتری از هم قرار داشتند.

چاپارخانه‌ها را معمولا مقابل یا در کنار کاروانسراهای قدیمی می‌ساختند و به ندرت از قسمتی از کاروانسرا به عنوان چاپارخانه استفاده می‌کردند.

آب مورد نیاز چاپارخانه‌ها از چشمه، چاه یا آب‌انبار تامین می‌شد یا از نهری که از داخل چاپارخانه می‌گذشت. گاهی اوقات نیز کاروانسرای نزدیک چاپارخانه، آب مورد نیاز آن را تامین می‌کرد. به دلیل نظافت و امکانات رفاهی بهتر در چاپارخانه‌ها، اغلب اقشار مرفه، سیاحان و ماموران دولتی از آنها استفاده می‌کردند اما در کاروانسراها، اقشار مختلف مردم در کنار هم اقامت می‌کردند.

بنای چاپارخانه‌ها از خشت خام و کاه‌گل یا به صورت چینه بود و دیوار بعضی از آنها را با گل سفید یا آهک می‌پوشاندند. ساختمان چاپارخانه‌ها به علت عدم استقامت مصالح، با گذشتن زمان و به دنبال هر بارندگی و عدم توجه به تعمیر آنها، به سرعت روبه ویرانی می‌رفتند. به همین دلیل امروزه آثار قابل ملاحظه‌ای از ساختمان چاپارخانه‌ها باقی نمانده و اگر جایی ویرانه‌ی یکی از آنها باقی مانده باشد، قابل تشخیص نیست. اطلاعاتی که امروزه از چاپارخانه‌ها و شکل ظاهری آنها داریم، از نوشته‌ها، عکس‌ها و نقاشی‌های سیاحان و مسافران به جای مانده است.

نمای چاپارخانه یا همان ضلع رو به جاده، دیواری کنگره‌دار و بدون پنجره و از سه دیوار دیگر بلندتر بوده است. دری چوبی و بزرگ در وسط به نام دروازه با سقفی گنبدی قرار داشته که رو به دالان ورودی چاپارخانه باز می‌شده است. در دو طرف این درب ورودی، دو سکو قرار داشت. بعد از گذشتن از درب ورودی، دالانی قرار داشت که در دو طرف آن، دو ایوان سکومانند از خشت و گل ساخته شده بود و در هر طرف این ایوان‌ها، یک اتاق در طبقه‌ی هم‌کف قرار داشت. این دو اتاق معمولا مخصوص سکونت رئیس چاپارخانه و به ندرت برای اقامت مسافران مورد استفاده قرار می‌گرفت.

این اتاق‌ها دری یک‌لنگه داشتند که اغلب خوب بسته نمی‌شد. داخل آنها تاریک و دخمه‌مانند بود و گاهی پنجره‌ای بدون شیشه از طرف حیاط چاپارخانه، نور اتاق را تامین می‌کرد.

در دیوار هر یک از این اتاق‌ها علاوه بر چند طاقچه، یک بخاری دیواری هم قرار داشت که در زمستان برای تامین گرما مورد استفاده قرار می‌گرفت و به دلیل نداشتن تهویه‌ی مناسب، بعد از هر بار روشن کردن بخاری، لایه‌ای از دوده، دیوار و سقف اتاق را می‌پوشاند.

بالاخانه فضایی بود که روی سقف دالان ورودی چاپارخانه قرار داشت و از یک، دو یا سه اتاق تشکیل می‌شد. برای ورود به این اتاق‌ها در گوشه‌ای از حیاط چاپارخانه، پلکانی تعبیه شده بود که به پشت بام چاپارخانه راه داشت.

بالاخانه بر خلاف اتاق‌های دو طرف دالان، به واسطه‌ی داشتن پنجره‌هایی در دیوارهای جانبی، از نور کافی و تهویه‌‌ی خوب برخوردار بود. این قسمت علاوه بر داشتن دو درب ورودی که به پشت بام باز می‌شد، در ضلع رو به جاده نیز، دری داشت که به بالکنی زینتی باز می‌شد. دیوار داخلی اتاق‌ها اغلب به رنگ سفید و دارای طاقچه‌هایی کم‌عمق و یک دیواری بخاری بود که با افروختن آتش در آن، گرمای اتاق در زمستان‌ها تامین می‌شد. بالاخانه‌ها نسبت به اتاق‌های طبقه‌ی هم‌کف، تمیزتر بودند و برای اقامت و استراحت مسافران در نظر گرفته می‌شدند.

بالاخانه معمولا فاقد هرگونه لوازم و اسباب زندگی بود و مسافر باید بعد از تمیز کردن اتاق از وسایل شخصی خود برای اقامت استفاده می‌کرد.

 از مطالب جالبی که در مورد بالاخانه‌ و اتاق‌های چاپارخانه‌ در سفرنامه‌ها نوشته‌اند، وجود نقاشی‌ها و نوشته‌های یادگاری روی دیوارها بوده که توسط مسافران، با تاریخ‌های مختلف منعکس شده است.

مدت استفاده از اتاق بالاخانه، محدود بوده و مسافران حداکثر می‌توانستند سه روز در آن اقامت کنند و بعد از این مدت با وارد شدن مسافر جدید، باید اتاق را ترک می‌کردند. به خصوص وقتی مسافر جدید از سفیران یا ماموران دولت‌های خارجی، درباریان، اعیان یا اشراف بود.

کرایه‌ای که بابت اقامت در بالاخانه دریافت می‌شد، بسیار کم بود و اغلب مسافران، وجه آن را به صورت انعام و بیشتر از آنچه باید به نایب چاپارخانه پرداخت می‌کردند.

بعد از ورود به حیاط، سه دیوار مشابه، حیاط را احاطه می‌کرد که معمولا کاه‌گلی و گاه با آهک سفید شده بود. در برخی از چاپارخانه‌ها در جلوی این دیوارها، ایوانی سراسری وجود داشت. در جدار سمت حیاط دیوارهای جانبی، سوراخ‌هایی به عنوان آخور برای تغذیه‌ی اسب‌های چاپارخانه در فصول گرم، تعبیه شده بود.

غلام‌ها و مستخدمان چاپارخانه‌ها در اتاق‌های پشت حیاط استراحت می‌کردند که محل انبار علوفه و اصطبل‌های زمستانی اسب‌ها بودند. در این اتاق‌ها اجاقی در کف زمین برای تهیه‌ی آتش تعبیه شده بود.

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

چاپارخانه

ولاغوز

کردمحله

شیرداربن

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:27
admin

ولاغوز از نگاه جهانگرد روسی ملکونوف

(( ولاغوزازنگاه (( ملکونوف))

درکتاب دوسفرنامه به نام های «سفرنامه روسیه» و«سفرنامه نواحی شمال ایران» در مورد نام ولاغوز (شیرداربن) در صفحه 129 اشاره شده است.

«سفرنامه روسیه» توسط عزالدوله-عبدالصمدمیرزا-برادرتنی ناصرالدین شاه نوشته شده است.درسال 1300 هجری قمری برابرباسال 1883 میلادی هیتی به سرپرستی عزالدوله برای شرکت درمراسم تاجگذاری الکساندرسوم به روسیه اعزام می شوند،این سفرنامه شرح این دیداراست.                                                 

«سفرنامه نواحی شمال ایران »به شرح وقایع تاریخی،مشاهدات و....مردم شمال ایران است که توسط ملکونوف یکی ازاکادمیسن های روسی درسال 1277 هجری قمری مطابق باسال 1860 میلادی به رشته تحریردرآمده است.ازآنجاکه یک سیاح روسی شرح مشاهدات خودرادرایران نوشته ونیزیک ایرانی گزارش سفرخودبه روسیه را به رشته تحریردرآورده است-اگرچه زمینه مشاهدات آنهامتفاوت است-این دوسفرنامه دریک مجموعه با

عنوان مشترک ((سفرنامه ایران وروسیه )) ارائه می گردد:                                                                    

در بخشی از این کتاب در مورد دهات بلوک سدن رستاق نوشته شده است :

کردمحله: چهار دیه (روستا) همسایه اوست:  بالا پلنگ (چارپاخانه آنجاست)

سالی کناره، توسکایش ، ولاغوز(شیرداربن).   

بعدازاین دیهات ازاسترآباد پنج فرسخ وازخیابان شاه عباس شش ورست (است)                                        

کردمحله را سه مسجد (و) 15 دکان است ودرآن چهار ده، 970 خانوار،اهالی آن ازسایرین متمول تر.شغل ایشان گله  بانی است.تراکمه رابدانجا بسیارتاخت وتازاست.گویند پیش ازاین 2000 گاومیش داشتند،اکنون 200 سرزیادترندارند.همه رابه زور تراکمه برده اند.وابریشم نیزبعمل آرند،گویاتوان درپنجا   800 من ابریشم به عمل آورد.مالیات آنجا800 تومان است.دروقت جنگ ازکردمحله  صدو سی نفر مرد گیرند.واین قاعده میان ایشان نوبتی است.وهنگام جنگ همه فراری.دیگرکفش گیری است نزدیک کردمحله ازصاحب هزارجریب یک مسجد،یک تکیه،3 دکان،250 خانوار.باآنکه خندقی درگرداوست بیشتراوقات تاختگاه تراکمه است.اهل آنجاصابون پز،حاصل ابریشم 150 من.    

                                                                                      

دیهات دیگرآن بلوک

النگ چارده،الوار،بالاجاده،خرابه مسجد،باقرمسجد،چقر،میان درو،انکرم کریم آباد،لامی لنگ،قلعه محمود،آزادمحله،الدوین،قلندرمحله،بانه امام هاشم آباد،رزوان محله،چالکی،حیدرآباد،مهترکلاته،امین آباد،رزوان محله،قلندرعایش،کلامون،شوریان توشن،مهترکلاته محله،یالو،قاسم آباد،زربال محله  ،

پیشین کلا،یساقی،گرجی محله،ونکلان،شاده،درودمحله،سرکلا،خرابشهر،اسپوخیل،شموشک،

نوچمن،سیدمحله،صدرآباد،کلاسنگیان،سدن،کلا جان قاضی،کلاجان قاجار،لسک،ورسان،پنچ امام،الوفه،

سعدآباد،نودیجه،تاش محله،انچراب،رنگی محله،اوجاین کلا.                                      

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ملکونف

ولاغوز

شیرداربن

کردمحله

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:26
admin

یاد خانه های قدیمی و خاطرات کوچه و پس کوچه های گذشته محله ولاغوز بخیر...

چه صفایی داشت خونه های قدیمی ، با نمای چوبی ، سقف سفالی ، حیاط ، تقسر و ... مدتی بود که سیمای خونه های قدیمی در ذهنم بود. به روستاهای مجاور شهرم کردکوی رفتم و خیلی خوشحال شدم و لذت بردم که این دست از خانه های قدیمی که بیانگر تاریخ ، فرهنگ و هویت ماست همچون کوهی هنوز استوار بود و بافت قدیمی اش را  حفظ کرده بود ... محله باصفای من ولاغوز نیز قبل از متصل شدن به شهر دارای همچنین بافت قدیمی و خانه های چوبی بود . متاسفانه بسیاری از خانه های قدیمی در محله ی ما جای خود را به ساختمان های چند طبقه داده اند اما در این میان هنوز خانه های سنتی قدیمی و بافت کوچه وپس کوچه های  گذشته وجود دارد که  چشم هر بیننده ای را جلب می کند و از قدمت بالای آن حکایت می کند.

منزل مرحوم قدم مازندرانی :

لَته ، حوض و باغچه ، تنور گلی، تراست چوبی، تَقسر، پلکان چوبی، نال سر، زمستانی گرم و تابستانی خنگ بخاطر چوب و گِل  ، مطبخ ساده، پذیرایی و پستو ، خان دِله، نال بن و جالب تر از همه جایی به نام اتاق خواب نداشت.

در زیر بخشی از خانه های قدیمی و بافت کوچه ها و دیوار های گذشته ولاغوز به تصویر کشیده است که برخی قدمت بیش از ۵۰ و100 سال دارند.

 

 

 

 

 

زیبایی و آراستگی خانه های قدیمی آرامش خاصی را به ساکنان خانه می داد و هم اکنون نیز این آرامش را در این خانه های باقی مانده است  و  می توان آن را احساس کرد.

هر جایی که هوس می کردی رختخوابی ساده پهن می کردی با آرامشی خاص می خوابیدی. گاهی در حیات روی یک تخت چوبی و گاهی تراست تفسراتاق خوابت می شد.

 

این روزگار دیگر خبری از گپ و صحبت های صمیمانه، شعرخوانی و ضرب المثل نیست. بازی های بچه گانه هم دیگر جای خود را به کامپیوتر و موبایل و تبلت داده است و می توان گفت دیگر هیچکس  کاری با هم  ندارند. حتی وقت احوالپرسی با همدیگر را نداریم…چه به رسد صدای خندهای بلند و شوخی های زیبا….

یاد و خاطره خانه های قدیم بخیر . یاد کوچه و پس کوچه ها و بازی های کودکانه بخیر ، احترام و  صفا و صمیمیت های گذشته هم بخیر ......

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

خانه قدیمی

ولاقوز

ولاغوز

کردکوی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:25
admin

مستند صدا و سیما در خصوص فرهنگ، اداب،رسم و رسوم عید نوروز 96در ولاغوز

تصاویر ضبط مستند صدا و سیمای گلستان برای برنامه شب های هیرکان

 در خصوص فرهنگ، اداب،رسم و رسوم عید نوروز 96 در ولاغوز 

منزل حاج عبدالله مازندرانی - فروردین ماه 1396

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

صدا و سیما

ولاغوز

عید نوروز

کردکوی

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:23
admin

تصاویری از اعضای تیم فوتبال ولاغوز

تصاویری از اعضای تیم فوتبال ولاغوز

 

 

اسامی  ایستاده از راست :

برزو ایلات - حسین جان زاهد - علی بابا مصدق - ذبیح الله عبدالرسول  - عالمین مهرجو - کریم معلم 

 

نشسته از راست :

درویش کیانی  - رحمت کیانی - شیردل ایلات - صادق رسولی - مقداد مازندرانی 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

فوتبال

ولاغوز

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۲ | 23:22
admin
مطالب جدید تر مطالب قدیمی تر
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • ۱۴۰۴/۰۹/۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
  • ۱۴۰۴/۰۶/۱ - ۱۴۰۴/۰۶/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۵/۱ - ۱۴۰۴/۰۵/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۴/۱ - ۱۴۰۴/۰۴/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۳/۱ - ۱۴۰۴/۰۳/۳۱
  • ۱۴۰۱/۰۱/۱ - ۱۴۰۱/۰۱/۳۱
  • ۱۴۰۰/۱۲/۱ - ۱۴۰۰/۱۲/۲۹
  • ۱۴۰۰/۱۱/۱ - ۱۴۰۰/۱۱/۳۰
  • ۱۴۰۰/۰۷/۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
برچسب ها
  • ولاغوز (164)
  • کردکوی (83)
  • ولاقوز (33)
  • چهارکوه (28)
  • مازندران (24)
  • گلستان (23)
  • کردمحله (19)
  • زواردشت (9)
  • تمیشه (9)
  • جوانان (9)
  • نوستالژی (7)
  • فوتبال (7)
  • طبیعت (7)
  • مدرسه (7)
  • روستا (7)
  • دکان در (7)
  • تصاویر (6)
  • کشتی (6)
  • جنگل (6)
  • شیرداربن (6)
  • محله ولاغوز (5)
  • پهلوان (5)
  • مازندرانی (5)
  • نوستالوژی (5)
  • محله (4)
  • ورزش (4)
  • خاطرات (4)
  • آب بندان (4)
  • ازگرد (4)
  • مغازه (3)
  • فرهنگ (3)
  • امامزاده (3)
  • کشاورزی (3)
  • جاده (3)
  • قدیم (3)
  • اولین (3)
  • سد (3)
  • زمین (3)
  • شمال (2)
  • مصدق (2)
  • پل (2)
  • طبری (2)
  • شهر (2)
  • دبیرستان (2)
  • ارابه (2)
  • نظامی (2)
  • یاغی (2)
  • اسب (2)
  • گندم (2)
  • شورای اسلامی (2)
ابزار رایگان وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای محله ولاغوز (شیرداربن) شهرستان کردکوی محفوظ است .