محله ولاغوز (شیرداربن) شهرستان کردکوی

از گذشته تا امروز ، نگاهی به تاریخ و فرهنگ و آداب  و رسم و رسوم

ولاغوز (شیرداربن) از نگاه کاپیتان چارلز فرانسیس مکنزی

کاپیتان چارلز فرانسیس مکنزی در صفحه 169  از کتاب می نویسد : 

....نهردیگری راکه به کارکنده منتهی شد نیزدیدیم ازانجابه امامزاده ای رسیدیم که درمحلی به نام خرابه شهر ساخته بودند واطرافش قبرستان بزرگی بود. ایرانیان متمکن مردگان خودرابه کربلا می فرستندوکمتری مسافری به ایران آمده وباکاروان هائی که مردگان رامی برندروبرونشده است.فقراکه امکان چنین خرجهائی راندارندمردگان خودرااطراف امام زادهها دفن می کنند.واین بارمن شاهدمراسم تدفین یکی ازاین مردگان بودم.مرده ای راکه فقط اسنخوانهایش باقی مانده بوداززمین درآوردندوکنارجاده قراردادندوبرای مرده جدیدمقبره ای درست کردند.لازمه چنین کاری رانفهمیدم چون بطوریقین دلیل آن کمبودجانبود.زمین فراوان بودآنهابه آسانی می توانستندحدودقبرستان راافزایش دهندبه خصوص که چنین کاری باعقایدمسلمانان منافات داردونبش قبرشدیداًممنوع می باشد.                                                      

خرابه شهر مانندسایر عمارتها مخروبه کتیبه ای نداشت.آثاردیواروخندقی به چشم می خوردومقداری آجروسفال درجنگل وجودداشت ولی تاریخچه آن دراعماق زمان پنهان است وشایدهیچ گاه آشکارنشود.آقای آبت درباره آن داستانی باورنکردنی تعریف می کند که به جریان شکافتن کوه توسط حضرت علی علیه السلام درتبه های بالای پل نیکاح ( یا شمشیربراست ) مربوط می شود.                    

بعدازعبورازاین محل چهارسوار به استقبال ماآمدند.کمی دورتردرقسمت چپ مقدارزیادی درختان توت وهمچنین گندم کاشته بودند.بعدازآن جنگل همچنان ادامه داشت. از رودخانه شیرداربن (نام قدیم ولاغوز) که جنوب شرقی سوی شمال شرقی جاری است عبورکردیم. مزارع برنج تا کردمحله ادامه داشت.برای رسیدن به آنجا از نهرعمیقی به همان نام که درزمینهای رسوبی جاری بودگذشتیم این نهرازجنوب شرقی به سوی شمال شرقی جاری است.فاصله آن ازگزسه فرسنگ ونیم مازندرانی بود.  

  در کردمحله نام رئیس این محله رضا قلیخان بود.کردمحله (کردمحله نام قدیم کردکوی است) ازتوابع سدان رستاق است ومالیات آن باآجرهای خرابه شهرساخته شده است ولی سایر خانه ها بنای مطلوبی ندارند. خانه ای که به من داد ند بیشترمانند یک لانه بود چنانچه بزحمت می توانستم درآن جا گیرم،طرح آن مانند طرح خانه های گزبود.یک چارپاخانه هم درآنجا وجود داشت.کردمحله دارای :                                                

خانه                                             970

حمام                                               1

مسجد                                              3

دکان                                               15

مالیات                                           800 تومان

تفنگچی                                          130 نفراست

 

درکردمحله:

                                         تومان      قران       شاهی

قیمت برنج هرمن تبریز              -           -           8

روغن                                    -           -          10

مرغ هریک                             -           -           5

تخم مرغ هرشش عدد               -           -           1

شلتوک                                 -           -           4

جوهرمن تبریز                        -           -           1

کاه دسته ای                          -           -           5

ابریشم هرمن تبریز                  -           3           5  می باشد

درقدیم اهالی کرد محله تقریباً 1000 رأس گاومیش داشتند

ولی درااثرحملات ترکمنها تعداد آنها تقریباً به 400 رأس کاهش یافته است.چهل روزبعدازنوروزبرنجرامی کارندوآب می دهند.بعدازبیست روزآماده نشاء می شودوآنرادرمزارع آماده شده نشاء می کنند.دوماه ونیم بعدآماده درو است.

ابریشم رابدینگونه عمل می آورند:بیست روزبعدازنوروزتخم هارا ازاتاقی که درآن نگهداری می شونددرمی آورندودرسینیهای مخصوص قرارمی دهند.کرمهاازتخم هادرمی آیندوازبرگ توت تغذیه می کنند.وقتیکه به قول ایرانیان دوباره به خواب می روندآنهارابه انباری های مخصوص می برندوسه بعدازنوروزپیله هاآماده  می شوند.  کردمحله از400 قسمت تشکیل می شودکه محصول هرکدام تقریباً20خرواربرنج ازقرارهرخروار70من تبریزاست. هر«قسمت» 4خرواربه دولت می پردازد.

مالیات ابریشم 30تومان درسال است.فاصله کردمحله باملاکلادرساحل خلیج استرآباداست سه کیلومتراست وتا استراباد 5 فرسنگ مازندران فاصله داردوبنابراین فاصله استرآبادتاگزتقریباً 280 میل انگلیسی است. نظرعلیخان برادررضاقلیخان ازماپذیرایی کردوتعاروفات بسیارنمود.ولی تقریباً آذوقه ای نیافتیم وبه همین دلیل من هم حاضرنشدم گنه گنه ای که می خواست به اوبدهم.می بایست به جای اینکه مادریک خانه دهاتی محقر جابدهدبه خانه خودمی بردولی ماننداکثرایرانیهائی که دیده ام می خواست بیشترازآنچه نشان می داداستفاده کند.درموقع ورودماگوسفندی قربانی کرده بودولی آن رابرای خوردن خودش برد.           

روزبعدازکردمحله راه افتادیم وبعدازعبورازنهری به جاده شاه عباسی که ازمیان مزارع گندم می گذشت واردشدیم.سپس ازدونهرکه یکی بسیارعمیق ودارای پل چوبی بودگذشتیم.جنگل بسیارانبوه بود با درختان توسکا و انار وحشی و افرا وگردو و سیب وحشی فراوان. تقریباًنصف راه بین کردمحله وکفش گیری قبرستان قدیمی بودولی ازآن استفاده نمی شد.                                                                               

کاپیتان چارلز فرانسیس مکنزی چه کسی بود ؟

کاپیتان چارلز فرانسیس مکنزی درسال 1845 م . باسمت پرچمدار واردکمپانی هندشرقی شد ودر 9-1848 طی جنگهای پنجاب درپیاده نظام هنک  28سنگال خدمت کرد.در1850تحت فرمان فرماندار پیشاور لردکلاید بودوسپس در1852 باسمت معاون کمیسر انگلیس در منطقه ارکان مشغول گشت. در1855بدرجه سروانی رسید ودرجنگهای کریمه شرکت کرد.در1858 قنسول گیلان شد وتا 1860 در آن شهر مسکن داشت . بعدازجنگ ایران وانگلیس برسر مسئله هرات در 1273 ه.ق .1856 م.وشکست ایران .معاهده پاریس در1274ه ق.1857 م.منعقد شد وطبق ان دولت ایران حق گماشتن قنسول درشهرهای این کشور رابه انگلیس داد.  چارلز مکنزی اولین قنسول انگلیس درشمال ایران بود.او در همان سال سفری از رشت به استراباد نمود وطی این سفر گزارشی برای دولت خود تهیه کرد .بدون شک دلیل تهیه این گزارش فقط دادن اطلاعات از اوضاع ان نواحی نبود وبه همین علت مطالب تاریخی در ان نیست .بلکه هدف اصلی اطلاع از میزان نفوذ روسها بود که از مدتهاقبل بااین منطقه رابطه داشتند.مکنزی مشاهدات خودرا بادقت توصیف میکند وبخصوص به شرح اوضاع جغرافیائی می پردازد که از جهت سوق الجیشی ممکن بود مفید واقع شود.ضمناً به امکان توسعه تجارت انگلیس در این نواحی هم توجه دارد.از سفرنامه های آبت فریزر که قبل ازاوازاین مناطق دیدن کرده بودن اطلاع داردوبخصوص به نوشته های فریزرااشاره میکندوهرکجا تفاوتی می بیندخاطرنشان می سازد.        

 مکنزی ازموقعیت کوهها،رودخانه هاوراهها مفصلا سخن می راند درباره مالیات،جمعیت وطوایف، تعداددکانهاوخانه ها وقیمت ارزاق،درباره ابنیه تاریخی وامام زاده ها دقیقاًمطالبی می نویسد،ضمناًشکایت داردکه ایرانیان اطلاعاتی راکه جویابودبه وی نمی دادند،بخصوص ازحکام شکایت داشت،درساری حاکم آن شهرنگذاشته بوداوباکسی که بتوانداطلاعات لازم رابه وی بدهدتماس بگیرد،این عدم اعتماددوجانبه بودومکنزی باحس بدبینی بسیارازایرانیان سخن می گوید.دلیل این بدبینی می توانددوچیزباشد: اولاًدراین دوران که دوران بسط استعماراروپا بود،ماموران انگلیسی درشرق،بخصوص آنهایی که درهندخدمت کرده بودند،اکثراًنسبت به ایرانیان بدبین بودند،ثانیاًنبایدفراموش کردکه مکنزی کمی بعدازپایان جنگ ایران وانگلیس به ایران آمده بودوهنوزکدورتهاازمیان نرفته بود.اوهرگاه بتواندازصدراول اعظم معزول ایران ،میرزا-آقاخان نوری بدگوئی می کندواورامسئول جنگ می داند.مثلاًمی نویسدکه درسولده که ملک صدراعظم بوده اهالی به وهمراهانش خوراک نداده بودندواضافه می کندکه هنوزاثرسوءحکومت صاحب قبلی درآن دهکده ازبین نرفته است.درعین حال بایددرنظرگرفت کما وچگونه سفرمی کرد،خودشرح می دهدکه چگونه،همراهانش ازراهها وبیراهه هاوکوره راههای گل آلودوازپل های لغزنده وازمیان رودخانه ها وجنگل ها وخاروخاشاک که سروروی رهگذررامی خراشاندودرزیرباران وبرف عبورمی کرده اندوغالباًشب درشرایط بسیارنامناسب می گذراندند،حتی یک  شب درمسجدی خوابیده بودند،البته سعی می شد،ازاوپذیرائی بعمل آیدواحترامات لازم بجا آورده می شدوبه افتخارورودش یاگلوله درمی کردند یاقربانی می کردند،ولی اغلب پذیرائی ها شاکی است.خانه ها یاسردبودندیابخاری هادود می کردند،اتاقهایاپنجره نداشتندیازیادی منفذداشت.گاهی نیزبادلسوزی ایرادمی گیرد،مثلاًمی نویسد که یکی ازبهترین وحاصل خیزترین مناطق ایران به خاطرعدم توجه حکومت ویران شده است ومردم آن راترک می کنند.ویاشرح می دهدکه حاکم لاهیجان درموقع جمع آوری پول برای جهادعلیه انگلیس،بجای ده هزارتومان دوبرابراین مبلغ رابازور ازمردم گرفته بودودرنتیجه اذوقه لاهیجان ازتهران گرانترشده بود،درباره شاهزادگان تن پروروعیاش قاجارونفرت مردم ازسلاطین قاجارنیزمطالبی می نویسد.                                                              

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

مکنزی

شیرداربن

ولاغوز

ولجوز

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۹ | 23:35
admin

مسیر پیاده روی افراگلی جنگل چهارکوه محله ولاغور 1400/12/29

مسیر پیاده روی افراگلی جنگل چهارکوه محله ولاغور 1400/12/29

 

 

یکشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۹ | 15:16
admin

نیروهای مشروطه وضد مشروطه درمنطقه کردمحله و نقش حاج آقا رئیس در ولاغوز

نیروهای مشروطه وضد مشروطه درمنطقه کردمحله و نقش حاج آقا رئیس :

پیروزی انقلاب مشروزطه درسال 1324هـ-ق درایران بازتاب قابل توجهی درایالت استرابادوبلوکات آن ازجمله سدن رستاق، انزان .کتول داشت.دراین باب به چند گزارش  ونگاشته تاریخی استناد می گردد.

درگزارشات مسترلینگ به سرادوارد کری(وزیرامورخارجه انگلیس)چنین امده است:

((تهران ،مورخه 8 نوامبر1907 م(15 آبان 1286 شمسی -1 شوال 1325هـ -ق): استراباد7 ماه است بی حاکم مانده وغارت تراکمه شروع شده ومنطقه خوفگاه بین مشهد گشته است))چند روز بعد((دسته ای ازتراکمه دهات نزدیک استرابادراغارت کرده اند.))

درگزارش ماه صفر1326هـ (تراکمه مقیم بش یوسقه(پنج پیکر کنونی) درحمله به روستای جفا کنده پسرعموی سید طاهرمجتهد (نوکنده ای حسینی استرابادی روحانی  ضدمشروطه درناحیه استراباد) رابیرون ده کشتند. ماه بعد اهالی روستای قلندرمحله ازظلم اقای صادق(پسرسیدطاهرمجتهد) که 2 دانگ ویک ربع آن روستا را درتملک داشته،علیه وی شوریدندوبه انجمن(مشرورطه خواهان)استراباد شکایت کردند.آقای صادق دستور داد چندنفرازآنهاراچوب بزنند.چند ماه بعد اینبار اهالی سرکلاته علیه آقای صادق شوریدندواورا برهنه روی مال سوار کرده وبه قریه قلندر محله آوردندوچوب زیادی به او زدند.چون خبر به حاج  سید طاهرمجتهد رسید،وی اقای سید یعقوب راباجمعی به  آن سوی فرستاد.این گروه با مشققت آقای صادق نجات دادندوبه شهر استراباد اوردند)لازم به ذکر است که این آقای صادق فرزند حاج سید طاهر مجتهد( ازاجداد گروهی ازطاهری های کنونی شهر گرگان) یکی ازچند نفرسردسته نیروهای ضد مشروطه درناحیه استراباد بودکه چندی بعد درشاهرود به دست مشروطه طلبان به قتل رسید.

درسال 1327 هـ .ق ودرزمان حکمرانی امیر اعظم معروف دراستراباد،ترکمانان به حمایت از نیروهای ضد مشروطه ونیزمحمد علی شله مخلوع،دست به اغتشاشات زیادی زده و حتی چندروستای بلو کات استرابادرابه آتش کشیدند.این وضع دراسناد محرمانه روسهاوانگلیسی ها نیزبازتاب داشته است  مثلاً درگزارش سرباز کلی به سرادوارد گری چنین نوشته شده است.

ازمهران (قلهک)8 ژوئن 1909م (28 خرداد1288 شمسی2جمادی ثانی 1327هـ استرابادتراکمه را ازانجام خدمتگزاری مرخص کرده اند ولی بعضی ازآنها بخاطر نگرفتن حقوق شکایت کرده ومشغول چپاولند.آنها 13 ده ازجمله دوتا ازدهات سدن رستاق راغارت ویکی راآتش زده اند.

دهی به نام کلانترمحله(منظورکردمحله) مقاومت نموده اندوترکمنهارابه بیرون راندن.

به هرصورت نیروهای ضدمشروط دراین دوران شدیداًفعالیت نموده وطرفداران خودرادرقدیس ومشروطه خواهان راعین ابلیس می دیدند.

درچنین شرایطی پس ازانکه دولت مشروطه درپایتخت محمد علی شاه راازسلطنت خلع وپسرنوجوان وی احمد شاه رابه جایش برگزید،شاه مخلوع تحت جمایت روسها نخست به سفارتخانه آنان وسپس به روسیه پناه برد.اودرسال1329 به همراه اسلحه وگروه اندک ازایروی ضد مشروطه واردشمال غرب استراباد،یعنی بخش غرب ترکمن صحرا ایران درخواجه نفس وگمیش تپه (گمیشان شد).وی باحمایت بخشی ازترکمانان ،فئودالهاوخانهای ضدمشروطه بلوکات انزان،سدن رستاق و مخصوصاًکتول وفندرسک بدون درنگ کروفرهای خودراآغازنمود.روزنامه چهرنماشماره 14 ،شعبان 1329 هـ دراین باب چنین نوشته بود:(شاه مخلوع ازروسیه به گمیش تپه استرابادآمدومستبدین استرابادازجمله خانهای فندرسک ،کتول،کفشگیری،ملک و...به گمیش تپه رفتندتابه او مدد داده وبرای یورش به تهران روانه گردند.)

محمد علی شاه مخلوع حتی ازسوارهای افغان تحت امرمراد خان هم سان دیدسپس ازبعدازورودبه شهراستراباد ازدوسویعنی مازندران(فیروزکوه)وشاهرودبه پایتحت حمله نمودندتاسلطنت ازدست رفته رابازیابند.اماشکست سختی ازدولت ونیروهای مشروطه خواه خوردند.دراین مورد برای اطلاعات بیشترخوانندگان گرامی رابه کتاب (انقلاب مشرورطه دراستراباد)اثرهمین نگارنده ارجاع می دهیم.

اما محمد علی شاه مخلوع توسط دو برادرش ارشدالدوله وشعاع السلطنه ونیزنیروهای خانهای ناحیه استرابادمورد حمایت مجدد گرفت،طوریکه این ناحیه موردهیجانات شدیدی گردیددرچنین اوضاعی دولت مشروطه درتهران یکی ازسرداران مشروطه خواه خود به نام سردارمحیی معروف به معزالسلطان رابه همراه گروهی ازمبارزان مشروطه طلب مامور دفع این فتنه ضد انقلابی نمود.دولت آبادی وعبدالله مستوفی درباره این گروه چنین نوشته اند:اردوئی که به ریلست سردارمحیی ازتهران حرکت کرد800نفرپیاده با80نفرتوپچی و80نفرمتفرقه دردوروزقبل ازاین حرکت نموده بودندکه مجموعاًحدود1000 نفر می شوند.خودسردارمحبی هم درروز4 و5 شعبان با100 سوار و200 نفربختیاری مجموعاً1350 نفربا5 عرابه توپ حرکت خواهند کرد)دراین میان عبدالحسین رامیانی هم ازمنطقه رامیان به همراه حدود50 تا 60 نفر محرمانه به طرف بندرگزحرکت کردند.

راپورتچی انگلیسی ها دراستراباد هم چنین نوشت( وزیرجنگ ازتهران به ساعد لشکر مهدی خان ملک-نایب الحکومه وقت استراباد)تلگراف زدکه سردار محیی به اتفاق معین (معاون)به حکومت استراباد ومازندران گماشته شده،امادرشهراستراباد وروستاهای وحشت حاکم است.مردم اجناس،امتعه ولوازم زندگی راپنهان می کنند.خبرهای پولیتیکی انتشاریافته که (شاه مخلوع)2عراده توپ، 400تیرتوپ،6000تنفنگ 5تیرو2میلیون فشنگ راوارد گمیش تپه کرده اند.کمیسرروس درگنبد هم با50 سوار چکت به گموش تپه آمده وچند نفرترکمان جعفربای راکه مشروطه خواه بودند دستگیرکردندونزدمحمد علی شاه بردند..حال خبررسیده سردارمحیی به 1 شرف (بهشهر)گلوگاه، وبندرگزآمده.درشرق بندرگز(اطراف کردمحله)150 مجاهد ویک عراده توپ اردورازدند. قهر=ارخان انزانی(جد ملاح های کنونی) ملقب به سالار اشجع آنهارامحاصره ودرگیری سختی شد.پیاده ترکمان نیزبالُتکا(واژه روسی به معنی قایق)به کمک قهارخان آمدند.دوروز قهارخان وتراکمه ازصبح تاغروب به اردوگاه(نیروهای مشروطه خواه حمله کردند.روزسوم سردار محیی به همراه 30 نفرحمله کردند.حدود 300 سرباز پناه به ارامنه بندرگزبردند.سپس 2000 سواروپیاده ترکمان ،انزانی وکردمحله ای اردورامحاصره کرده وبعد هم بندرگزراچاپیدند.آنها لوازمات اردوراباچند عراده توپ و80بارقورخانه و500000تومان اموال ارامنه بندرگزبالُتکاوقاطر،اسب ومادیان بردند.بخش اعظم این اموال رادرخوجه نفس به محمد علی میرزا(شاه مخلوع)واگذارکردند.عده ای ازسپاهیان فراری سردارمحیی درساری توسط ولگردان خلع سلاح شدند...درپایان 60نفرمقتول گشتندکه 10 نفر ترکمان و5 نفراسترابادی بودند.350نفرهم دستگیروآنهارانزدمحمد علی میرزابردند))

محمدعلی خان تنکابنی که نظرخوشی نسبت به سردارمحیی نداشت،دریاداشتهای 10ذی القعده1329هــخودچنین نوشتهاست:«دیروزدرقراتپه بودم.خبررسیده سردارمحیی معزالسطان به سمت استراباد قشون کشیده.امادرنزدیکی محله گزکه وصل به بندرجزاست،ازاهای کردمحله،عده ای جلویه اوراگرفتند.وی فرارکرده و5عراده توپ اوراگرفته وبه قدر500نفرازنفراتش راکشتند.»

مهجوردرگزارش دیگری چنین آورده است:«وقتی که سردرامحیی ازمازندران آهنگ بندرگز نمود،ملاحسین کردمحله ای وهمفکران بد اندیش وی گروه بی دانشی رادرجنگلهای گلوگاه واطرافش برگذرگاهها نهادندتابرآنهابتازند....معزالسلطان که درمسیرخودمیان جنگلهامحصوربود،ازسپاه استبداد (ضدمشروطه)شکست خورده وبه سوی ساری برگشت»روسیه به گمیشان واستراباد وسپس شکست درفیروزکوه،حاج شیخ حسین رئیس کردمحله باجمعی نزد شاه (مخلوع)درخوجه نفس رفتند وقرار گذاشتنددرخاک انزان جلوی اردوسردارمحیی رابگیرند»

ازقرارمعلوم این شخص نفوذزیادی هم درناحیه کردمحله داشت،طوری که درگزارش دیگر این مخبرقبل ازاین تاریخ(ذی الحجه1326 هــ) چنین نوشته بود:«حاج محمد حسین کردمحله ای رامشروطه طلبان استرابادبرای مخالفت باسالارمقتدر(سعدالله خان میرفندرسکی ازخانهاوفئودالهای درشت منطقه فندرسک وخانببین)خواسته اند.اوبه استرابادامده وبه خانه شیخ عبدالصمد رفته وباتمام آقایان وصاحب منصبان دیدن کرده وبعدبه انجمن تجار(طرفدارمشروطه)رفت».زیراچندروزقبل ازآن شاه مخلوع بوسیله تلگراف ازسید طاهرمجتهدوسالارمقتدرخواست بودمشروطه طلبان راساکت وسرکوب کنند.بنابراین چنین استنباط می شود که ایم ملا محمد حسین کردمحله ای که جزوبزرگ مالکان ناحیه کردمحله هم محسوب می شد،ابتدابه مشروطه طلبان گرایش نشان می داد،امااحتمالاًباقوانینی که مجلس مشروطه تاحدودی علیه بزرگ مالکی تصویب نمود،وی راهمچون بسیاری ازخانها ترسانده وآنان رابه سوی ضدانقلاب ونیروهای ضدمشروطه گریزانده بود.افزون برااین وجودچنین اشخاصی سبب می شد گروهائی ازمردم کردمحله وسایرروستاهای بلوک سدن رستاق که گرایش به مشروطه داشتند ویا مشروطه خواه بودند،ازترس مرگ یامجازاتهای شدید،ازابرازوجودعلنی پرهیز نمایندزیرادرگزارشات محرمانه وزارت خارجه روس ها وانگلیسیها ونیزگزارشات مخبر انگلیسیها ویاسایرمتون نگاشته شده دراین حوزه اشارات صریح ازحضوراهالی مشروطه خواه دهات سدن رستاق نگردیده است.امااین خانها می توانستندرعیت وتوده عوام ایلاتی تحت امرخودرادرمقاطعی خاص علیه مشروطه خواهان همان منطقه یاناحیه استرابادواردعرصه نبردکنندچناکه چنین نیزکردند.البته خانهای دیگری مثل مسعودالملک هزارجریبی(علی قلی خان،پسرنجفقلی خان ونوه حاج محمدتقی خان هزارجریبی بالارستاقی)که درصفحات پیشین اورامعرفی نمودیم،درچندمقطع رعیت کفشگیری وچندقریه سدن رستاق رابه حمایت ازمشروطه طلبان برانگیخت.

افضل الملک مامورارشددولت نوشته است:«(دراسترابادازآن دواشاره مخلوع وشعاع السلطنه)همراهی خوبی نشان ندادند.فقط سادات بنی عقیل همراهی کردند.اینهادرجنگلهابرقلب سپاه سردارمحیی زده واردویش رامتفرق نمودندواوبه ساری رفت»

به طورکلی این وقایع چنان حائزاهمیت بودکه اسناد محرمانه وزارت امورخارجه بریتانیا هم بازتاب داشته انددراین باب به دوموردزیراستاندمی گردد:

((مکتوب سرجرج بارکلی (کاردارسفرات بریتانیادرتهران)به سرادوارگری(وزیرامورخارجه بریتانیا)

تهران 2 نوامبر1911 م (10 ذیقعده 1329 هـ ق/9آبان 1290 شمسی):

درتاریخ 20اکتبرتلگرافی ازوکیل قنسول انگلیس به استراباد رسیده که شاه مخلوع درخواجه نفس است.30اکتبرقشون دولتی که 200 نفرتحت فرماندهی سردارمحیی بودند.ازترکمانان طرفدارشاه(اطراف بندرگزوکردمحله)شکست خوردندخوف آن استکه تراکمه به استراباد حمله کنند»

مکتوب سرجرج بارکلی به سرادواردگری

تهران 25 نوامبر1911م(3ذیحجه1329هـ ق/12آذر1290شمسی:)

..طبق همان مکتوب 28 اطلاع داده بودم که که موضوع مهمترازاینهاست،زیراقشون دولتی (سردارمحیی)که 600نفربودندتوسط شعاع السلطنه برادرشاه مخلوع بوسیله 700 ترکمان زیردست درحوالی بندرگزشکست خوردند»

عین السلطنه وحتی مورگان شوسترآمریکائی که دراستخدام دولت ایران بودهم این واقع اشاره کرده وآن رامهم تلقی نموده بودند.

 درمورد چگونگی نبردوتعدادتلفات این واقعه نگاشته های ضد ونقیصی وجود دارد.مثلاًدولت آبادی نوشته است:«دردهه اول ذیقعده 1329 سردارمحیی برحسب ماموریت به سوی استراباد امدکه درنزدیکی کردمحله در8فرسخی (4فرسخی صحیح است)بانیروهای اعزامی محمد علی میرزوشعاع السلطنه واشرارترکمان که روس هم ازآنهاحمایت میکرد،مواجه گردیدند.جماعتی ازسربازومجاهدکشته وبقیه فرارکردند.تلفات سردارمحیی چنین بود.جنگ اول 4 سربازویک مجاهد،جنگ دوم 4بختیاری و4مجاهد،جنگ سوم 50 نفرجنگی مشروطه خواه استرابادکه به کمک سردارمحیی امده بودند.مقتولین ازطرف اشرار(نیروهای ضدمشروطه)وتراکمه همچنین بود:جنگ اول ترکمان وولایتی(فارس)16نفر،مفقود6نفرجنگ دوم وسوم90نفرکه عده ای هم آکند(اکنط-نمایندگی)روس پناهنده شده اند».عبدالله مستوفی هم نوشته است:«درجنگی سخت بسیاری کشته شدند،ازجملهمحمدحسین خان سرتیپ توپخانه استراباد،نایب شکرالله که نایب فوج هزارجریب بود،لطفعلی خان برادراسماعیل خان،ارازترکمان ازروسای ترکمان و...»

به هرصورت طعم این پیروزی به دهان نیروهای ضدمشروطهشیرین آمدوباردیگربه گروف افتادند. درمنطقه بندرگز،کردمحله،کتول ونیزخودشهراستراباداین گروزه ضدانقلاب مشروطه به آزارواذیت مشروطه خواهان دست یازیدند.مثلاًشعاع السلطنه دراولین اقدام 1000تومان پول ازمردم منطقه کردمحله (سدن رستاق)وانزان (حوالی بندرگز)به بهانه اخذمالیات،جمع آوری نمودآنگاه امرکرد 1000سوارترکمان یموت،یلقی وشرف به همراه 3 عراده توپ کوهستانی وسلاح حای جمع اوری شده به اردوی دوباره تشکیل شده محمد علی شاه مخلوع بپیوندند.دراین میان «باحاج محمدحسین کردمحله ای مهربان شده واردوراازچارچناردردوفرسخی مغرب شهراسترابادبه کردمحله وسپس بخاطر مخالفت مردم باترکمانان جعفربای به بندرگزانتقال دادند.همچنین ازتنفنگچیان کردمحله ای هم چشم پوشیدنداما550نفرایلی راازدهات سدن رستاق باشلاق فراهم آوردند»این اردوآنگاه واردمازندران شددراینجا خانهای استراباد ومازندران به آنهاپیوستندکه برجسته ترین آنهاعبارت بودنداز: امیرمویدسوادکوهی،مرادخان سوادکوهی،حبیب الله خان شجع الملک سورتیجی،حبیب الله خان سالارمعظم دومهری،محمدباقرخان هزارجریبی(پسرلطفعلی خان ونوه محمدباقرخان معروف به سرداررفیع-خان کفشگیری)،علی محمد خان کتول(سالارمعزز)،امیرعشایر(میرفندرسکی-خان منطقه فندرسک وخانببین)و....پس ازشکست این گروه،محمدباقرخان هزارجریبی به همراه 2عراده توپ جزئی ازذخیره فیروزکوه درمعیت شوکت نظام(نایب الحکومه شاهرود)به هزارجریب گریختند.

درشاهرودهم اوضاع فوق العاده بهم ریخته بود،مثلاًپس ازآنکه نظرعلی خان سرداراشرف به همراه تراکمه ازاستراباد به سوی شاهرودرفتند،بسیاری ازنقاط ازجمله خودشاهرود راغارت نمودند.ازآن سومسعودالملک هزارجریبی(علی قلی خان-نوه حاج محمدتقی خان)هم که ازخانهای منطقه سدن رستاق استراباد بودواورادرصفحات قبل معرفی نموده ایم،درناحیه دامغان وسمنان باسپاه ارشد الدوله برادرمحمد علی شاه مخلوع درگیرجنگ شد،اماشکست خوردوتراکمه همراه ارشدالدوله اردوگاه وی راغارت کرده و«آنچه ازتفنگ واجناس بودازراه جهان نما به استرابادآوردندوپس ازبازگشت دوباره به دامغان،آن نواحی رافوق العاده خراب نمودند»بلافاصله پس ازاین وقایع،برادردیگرشاه مخلوع،یعنی شعاع السلطنه به ساعدلشکر(مهدی خان ملک)نایب ااحکومت استرابادتلگراف زدکه املاک مسعودالملک هزراجریبی رادرغرب استراباد،یعنی دهات بلوک سدن رستاق ضبط ومصادرنمایند.

با این وجودنیروهای ضدانقلاب مشروطه بازهم نتوانستندکاری ازپیش ببرندوشاه مخلوع مجدداً به استرابادوسپس به میان تراکمه بازگشت ونیروهایش هم متفرق گشتند.درهمین زمان ایوانف کنسول روسهادراسترابادنوشت:«...همه(نیروهای ضدمشروطه ومحمدعلی شاه مخلوع)دراینجابه امیدکمک روسها نشسته اند.تراکمه آماده پراکنده شدن هستندو شاید هم قصد جان شاه مخلوع را بکنند.» اما چون شاه مخلوع به گمیش تپه بازگشت،معاضدالملک سرحدداربندرگزتصمیم گرفت اورا دستگیرکند. بنابراین به اتفاق تعدادی افرادنظامی ازطریق دریارهسپارآشوراده شدند. اماقبل ازهراقدامی قنسول روس دراسترابادگروهی  قزاق رابه بندرگزفرستادومعاضدالملک دست بسته به استراباد آورده ودرطویله حبس نمودند.ازآن سوحاج ملاحسین کردمحله ای به همراه گروهی به دیدارشاه مخلوع رفت وقول داددرمنطقه انزان(حوالی گز،لیوان وگلوگاه تاکردمحله)به حمایت ازاوبرخیزد.اما شاه مخلوع ازترس به روسیه گریخت واین تقلاهاوتلاشهای بی حاصل بدون سرانجام ماند.درچنین شرایطی نیروهای ضدمشروطه همچون تٌفی بودندکه باپٌفی خاموش گشتند.البته دوسال بعددراواخرمحرم 1331هـ ق سالارالدوله که دوماه پیش ازآن ازطریق هزارجریب ونوکنده به خواجه نفس آمده بود،دست به اقداماتی زدوسعی نمودشاه رابازهم ازروسیه فراخواند.او700سوارترکمان درناحیه جزوکارکنده هم جمع آوری کرده بود،ولی باشنیدن خبرانتخاب امیر اعظم به حکمرانی ایالت استرابادوحرکت وی به سوی این ناحیه،تغییرتاکتیک داد.وی به همراه قهارخان اشجع الملک کلانترمنطقه جزوکارکنده،ازکارکنده وباغوبه همراه250جنگجوی ضدمشروطه به کردمحله آمدندودرنزدیکی بالاجاده والنگ اردوزدند .همچنین درد روز اول400سوارترکمان جعفربای وآتابای هم به این اردودرحاشیه کردمحله پیوستندبااین وجودامیراعظم ازراه جهان نمابه سیدمیران واسترابادامد.این امرسبب گشت اردوگاه سالارالدوله رااز ناحیه کردمحله به منطقه کردمحله به منطقه نوکنده انتقال بدهند.دراین بحبوحه ازتهران هم بلافاصله تلگرافی ارسال شدکه ازایوانف قنسول روسها دراستراباد خواسته شده بودباسالارالدوله ملاقات کرده واوضاع راسروسامان بدهد.ایوانف هم با30قزاق به کردمحله رفت وپس ازمذاکره باآنها، قرارشدسوارترکمان مرخص شوندو5000تومان هم به خودسالار الدوله بدهند.بعدازاین توافق (وفشارروسها)سالارالدوله درکزدمحله برروی منبررفته واعلام کردشاه (مخلوع) ازراه انزلی به تهران می رود.بااعلام این خبر،تتمه نیروهای تراکمه هم به اوبه های(روستاهای)خود بازگشتند وسالارالدوله نیزباقریه کارکنده ومنزل قهارخان رفت.درکارکنده5000تومان رابه سالارالدوله رساندند.وی قصدکردبه مازندران برود،امادربین راه بانیروهای امیرمویدسوادکوهی مواجه شدوبه خوجه نفس رفت تاازطریق گوکلان به خراسان برود.

درپایان دراین قسمت ضرورت داردکه تاکیدگردداهالی دهات بلوک سدن رستاق بویژه گروهی ازمردم کردمحله هم طرفدارجنبش مشروطیت بوده اند.اصولاً«رعیت»دراین عهدازنظر سیاسی وزنه ای محسوب نمی شدند،مگراینکه دنباله روخان یا بزرگان قبیله یا ایل خود بوده وبر له یا علیه مشروطه اقدام می نمودند.با این وجود دربین اسناد ومتون تاریخی به افراد یاگروهی ازمردم منطقه سدن رستاق اشاره شده که به حمایت از مشروطه خواهان منطقه استراباد پرداخته بودند.در زیر به نمونه هایی از این موارد اشاره می گردد: 

ذی القعده1327هـ ق:چون دولت و مجلس مشروطه به طور کامل بر اوضاع مسلط نشده بودند تاقوانینی برای دریافت مالیاتها وضع کنند،لذا برای جمع آوری مالیات واعانات هر از چندگاهی به مردم متوسل می شدند.مثلاًحاکم استراباد امیر اعظم[بر گزیده از طرف دولت مشروطه]چنین کرده ومردم در مسجد جامع گرد  آمده و1500تومان جمع کرده اند.قرار گذاشتندمردم کردمحله وانزان هم بدهند.چندروز بعدامیر اعظم به همراه خوانین استراباد،تراکمه یموت و150سوار قزاق کلبادی به گمیش تپه،بندرگز،کردکوی و النگ رفتند واعانات جمع کردند،از کرد محله و النگ 14000تومان جمع شده است.»

-محرم1327هـ ق:علیه سردارمفخم حاکم(قبلی)استرابادمشروطه طلبان شورش کرده اند.علی قلی خان مسعودالملک هزارجریبی باسربازان خودازکفشگیری(واحتمالاًچنددهات دیگر)به استرابادامده وخودرامشروطه خواهان ومجاهدمی دانند.او200ایلجاری(تفنگچی پیاده روستایی)رابه مسجدجامع محل تجمع مشروطه خواهان آورده است.ازآن سوسالارمقتدر(سعدالله خان میرفندرسکی)هم نامه به مشروطه خواهان نوشته آنهاراتهدیدکرد.»

-محرم1330هـ ق:طهماسب قای خان کیانی وهادی خان فندرسکی که مشروطه خواه هستند، در4فرسخی شاهرود باقلی خان کتول وهمراهانش (که ضدمشروطه وطرفدارمحمدعلی شاه مخلوع بودند)جنگ کرده وقلی خان کتول وهمراهانش رادستگیرکردند»

همچنین درنشریات آن عهدنامه چندنفرازمنطقه بندرگزوکردمحله رامی بینیم که علیه نیروهای ضدمشروطه ازجمله شیخ فضل الله نوری موضع گرفته اند.سرالله عقیلی،سرالله کردمحله ای، محمدباقرجزئی،محمدباقرحسینی کردمحله ای،شیخ عبدالرزاق مجتهدکردمحله ای وآقاشیخ حسن جزی ازجمله این افراد هستند.نگاره صفحه اول این نشریات راهم ارائه کرده ایم.

 

تهیه کننده : ایمان مازندرانی

منبع :

کتاب بلوک سدن رستاق کردکوی – نویسنده دکتر معطوفی

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

حاج آقا رئیس

مقدم

قاجار

کردکوی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:59
admin

ملامحمدحسین مقدم ،رئیس کردمحله (ملقب به حاج اقا رئیس)

ملامحمدحسین مقدم، رئیس کردمحله(ملقب به حاج اقا رئیس) :

در مطالعه تاریخ کردمحله و روستای ولاغوز در کنار تاریخ ، فرهنگ و هنر و آثارهای باستانی منطقه ، به شخصیت هایی برخورد می کنیم که در عصر خویش از افراد بسیار مهم و تاثیرگذار بوده اند و خدمات ارزشمندی به مردم کردمحله و بخصوص روستای ولاغوز انجام داده اند . نام برخی از این شخصیت ها در تالیفات و کتب های تاریخ منطقه همانند کتاب  تاریخ پیشینه بلوک سدن رستاق کردکوی ، نویسنده دکتر معطوفی در بخش های مختلف تاریخ کردمحله آورده شده است ...

ملامحمدحسین  مقدم، رئیس کردمحله(ملقب به حاج اقا رئیس) اهل روستای ولاغوز و یکی از رجال مشهور و سرشناس و از افراد پرنفوذ خطه روستای کردمحله و روستای ولاغوز بود که در دوره احمدشاه قاجار زندگی میکرد. ملکونف یکی از سیاحان و اکادمیسن های روسی در کتاب «سفرنامه نواحی شمال ایران »به شرح وقایع تاریخی از مشاهدات و....مردم شمال ایران پرداخت.  این سیاح روسی درسال 1277 هجری قمری مطابق باسال 1860 میلادی شرح مشاهدات خود را در ایران  را در دوره قاجار را در بخشی از کتاب فوق در مورد دهات بلوک سدن رستاق بدین شکل نوشته است : روستای کردمحله: چهار دیه (روستا) همسایه اوست:  بالاپلنگ(نام قدیم بالابلوک)(چارپاخانه آنجاست) ، سالی کناره، توسکایش، شیرداربن(نام قدیم روستای ولاغوز).  بعداز این دیهات ازاسترآباد پنج فرسخ وازخیابان شاه عباس شش ورست (است) ...           

 

در منطقه کردمحله ، ملامحمدحسین مقدم کردمحله از روسای ارشد نظامی و از حکمرانان قشون نظامی بنام قاجار و دارای کروپ و درحدود 100 تفنگ دار  در منطقه بوده و با احمدشاه قاجار مستقیما" در ارتباط بود...  

 شخصیت حاج اقا رئیس انچنان برجسته بود که درتعدادی از روزنامه های عهد قاجار از وی نام برده می شد . برای نمونه در نامه ای که برای روزنامه «ندای وطن» شماره 119، ماه شوال1325هـ ق فرستاده وچاپ شده، چنین امده بود: «عده ای برای حفظ سرجدات کوشش زیادی می کنند.ازجمله حاج محمدحسین رئیس کردمحله ای که چندی پیش یک زن اسیرقوچانی را (ازدست ترکمانان) آزاد نمود. وی درآرامش دادن بلوای استراباد هم تلاش زیادی نمود.» 

نام برده چندسال بعد به نیروهای ضد مشروطه منطقه استراباد پیوست وبه حمایت ازمحمدعلی شاه مخلوع درمنطقه استراباد پرداخت. نگارنده در مصاحبه با یکی از ریش سفیدان محله ولاغوز آقای حاج حیدر مقدم کردمحله 80 ساله در فروردین ماه 1397 انجام دادم و بسیار از قدرت و  نفوذ  و ارتباطات وی با دربار احمدشاه قاجار میگفت ...

ساخت خشتی پل در ازگرد محله ولاغوز در محدوده آرامگاه جدید ولاغوز را می توان به یکی از خدمات وی اشاره نمود. از دیگراقدامات مهم و ارزشمند مرحوم حاج اقا رئیس،  انتقال نهرآب افراگلی چهارکوه بسمت مزارع زرین دشت(زواردشت) بود که انجام این اقدام بسیارمبتکرانه و هوشمندانه بود . وی با قدرت و نفوذی که داشت با بکارگیری نیروی انسانی مسیر آب چهارکوه را بسمت اراضی زرین دشت تغییر داد تا در آنجا آسو(آسیاب های آبی) ایجاد گردد و مردم بتوانند با احداث تاسیسات آسو در انجا محصولات کشاورزی گندم ، جو و ...  را آسیاب نمایند . (درمورد اسوهای ولاغوز به پست های قبلی مراجعه گردد).

از اتفاقات مهم آن دوره در زمان قحطی در ربیع الاول1336هـ « ازشدت گرانی و وضع بد معیشت رعیت دهات سدن رستاق واستراباد درستاق {بلوک سمت شرق شهراستراباد ، ازحدود اوزینه تا حدود تقی آباد کنونی} ازگرسنگی علف با تخم پنبه مخلوط کرده وجوشانده ومی خورند، نزدیک 5000 نفر از رعیت بلوک سدن رستاق وانزان{محدوه شهرستان بندرگزکنونی} به هم اتفاق کرده سه عریضه به حکومت{حاکم استراباد}وکمیته های شهری نوشته اند که باید اربابان ملک شالی انبارکرده را به قیمت سابق به رعیت گرسنه بفروشند، والا بلوا کرده و انبارهای احتکار اربابان را غارت میکنیم. حکومت جواب داده صبرنمائید تابرای آسودگی شما با اربابان مذاکره نمائیم.»

 زمانی که قحطی در این منطقه حاکم شد و مردم دچار سوء تغذیه ، کمبود غذا و بیماری های واگیردار شده بودند ، حاج اقا رئیس با قدرت و نفوذی داشت انبارهای های ذخیره سیلوگندم را بر خلاف نظر حکومت مرکزی قاجار ، انبارها را باز کرد تا مردم کردمحله و اهالی روستای ولاغوز در زمان قحطی از آن استفاده کنند .

در بحران شیوع مکرر بیماریهای واگیردرسدن رستاق می توان شرایط اوضاع کشور را در آن زمان درک نمود که مرحوم حاج اقا رئیس کردمحله چه اقدامات تاثیرگذاری انجام داده است . مردم شمال ایران ازجمله ایالت استرآباد، به دلایلی چند هرازگاهی دچاربیماری های اپیدمیک و واگیر می شدند وگروه زیادی ازآنها به کام مرگ میرفتند برجسته ترین عوامل شیوع پی درپی این بیماریها عبارت بودند از:  1-هوای مرطوب وبارش مکرر  2-همجواری باسواحل جنوب شرقی دریای خزر  3-وجود باتلاقها  4-گستردگی جنگلها   5- فراوانی دام ها  6-رعایت نکردن بهداشت فردی وعمومی 7-پائین بودن سطح سواد و آگاهی های مردم و ......

دراین مورد بد نیست به گزارش دبیردوم سفارت بریتانیا در تهران، یعنی آرتورجمیزهربرت درسال 1886م (1303 هـ ق ) توجه کنیم . وی دراین گزارش شایع ترین بیماریهای ایران وعلتهایش رابرشمرده که بخشی ازآن چنین است: «... درایران بیماریهای مزمن شامل ابله وتب نوبه می شوندکه شمار زیادی را می کشند. مردم دربرخورد بابیماریها عفونی بسیار بی دقت هستند و ضرورت جداکردن بقیه آدم ها را از کسانی که بیماری مسری دارند درک نمی کنند. حتی کودکانی که سرتاپایشان جوشها وتاولهای آبله است اجازه میدهند باکودکان دیگربازی کنند. خوشبختانه رفته رفته ارزش واکسناسیون رادرک کرده اند....بیماریهای بسیارشایع درشمال ایران مخصوصاًدرگیلان ومازندران(واستراباد)تب نوبه است که خوشبختانه با دوز بالای گنه گنه معالجه می شوند. قسمتهای مهمی ازاین ایالت کرانه جنوبی دریای خزرجنگل وباتلاق است....درفصل تابستان به خاطر وجود میوه های فراوان اسهال خونی زیاد میشود.... تیفوس وتیفوئید هم زیاد و علتش آلودگی آب است. آنها آب را ازمنابع دور بوسیله قنات به شهر و روستا می آوردند ودراینجا به جویهای کوچک تقسیم وباتوجه به غفلت شرقیها واعتقادات مذهبی ایرانیها که آب جاری راپاک میدانند ودرآن لباس واسب هم می شویند ،سبب آلودگی شده وآب کوچه به کوچه روان وآلودگی ها را حمل می کند ودرکوچه های دیگرمردم می خورند و غذا هم می پزند....آنها درحیاط خودآب انباردارند که بهترین محل برای رشد میکروبهای تیفوئیداست. آب انبارها به ندرت لاروبی شده ومعمولاًکف آنها لایه ضخیمی ازلجن سیاه رنگ دارد.... شبکه فاضلاب وجود ندارد و هرخانه یک چاه مستراح داردکه باپرشدن، آن راگل گرفته وچاه دیگرحفرمی کنند... حمام های عمومی(خزینه ها) هم موجب شیوع بیماری می گردند. هیچ قانونی نیست که جلوی ورود آدمهای بیمار به این مکانها را بگیرد... کرمک وکرم کدو هم فراوان است... در60سال گذشته موراد مکرر شیوع وبا درایران وجود داشته. درسال 1853م (1271هـ-دوران حکومت ناصرالدین شاه) و با همزمان در ایالت یزد،کرمان و سپس تهران،استراباد،همدان،کرمانشاه،قم،کاشان،اصفهانت شیرازوبوشهرگسترش یافت ... یکی ازعمده ترین منشأگسترش بیداری نقل وانتقال مردها به شهرهای مقدس مثل مشهد قم وکربلااست.گاه یک کاروان فقط حامل اجسادی است که ضد عفونی نشده وبرای جلوگیری ازتعفن آنها هم کاری نکرده اند. آنان جسد را درنمد پیجیده وبا قاطرحمل می کنند. البته به خاطرکوششهای دکترطلوزان پزشک معالج ناصرالدین شاه حمل جسد تاحدزیادی کاهش یافته ولی احساسات مذهبی مردم به حدی است که توقف کامل آن راممکن نمی کند».

لازم به ذکراست که فقط دریک مقطع کوتاه ودرتاریخ های صفر1245هـ(وباوحصبه)محرم 1247هـ(طاعون)،جمادی الثانی1252هـ(وباوطاعون)وشعبان 1263هـ(وبا)کشتارزیادی بخاطراین بیماریهای واگیردرایالت استراباد رخ داد. دروبا درسال 1271هم که دبیردوم سفارت انگلیس درایران ازآن یادکرده،ازاهالی بلوکات انزان،کتول،سدن رستاق ونیزمنطقه یموت نشین استراباد کشتارزیادی برجای گذاشت که درروزنامه های آن عصر بازتاب وسیعی داشتند.

پس ازاین رخدادها، عین السلطنه درخاطراتش درحدود سال 1310هـ نوشته است:«وبای اول بهار امسال ازافغانستان به خراسان،عشق آباد،استراباد،مازندران وتهران شیوع یافته است.. وبا درشهر استراباد و بلوکات اطراف کشتارزیادی کرده و حشمت الدوله حاکم شهرازترس گریخته است».

البته گزارشات زیادی دراین باب وجود داردکه در زیر به نمونه هایی ازآنها بویژه مواردی که مربوط به بلوک سدن رستاق ومنطقه کرد محله می شد،اشاره می گردد ولی قبل ازآن بر این موارد تاکید می گرددکه دراین گزارشات این نوع بیماریها بیشتردیده می شدند: کِلرا(وبا-میکروبی به نام میبریوکلرا)، مُطبِقَه(-تیفوئید-همراه باتب شدیددرسراسربدن) مُحرِقه(تیفوس) و تب نوبِه(مالاریا).

روزنامه وقایه اتفاقیه، 5شنبه 16 محرم1270، نمره 142: ناخوشی وبا دراستراباد شدت ولی دراین اوقات تخفیف یافته است.

روزنامه وقایع اتفاقیه 5 شنبه23 صفر1274، نمره299: جعفرقلی خان ایلخانی که درمنطقه بجنورد مشغول تنبیه تراکمه بود،به استرابادآمده و درکردمحله 5/2 فرسخی شهرتوقف کرده. ناخوشی در آن اطراف هنوز وارد شهر نشده است.

روزنامه دولت علیه ایران، 5 شنبه سوم جمادی الاول1278، نمره503 : درمیان طوایف یموت ترکمان وبای شدید شیوع یافته است.

ایران 4 شنبه 14 شعبان 1292 ،نمره 264: ناخوشی تب نوبه که دراستراباد زیادشده بود. بخاطرباران وسلامت هوا دفع امراض گردیده است.

ایران 16 محرم 1304: هـ نمره611: مرض تب نوبه درمنطقه استراباد زیاد شده وطبیب حافظ الصحه(اداره سلامت وبهداشت-بهداری)آنهارا دارد معالجه میکند.

ایران 4 شنبه 16 ذیحجه 1304،نمره636: مرض محرقه، منطبقه و تب نوبه مردم زیادی رامبتلاکرده وازطرف حاکم استراباد اطباء مشغول معالجه اند. چون از اطبایخ مطالبه کرده اند،12مکاری (مال دارانی که کارشان بارکشی بود) روزی 6 نفره به شاهکوه در دو منزلی می روند و یخ آورده باجزئی قیمت به مریض ها می فروشند.

در ادامه معرفی مرحوم ملامحمدحسین مقدم کردمحله ملقب به حاج اقا رئیس ،متاسفانه عکسی از ایشان در دست نیست ولی تصویری از افراد کروپ و قشون نظامی سایر همتایان وی در کتاب تاریخ پیشینه بلوک سدن رستاق کردکوی به چاپ رسیده است...

 

 

 

مصاحبه با اقای حاج حیدر مقدم کردمحله

 

تهیه کننده : ایمان مازندرانی

 

منبع :

مصاحبه با اقای حاج حیدر مقدم کردمحله 80 ساله – فروردین ماه 1397

مصاحبه با اقای سهیل مقدم – از نوادگان مرحوم حاج اقا رئیس

کتاب بلوک سدن رستاق کردکوی – نویسنده دکتر معطوفی

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ملامحمدحسین مقدم

رئیس

کردمحله

حاج اقا رئیس

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:58
admin

از روستای کردمحله تا شهر و شهرستان کردکوی

از روستای کردمحله تا شهر و شهرستان کردکوی

 کردمحله تا اواخردوره قاجارواوایل دوره رضاشاه یکی ازروستاها بلوک سدن رستاق ایالت استراباد بود.بهلردرسال1269هـ(عصرناصرالدین شاه)این روستا دارای 350 خانوار،ملکوف در1275هـ دارای 970خانوار،چارلزفرانسیس مکنزی ومیرزا ابراهیمدرسال بعد 970 خانوار،کتابچه نفوس استراباد درسال 1296 هـ دارای 23354نفر،معصوم علیشاهی (نایب الصدر) درسال 1315هـ  داررای 2000 خانوار،صوالت نظام(قورخانچی)درسال 1320 هـ دارای 6000 نفرورابینو دراواخردوره قاجار (1288خورشیدی)آن رادارای700 خانوارمعرفی نموده اند.

 

اما در زمان رضاشاه در راستای تحوالات اجتماعی درایران ،مجلس شورای ملی درمورخه 19 در1316خورشیدی براساس ماده واحده ای درقانون تقسیمات کشوری ووظایف فرماندراران وبخشدارن،صورت اسامی استانها وشهرستانهای تابعه راتصویب کردکه براساس آن کشورایران به 10 استان و 49 شهرستان تقسیم شد.طبق این مصوبه ،استان دوم شامل چند شهرستان ازجمله ساری وگرگان می گردید.

 

درضمیمه این قانون بخش های تابعه شهرستان نیزمشخص گردیده بودندکه بخشهای شهرستان گرگان راچنین مشخص نموده بودند:

 

1-گرگان ،شامل:رستاق،شاهکو وساوربه مرکزیت گرگان

 

2-انزان وسدن رستاق به مرکزیت بندرگز

 

3-کتول وفندرسک به مرکزیت رامیان

 

4-دشت گرگان،جعفربای وآتابای به مرکزیت گنبد قابوس

 

البته روزنامه اطلاعات نوشته بود شهرستان گرگان شامل بخشهای علی آباد،کردمحله ،بندرشاه،گمش تپه،بندرگز،گنبدکاوس،رامیان،حاجیلر(مینودشت)،داشلی برون وپهلوی دژ(آق قلعه)می شد.

 

قابل ذکراست که حدود2 ماه قبل ازتصویب قانون یادشده براساس قانون تقسیمات کشوری مورخه 16 آبان1316،بخش بندرگزتابع شهرستان گرگان ازاستان دوم(مازندران وگرگان)وکردمحله هم تابع بخش بندرگزشده بود.درهمین شرایط هم نام استرابادتبدیل به گرگان ودرتیرماه سال بعد(1317)نام کردمحله به کردکوی تبدیل گردید.

 

ده سال بعدباردیگر تغییراتی درحوزه تقسیمات کشوری ازجمله منطقه گرگان(استراباد سابق) بوجودآمده هئیت وزیران دراردیبهشت سال 1326 قوانینی رامصوب نمودکه بخش دشت گرگان که تابع شهرستان گرگان بود،خودبامرکزیت گنبد،تبدیل به شهرستان شدسپس درتاریخ 22/1/1329 خورشیدی این بارهیئت وزیران بامصوبه ای اعلام نمود گرگان ودشت بدین گونه به دو شهرستان گرگان ودشت گرگان تقسیم می شود:

 

الف):شهرستان گرگان شامل بخش مرکزی (گنبد)،کلاله،مراوه تپه،داشلی برون،رامیان،مینودشت وگوکلان.

 

بازهم حدود10 سال بعد(1339)درتغییرات کوچک جدید،اینبارخود کردکوی تبدیل به شهرگردید. تاسال1358فقط دوشهرستان گرگان وگنبددراین ناحیه وجود داشت.

 

سرانجام هم درسال1376 منطقه گرگان از مازندران جدا و نام استان گلستان برآن نهاده شد.یعنی ایالت گرگان به استراباد وسپس به استان گلستان تغییر یافت.

 

امابراساس مصوبه شماره 6240شورای انقلاب ووزارت کشوردرتاریخ 12/4/1359کردکوی وبندرگز راازشهرستان گرگان جدا نموده ودرمحدوده آنها فرمانداری تاسیس کردند. مرکز شهرستان، شهرکردکوی بادوبخش مرکزی بامرکزیت کردکوی وبندرگزبامرکزیت بندرگزتاسیس شدند.چند ماه بعد،براساس مصوبه هیئت وزیران درتاریخ18/7/1359باتاسیس شهرستان کردکوی موافقت شد ودرتاریخ9/9/1359رسماًشهرستان کردکوی بوجود آمد.

 

بندرگزهم ازشهرستان گرگان جدا وبه شهرستان کردکوی الحاق گردید.

 

پس ازاین تغییرات،هیئت وزیران درتصویب نامه شماره110892ت 386مورخه 2 اردیبهشت 1366،10 دهستان درشهرستان گرگان تشکیل داد که یکی ازآنهادهستان انجیراب به مرکزیت روستازنگیان بودکه 18روستا داشت،ودیگری دهستان روشن آباد به مرکزیت لمسک که دارای25 روستابود.براساس این مصوبه درواقع تعداد قابل توجهی ازروستاهای بلوک سدن رستاق سابق ازآن جداوتحت نام این 2 دهستان به شهرستان گرگان ملحق گردیدند.درواقع امروزه تمام روستا های تابع دودهستان روشن آبادوانجیراب متعلق به بلوک سدن رستاق سابق بوده اند که می باید تابع شهرستان کنونی کردکوی قرارمی گرفتند.

 

بااین توضیحات امروزه(1390)شهرستان گرگان شامل دو گرگان و جلین و 2بخش است:

 

1-بخش مرکزی بامرکزیت گرگان و3 دهستان به این نام دارد:

 

الف):استراباد جنوبی بامرکزیت جلین علیا

 

ب):روشن آبادبامرکزیت لمسک

 

پ):انجیراب بامرکزیت زنگیان

 

2-بخش بهاران بامرکزیت شهر سرخنکلاته که 2 دهستان به این نام ها دارد:

 

الف):استراباد شمالی بامرکزیت سرخنکلاته.

 

 

ب):قرق بامرکزیت نوده ملک.

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

روستا

کردمحله

شهر

شهرستان

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:57
admin

تصویر قدیمی از دکان سر ولاغوز

تصویر قدیمی از دکان سر ولاغوز

 

 

 

نمای دکان سر  ولاغوز  جنب مغازه محرم کیانی جنب حمام سر - که محل توزیع کپسول گاز بود

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

تصویر قدیمی

دکان سر

دکان در

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:56
admin

سیرکو

سیرکو 


 

اسم اصلی وسیله ای هست که در گذشته ازین وسیله برای کوبیدن سیر و برنج و گردو و...استفاده میکردن ولی در کل به عملی که انجام میشده اسامی دیگریهم استفاده میشده که کاربرد نداشته ولی عمل انجام شده مثلا کوبیدن برنج اسم انرا عوض میکرده که خدمت شمابرای بهتر درک کردن  توضیح داده میشود .برای درست کردن فرنی و یا حلوا سیاه ( حلوای محلی) از برنج استفاده میکنن که برای حلوا برنج نیمکوب و در فرنی برنج بصورت ارد در میاورند و محصول هردوی اینها را در زبان محلی ( دَنگ تو) میکنند .

کلمه دنگ تو از دو کلمه دَنگ + تو هست . ک دَنگ وسیله کوبیدن که در کوبیدن و پوست کندن برنج ازین وسیله استفاده میکردن که انهم مثل یک کنده درخت که داخل ان خالی هست انجام میدادن .و کلمه ( تو)که پسوند دَنگ هست به زبان محلی  معنی کوبیده میدهد مثل کلمه سرزنش که در گویش محلی (سَر تو) میگویند.  وسیله ای که با ان در سیر کو میکوبیدن چون از جنس سنگ. بود. به ان سیرکوسنگ میگفتند

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

سیرکو

سیرکوپ

کوبیدن سیر

صنایع دستی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:55
admin

کله دار

کیلا دار یا کله دار علیرضا ولاغوزی این تشکیلات حدود 40 سال قبل در محله تپه سر در زمین مرحوم حاج دولت مصدق پائین تر از مدرسه دائربود ماکت این کله دار توسط پسرش حمزه منوچهری نیا(ولاغوزی)طراحی وساخته شد.

 

کِلَه دار وسیله ای بود که با ان نیشکر یا شَکِر لَلِه نیشکر که (بزبان محلی شَکِر لله) رو ابگیری میکردن .

واین دستگاه ابگیری که ( کِلَه دار ) گفته میشد از سه قسمت اصلی ساخته شده بود.

قسمت اول. از دوچوب سنگین و بلند تشکیل میشد. که با تخته و این دو چوب بصورت نردبان با میخ محکم میکردن و یک طرف این نردبان را برای بگردش در اوردن اماده میکردن که توسط اسب بگردش در میامد.

قسمت دوم چوبی که از محکمترین و مقاوم ترین چوب که همان مغز وسط تنه درخت بود را انتخاب میکردن و ارتفاع ان بالای 2 متر بوده و کار اصلی ابگیری از نیشکر را در هماهنگی با قسمت سوم که یک کنده بزرگ از درختی درخت. محکم بوده را انجام میداده .

قسمت اساسی سوم همانطور که گفته شد تنه درختی محکم بوده که به زمین نصب میشده و قسمت بالا انرا.تقریبا بشکل ساعت شنی خالی میکردن و چوب دکل مانند را در ان نصب میکردن و با گردش چوب. داخل گودی کنده درخت وبعلت نداشتن تعادل و غلتیدن ان در نیمه بالای ساعت شنی عامل ابگیری نیشکر میشده و اب نیشکر از قسمت پایین کنده از  سوراخی که ایجاد شده به داخل ظرفی ریخته میشده .

کِلَه در گویش محلی به کوزه. بزرگ گفته میشد و بنظر من این تشابه اسمی بخاطر تنه درختی هست که داخل ان خالی هست و دار هم در گویش محلی به چوب تقریبا بلند هست. مثل( سیمدار) کَلِندار   باید باشد و ترکیب این دو اسم( کِلَه دار) گفته میشده.

با تشکر از اقای  جاسم صباغی

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

کله دار

کیله دار

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:54
admin

صنایع دستی در ولاغوز

صنایع دستی در ولاغوز


 

 بقچه= دَوِستی یا سارِق هست و نه تنها در بردن به حمام بلکه در منزل هم کاربرد داشته است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

صنایع دستی

خیاطی

بقچه

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:54
admin

طبیعت زیبای جنگل چهارکوه محله ولاغوز- فروردین ماه 1398

طبیعت زیبای جنگل چهارکوه محله ولاغوز- فروردین ماه 1398

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

طبیعت

چهارکوه

جنگل

بهار

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:52
admin

صفای اهالی محله ولاغوز - فروردین ماه 1398

صفای اهالی محله ولاغوز - فروردین ماه 1398

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

پیرمردان

گلستان

کردکوی

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:51
admin

نقشه سرزمین تپورستان ، تبرستان ، مازندران

نقشه سرزمین تپورستان ، تبرستان ، مازندران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

نقشه

سرزمین

مازندران

تپورستان

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:50
admin

یاد و خاطره قلی سالدات در ولاغوز بخیر ...

یاد و خاطره قلی سالدات در ولاغوز بخیر ...

 

هم محلی های عزیز حتما نام مرحوم قلی سالدات را در گذشته بیاد دارید . پیرمردی که در دوره جوانی در زمان حمله روس ها در قرارگاه نظامی روسیه خدمت میکرد .

آقای غلامرضا ایلات از هم محلی های محترم ولاغوز به نقل از مرحوم حاج سید جواد حسینی پدر سرهنگ سیدجابر حسینی در زمان دانشجویی در خصوص قلی گفته بود که به سرباز در زبان روسی سالدات گفته می شود. 

آقای ایلات در ادامه از زبان پهلوان مرحوم کل مشهدی مصدق نقل می کند :  مکان روس ها یک مکانی بین سالیکنده و سرکلاته بوده که جاده قدیمی (رضاشاهی) هم از کنارش می گذشت.( جاده جدید در آن زمان وجود نداشته). مترجم روس ها هم فردی بیسواد بود بنام اسماعیل اوزینی که داماد مرحوم فخرالدین طیبی و شوهر خاله مرحوم سرهنگ حاج درویش مصدق و فردی دیگر نیز بوده که اسمش را نمی دانست. ضمنا روس ها در آن دوره یک منطقه ای در چشمه سر ولاغوز داشتند که مخصوص تهیه الوار از جنگل بود.

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

سلاد

سالدات

روس ها

روسیه

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:49
admin

یادی از مغازه های قدیمی ولاغوز

یادی از مغازه های قدیمی ولاغوز

نمایی از مغازه (بقالی) عمو شعبان بالو  در قسمت ازگردمحله ولاغوز که اهالی محل بعنوان پاتوق معمولا"در عصرها در روزهای گرم و سرد با خوردن نوشابه و بستنی و... در کنارهم جمع می شدند و گپ و گفتگو میکردند . یادش بخیر 

 

 

 

بقالی مرحوم عمو خیراله  ثلبی -ازگردمحله ولاغوز - یادش بخیر 

 

 

مغازه حاج ملک حسن مقدم که در ازگردمحله ولاغوز به کسب و کار خرید پنبه مشغول بود و محل پاتوق اهالی محل با لحظات تلخ و شیرینی می باشد .

 یادش بخیر

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

دکان در

مغازه

مغازه قدیمی

بقالی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:48
admin

دایه مار در ولاغوز

دایه مار در ولاغوز

در گذشته در روستای ولاغوز زایمان به شکل علمی امروزی مرسوم نبود و عمل زایمان توسط بانوان ماهر و با تجربه انجام می شد . به این بانوان در گذشته (( دایه مار)) می نامیدند که امروزه به آنها ماما می گویند . بیشتر دایه مار ها به روش سنتی و تجربی ، اعمال به دنیا اوردن فرزند زائو را انجام می دادند و بسیار برای زنان زائو دردآور و رنج آور بود . معمولا" دایه مارها تجربه و مهارت خود را از مادران خود فرا میگرفتند و بصورت سینه به سینه این مهارت و شغل خود را به نسل بعد انتقال می دادند . در گذشته در روستای ولاغوز زمانی که زائو (زن باردار) ، در هر زمان دردش شروع می شد سریعا" پیکی یا یکی از اعضای خانواده در روز یا تاریکی شب با فنر فتیله ای و یا چراغ موشی در هوای سرد و گرم پیاده و یا با اسب  و گاری بدنیال دایه مار می رفتند تا وی را به خانه خود بیاورند .

روش کار بدین شکل بود که دایه مار ابتدا دستور آب گرم را  می دهد. سپس دست به كار شده و عمل زایمان را انجام می دهد. همسر زائو وبستگان حق ورود به اتاق زائو را ندارند. سپس دایه مار نوزاد را شسته ناف او را می برد. پس از آن لباس او را از تن می پوشانند ودر قنداق می پیچند .مادر زائو یا مادر شوهر ، مبلغی به عنوان ((ناف سری)) شیرینی به دایه مار می دهد. پس از عمل زایمان ،مادر زائو ،به جز پوشاك نوزاد ، كره حیوانی ، نبات، كاچی، تخم مرغ محلی، گل بنفشه، گل گاوزبان، و... كه به این ها اسباب چلی ماری (اسباب زایمان) می گویند به خانه دخترش می برد و ده شب در آن جا می ماند. سعی می كنند به زائو غذاهای گرم بخورانند تا به باور آنها، دخترش همیشه پس بزاید وبه قولی پسرزه باشد. مثل :جوجه خروس ، كاچی، گل گاوزبان، و... و از خورانیدن پنیر ، سبزیجات ، ترشی جات وگوشت قرمز پرهیز می كنند.

 در گذشته سوزن و قرص های پیشگیری بارداری مرسوم نبود و به همین دلیل تعداد فرزندان در یک خانواده زیاد بود و از طرفی باور و تفکر سنتی در هر خانواده وجود داشت که فرزند بیشتر می تواند در کارهای کشاورزی و دامداری استفاده نمود  و در برابر زور و تهدید بکارگیری شوند.

ضرب المثل های قدیمی در روستای ولاغوز مرسوم بود:

-اگر شكم زن حامله بزرگ بود دختر واگر كوچك بود پسر می زاید

-اگر زن آبستن در دوران بارداری میل شدید به مربا وشیرینی داشته باشد پسر و اگر به ترشی جات ومیوه های ترش مزه مایل باشد دختر خواهد زایید

زن آبستن كه صورتش لك وپیس شودبچه اش دختر خواهد بود

-زن آبستن اگر شانه هایش بزرگ شود ،پسر واگر باسنش بزرگ شود دختر می زاید

زن باردار ی كه خیلی از جست وخیز بیفتد دختر خواهد زایید

-اگر زن حامله به هنگام نخستین گردش بچه در رحم ،به هر كسی نظر كند بچه اش به شكل او بر می گردد

-زن حامله با دیدن ماه شب اول ماه ،اگر صورت یا هر قسمت از بدن خود را بخاراند(دست بكشد)در همان قسمت بدن بچه ،ماه گرفتگی ایجادمی شود

-زنی كه وسط شكمش خط دارد ،دو قلوخواهد زایید

شیر آدم نیك یابد تاثیر خود را در عادات وصفات بچه می گذارد

-كسی كه پس از چند سال حامله شود برای مصون ماندن از چشم زخم،زایمان او را مخفی نگاه می دارند

-زن زائورا تا 10روز نباید تنها گذاشت ،جن زده می شود یعنی می ترسد

-اگر در اطراف زن زائو سر وصدا زیاد باشد به سبب خالی بودن كاسه ی سرش ،دچار سردرد می شود

اولین دایه مار(قابله) در روستای ولاغوز خانمی بنام مرخاتون بوده و بسیار شهرت داشت و تقریبا" در حدود 70 سال پیش در ولاغوز زندگی میکرد  . بعداز آن در حدود 40 سال پیش راحله میاندره ای که مادر عباس رسولی بود . یکی دیگر از دایه مارها بنام پری کاشمری(سبزواری) (بستگان ابراهیم زابلی) بود که در ازگرد زندگی میکرد و بسیاری پری کاشمری را با فوت برق گرفتگی 2 فرزندش بیاد دارند . اخرین نفر هم خانمی بنام فاطمه مهارجر  ملقب به فاطمه دایه مار بوده که مادر حکیمه مازندرانی(همسر مرحوم توحید مازندرانی) بود و بعداز آن خانم روح بخش کیانی همسر الیاس مقدم بود وبه استخدام مرکز بهداشت روستای ولاغوز درامد .

از همشهریان عزیز خواهشمندیم اگر تصویری از سایر دایه مارهای ولاغوز در دست دارند برای ما ارسال کنند.

تصویر مرحومه فاطمه مهاجر - معروف به فاطمه دایه مار

 

با تشکر از خانم صغری مصدق 65 ساله - بابت مصاحبه در تاریخ 15/12/1397

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

دایه مار

دایه

زائو

ماما

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:47
admin

ولاغوز دیار تلاش ، همدلی و همبستگی

ولاغوز دیار تلاش ، همدلی و همبستگی :

 محله ولاغوز با برخورداری از سرمایه هایی از افراد تحصیلکرده و شایسته ، وجود زمین های حاصلخیز ، باغات کشاورزی ، آب بندان زواردشت ،جاده شاه عباسی و راه و معبر ورودی به منطقه زیبای جنگلی چهارکوه و امامزاده قاسم چهارکوه و زیباتر از آن داشتن اهالی و مردم خونگرم و با صفا و مهمان نوازش، با داشتن فرهنگ و زبان و گویش و رسم و رسوم اصیل تبری (مازندرانی) ، در کنار منطقه زیبای درازنو و میل تاریخی روستای گردشگری رادکان شهرستان کردکوی و روستاهای همجوارش سرکلاته خرابشهر و سالیکنده با قرار گرفتن در مسیر جاده تهران مشهد می تواند مورد توجه مسولین شهرستانی و استانی قرار بگیرد و بی شک سرمایه گذاری در این منطقه باعث رشد و ارتقاء منطقه میگردد .

صحبت از ولاغوز میکنیم در 2 کیلومتری شهر باستانی تمیشه (طمیش) . شهر تمیشه پایتخت ولایت شرقی طبرستان با قدمت تاریخی سه هزار ساله در عصر سلسله ساسانیان . آری تمیشه متعلق به همه روستاهای منطقه و شهرکردکوی است . تمیشه متعلق به یک روستا نیست . تمیشه فرهنگ و هویت این منطقه است که باعث شکل گیری این روستاها و شهرهای منطقه شده است.  آری ولاغوز که آن را در کتب تاریخ بنام ((شیرداربن)) ثبت رسانده اند و جهانگردانی نظیر ملکونف ، رابینو ، مکنزی در کتاب های خود از آن نام برده اند. ولاغوز جایی که  مردمانش برایش حاضرند جان فدا کنند، با افتخار به دنیا میایند ،با افتخار زندگی میکنند و به نامش افتخار می کنند . ولاغوز  اقتدار جاودانه اش را با کار کردن زن و مرد ، پیر و جوان ، دختر و پسرش، با پای برهنه و عرق ریختن در زمین های کشاورزی و کسب علم و تحصیلات علمی فرزندان خاک خود  در دانشگاه های کشور و خارج از کشور با همت و تلاش بدست آورده اند . یک ولاغوزی را با مرام و مردانگی اش میشناسند،  کیست که نام پهلوانان کشتی ولاغوز  ، پهلوان کل مشتی مصدق را نشنیده باشد و کیست که نام پهلوان میرمحمد امامی، پهلوان ابراهیم مازندرانی ، پهلوان ابوالحسن بالو ، پهلوان عباس رسولی ولاجوزی و پهلوان سیدوجی موسوی را نشنیده باشد و پایبندی به فرهنگ و آداب ، آیین رسم و رسوم  ولاغوز را ندیده باشد و ...

اینکه ولاغوز افتخار و اقتدار منطقه است برکسی پوشیده نیست چه افتخاری بالاتر از مردانگی و مهر صفا و مهمان نوازی مردمانش که در کنار مردم فهیم کردکوی که هر دو از یک جسم و جان بوده ،پیوندی ناگسستنی دارند. 

از فقیر ترین تا غنی ترین قشرش جز تعصب به نام ولاغوز ،تلاش برای سربلندی و سرافرازی اش هدفی دیگر نیست. آری اغراق نبوده و نیست که بگوییم ولاغوز دیار تلاش ،همدلی و همبستگی.

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

ولاغوز

کردمحله

دیار تلاش

همدلی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:46
admin

تصاویری از دکان در و اهالی محله با صفای ولاغوز 11/12/1397

تصاویری از دکان در  و اهالی محله با صفای ولاغوز 11/12/1397

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

اهالی محله ولاغوز

محله ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:46
admin

تصویر نوستالژی از برگه کوپن در دوره شورای اسلامی ولاغوز

تصویر نوستالژی از برگه کوپن در دوره شورای اسلامی ولاغوز

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

کوپن

شورای اسلامی ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:45
admin

نمایی قدیمی از حیاط مسجدجامع و سقانپار ولاغوز در سال 1340

نمایی قدیمی از حیاط مسجدجامع و سقانپار ولاغوز در سال 1340

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

سقانفار

مسجد جامع

تصویر

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:44
admin

تصویری قدیمی از دبیرستان امام جعفر صادق محله ولاغوز (کال مدرسه)

تصویری قدیمی از دبیرستان امام جعفر صادق محله ولاغوز (کال مدرسه)

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

کال مدرسه

دبیرستان

ولاغوز

مدرسه قدیمی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:43
admin

تصاویر اهالی محله ولاغوز بهمن ماه 1397

تصاویر اهالی محله ولاغوز بهمن ماه 1397

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

دکان در

مردمان ولاغوز

کردکوی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:42
admin

خاطرات دانش آموزان مدرسه ابتدایی ولاغوز

خاطرات دانش آموزان مدرسه ابتدایی ولاغوز

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

مدرسه

ابتدایی

زمان مازندرانی

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:42
admin

تصاویر دبیرستان امام جعفر صادق در ولاغوز 20/11/1397

تصاویر دبیرستان امام جعفر صادق در ولاغوز 20/11/1397

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

دبیرستان

مدرسه

ولاغوز

کردکوی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:41
admin

هیت ابوالفضلی ولاغوز در قدیم

هیت ابوالفضلی ولاغوز در قدیم

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

هیت

ولاغوز

هیات

قدیم

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:40
admin

طبیعت زیبای سدخاکی (آب بندان زواردشت) ولاغوز - بهمن ماه سال 1397

 

طبیعت زیبای سدخاکی (آب بندان زواردشت) ولاغوز - بهمن ماه سال 1397

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

طبیعت

زواردشت

زرین دشت

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:39
admin

والیبال جوانان ولاغوز 23/11/97

والیبال جوانان ولاغوز 23/11/97  - تپه سر 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

والیبال

ورزش

جوانان

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:38
admin

مرحوم حاج نبی اله عبدالرسول - کشاورز نمونه گرگان سال 1342

مرحوم حاج نبی اله عبدالرسول - کشاورز نمونه گرگان سال 1342

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

کشاورز

کشاورزی

نمونه

کردکوی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:38
admin

خاطرات تیم فوتبال ولاغوز

خاطرات تیم فوتبال ولاغوز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

فوتبال

ولاغوز

ولاقوز

تیم تاج

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:37
admin

عکس قدیم خیابان روستای ولاغوز در حدود سال 1360

عکس نایاب : خیابان روستای ولاغوز در حدود سال 1360 

از کوچه شهید بالو بسمت سه راه ولاغوز

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

عکس قدیم

خیابان

روستای ولاغوز

کرکوی

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:36
admin

تصاویر نوستالوژی اهالی محله ولاغوز

تصاویر نوستالوژی اهالی محله ولاغوز 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

ولاغوز

کردکوی

کردمحله

ولاقوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 19:35
admin
مطالب قدیمی تر
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • ۱۴۰۴/۰۹/۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
  • ۱۴۰۴/۰۶/۱ - ۱۴۰۴/۰۶/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۵/۱ - ۱۴۰۴/۰۵/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۴/۱ - ۱۴۰۴/۰۴/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۳/۱ - ۱۴۰۴/۰۳/۳۱
  • ۱۴۰۱/۰۱/۱ - ۱۴۰۱/۰۱/۳۱
  • ۱۴۰۰/۱۲/۱ - ۱۴۰۰/۱۲/۲۹
  • ۱۴۰۰/۱۱/۱ - ۱۴۰۰/۱۱/۳۰
  • ۱۴۰۰/۰۷/۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
برچسب ها
  • ولاغوز (164)
  • کردکوی (83)
  • ولاقوز (33)
  • چهارکوه (28)
  • مازندران (24)
  • گلستان (23)
  • کردمحله (19)
  • زواردشت (9)
  • تمیشه (9)
  • جوانان (9)
  • نوستالژی (7)
  • فوتبال (7)
  • طبیعت (7)
  • مدرسه (7)
  • روستا (7)
  • دکان در (7)
  • تصاویر (6)
  • کشتی (6)
  • جنگل (6)
  • شیرداربن (6)
  • محله ولاغوز (5)
  • پهلوان (5)
  • مازندرانی (5)
  • نوستالوژی (5)
  • محله (4)
  • ورزش (4)
  • خاطرات (4)
  • آب بندان (4)
  • ازگرد (4)
  • مغازه (3)
  • فرهنگ (3)
  • امامزاده (3)
  • کشاورزی (3)
  • جاده (3)
  • قدیم (3)
  • اولین (3)
  • سد (3)
  • زمین (3)
  • شمال (2)
  • مصدق (2)
  • پل (2)
  • طبری (2)
  • شهر (2)
  • دبیرستان (2)
  • ارابه (2)
  • نظامی (2)
  • یاغی (2)
  • اسب (2)
  • گندم (2)
  • شورای اسلامی (2)
ابزار رایگان وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای محله ولاغوز (شیرداربن) شهرستان کردکوی محفوظ است .