محله ولاغوز (شیرداربن) شهرستان کردکوی

از گذشته تا امروز ، نگاهی به تاریخ و فرهنگ و آداب  و رسم و رسوم

آسو یا آسیاب های آبی در محله ولاغوز

آسو  یا آسیاب های آبی در محله ولاغوز

 در گذشته ، ولاغوز داری آسو یا همان آسیاب آبی بود که در دوره زمانی خودش بویژه در عصر قاجار برای اهالی محله ولاغوز از لحاظ معیشتی ،اقتصادی و کشاورزی بسیار با اهمیت بود . آسو های (آسیاب)  ولاغوز یکی از آثار ارزشمند تاریخی منطقه محسوب می شدند که متاسفانه آثار آن از بین رفته است . صنعت بکارگیری این ابزار بسیار سنتی و با روش پادنگ و  اودنگ انجام می شده است و فرآیند آرد کردن محصولات کشاورزی مانند گندم ، ذرت ، جو  و ...  به این شکل صورت می گرفت . می توان گفت آسیاب های آبی دستگاهی بوده اند که برای خورد کردن گندم و سایر غلات و برای درست کردن آرد وجود داشته است و با استفاده از تکنیک سرعت آب و یا فشار آب کار می کرده است .

در ایران تقریبا در هر شهری در قدیم آسیاب آبی وجود داشته ولی امروزه تقریبا چند مورد انگشت شمار هنوز کار می‌کنند . ساعت آبی ، آسیاب آبی و آسیاب بادی در ایران از قدمت تاریخی کهنی برخوردار است که مورخان و تاریخ نویسان به داستان کشته شدن یزدگرد ساسانی بدست آسیابان و اشاره به کشتار ایرانیان یک بار در الیس به فرماندهی خالد پسر ولید و یک بار در زمان امویان در گرگان به فرماندهی یزید بن مهلب از روایتهایی است که در آنها به آسیاب آبی و بادی اشاره نموده اند.

منبع پلان ترسیم شده دستی آسو برگرفته از 

کتاب تاریخ  و پیشینه اجتماعی شهرستان کردکوی / صفحه 211 /نویسنده آقای معطوفی

اکثریت آسوی های ولاغوز  در حوالی منطقه چهارکوه مستقر بود و به نوعی با تدبیر و مدیریت و دستور حاج محمدحسین مقدم کردمحله معروف به " حاج آقا رئیس " شکل گرفت .  مرحوم حاج آقا رئیس یکی از افراد بنام و پرنفوذ  دوره قاجار در منطقه بود و از قشون دولتمردان قاجار و احمد شاه بشمار می رفت و از طرفی هم معتمد سران و بزرگان قاجار در منطقه بشمار می آمد . ایشان شخصیت و محبوبیتی هم در بین اهالی منطقه و  ولاغوز داشت و فردی باهوشی بود. همیشه از بزرگان محل از سخاوت و بزرگی ایشان در دورانی که در ولاغوز قحطی بوجود آمد صحبت می شود که وی آن زمان غلات و  آذوقه های انبار آسو ها را در زمان قعطی باز کرد و به مردم می داد . ایشان با توجه به نفوذ و  قدرت و سرمایه ای که داشت در آن دوره آب رودخانه پارک جنگلی(ایستگاه ) را که به رودخانه قاضی  محله سرازیر می شد آنرا  انحراف مسیر داد و با استفاده از نیروی انسانی و با هزینه خودش آب را از مسیر  افراگلی چهارکوه به سمت چهارکوه انتقال و سپس از سمت زواردشت سرازیر کرد و توانست با این ابتکار چرخ اقتصادی را دراین منطقه به صدا درآورد .

با جاری شدن آب در این مسیر ، آسوهای ولاغوز در امتداد هم و با فاصله ای به تعداد حدودا" 6 آسو ایجاد  شد و  تا توسکاپل این آسوها مستقر بودند . ولی طبق گفته های بزرگان وسالمندان روستا،  تاسیسات اسوها از چهار کوه در مسیرحرکت اب در بالای اسیاب قرار داشت و به عبارتی دیگر در مجاورت زمین مرحوم حاج شعبان رضا نژاد و کمی بالاتر از دامداری مرحوم غضنفر رضا نژاد تعدادی اسیاب وجود داشت که اسیاب کنارزمین مرحوم حاج شعبان رضا نژاد دایر ترین اسیاب در منطقه بوده واخرین نفر گرداننده اسیاب مرحوم غلامحسین (یدالله) سبزواری بود. کمی کمتر از 1 کیلومتر پایین تر به پلی که راه سالیکنده ر به چهار کوه و ولاغوز وصل میکند و کمی پایینتر از پل به زمین اقای محمدتقی رسولی( نجار) در گذشته در آنجا هم اسیاب وجود داشت وهمینطور در جاده شاه عباسی کمی پایینتر از زمین مرحوم حاج عباس مصدق نیز تاسیسات آسوی آبی وجود داشت .

از قدیمی ترین آسو ها در ولاغوز  :

اولین آسوی ولاغوز  متعلق به مرحوم مشت ولی اله  مقدم  ، دومین آسو متعلق به فردی بنام مشتی چوپان ، سومین متعلق به حسن مازندرانی معروف به معصوم حسن ، چهارمین کل مشتی رسولی ، پنجمین بنام  مرتضی ...  و آخرین آسو هم در توسکاپل بود که بنام مرحوم یدالله (غلامحسین ) سبزواری معروف به یدالله آسو  بود و در همانجا هم توسط دزدان به قتل رسید .

همانگونه که ذکر شد در دهه های گذشته اهالی روستای ولاغوز جهت تهیه آرد به آسیاب های آبی (آسو) مراجعه می کردند. به شخصی که به امورات آسیاب رسیدگی می کرد آسیابان ( اسیوون ) می گفتند. با توجه به ابتکار عمل حاج آقا رئیس و فراوانی آب که در نهر  آب چهارکوه در منطقه زواردشت بوجود آمده بود آسیاب های زیادی در حاشیه این رودخانه و نهرها ایجاد گردید و آب این رودخانه ها در تمام فصل ها جاری بود و فراوانی اب و فشار اب باعث به حرکت در آوردن توربین و پره های آسیاب می گشت.  به عبارت دقیق تر ، این آسیاب ها ابی ولاغوز در سمت شرق راه چهاکوه در کنار راه واقع شده بود که با اب کار میکردند وطرز کار کردنش به این فرآیند بود که آبی که از قسمت بالا دست میامد را منحرف کرده ودر یک سرازیری تند بطرف اسیاب هدایت میکردند ودر اصطلاح محلی به ان (( تج او)) میگفتند . یعنی اب پر قدرت وتیز که با این عمل قدرت فشار بر پره هایی که از چوب بلوط (( مازی)) ساخته شده بود را بحرکت در میاورد وباعث دوران میشد و توسط ان سنگ اسیاب به گردش در میامد البته در سنگ اسیاب هم همین چرخ دنده که همگی از چوب بلوط بود سنگ را بگردش در میاورد وباعث ارد شدن گندم وجو میشد.این اسیاب تا اخر دهه 40 دایر بود وکل تاسیسات ( سنگ اسیاب زیرین وبالایی که در موقع کار در گردش بود داخل ساختمان اسیاب وکل اسیاب در یک فضایی پوشیده در حدود 20 متر مربع وجود داشت که سقف ان در دهه 40 حلب پوش بود ودرب ورودی ان شمال اسیاب بود وتا اوایل 50 اسیاب متروکه شده بود وتا اواسط دهه 50 ساختمان اسیاب موجود بود ولی از گردش اسیاب و آن پره ها وسنگ رویی ان خبری نیست فقط سنگ زیرین ان هنوز پا بر جا بود ودر سالهای بعد تمامی اسیاب ها کلا منهدم شد ودیگر اثاری ازان باقی نیست .

بهترین آسو در آن زمان متعلق به مشت ولی اله  و مشتی بود که خوب آسیاب می کرد . معمولا" اسو ها در طول شبانه روز 12 پوت ، محصولات را اسیاب می کردند .

در خصوص معماری و ساخت وساز آسوها در سایر نقاط شمال ایران هم به این شکل بوده که از قسمت بالادست رودخانه(سر بن) نهری از رودخانه جدا می کردند و با شیب خیلی کم دقیقا به قسمت بالاسری ساختمان اسو هدایت میکرند(به نحوی هدایت می شد که حداقل افت شیب را داشته باشد و در ضمن در بالای اسو اختلاف ارتفاع حدود 4 تا 5 متر پیدا کند و از همین جا نقطه جدا کردن نهر از رودخانه مشخص می شد).بعد از هدایت نهر به بالای اسو ،کل اب با شیب تند و از داخل مسیر چوبی(سازه چوبی به عرض نیم متر و به شکل کانال انتقال اب) به پره است و هدایت می شد و باعث چرخاندنش می شد.

خود اسو از دو سنگ ثابت (زیری) و چرخان(بالایی) تشکیل شده بود و گندم از محل محور سنگ قرص مانند بالایی وارد و حین چرخش از یه  سمت خارج می شد .سنگ های اسو مخصوص بود و با گاو به محل آورده می شد و معمولا توسط افراد ماهر تراشیده و نصب می شد در ضمن در داخل صفحه سنگی با تیغه های خاصی کنده کاری می شد تا خوب پوست گندمو بکند. ساختمان اسو ، کنار رودخانه بوده و شیروانی چوبی داشت که بعدا با حلب جایگزین شد. البته اسو ها با قطع آب ورودی به محل پره ها از حرکت می ایستادند تا آرد با تمام و کمال جمع کنند. اتاقک آسو در حدود  5/4  تا 5/5 مترمربع بود و گاها"در هر دوره مکان آسو به فردی دیگر داده می شد.

 

بطور کلی هر اسویی  صاحبی داشت که بار رو تحویل می گرفت و  حتی در آن زمان که وسیله نقلیه ای نبود با استفاده از" اسب یا  ارابه " و " خر " بار مشتریان را حمل و نقل می کردند در گذشته حتی رسم بوده خود صاحب آسو که خر یا ارابه داشت  بار  را  از همان محله ولاغوز تحویل می گرفت و و بعداز  آرد کردن دوباره در منزل مشتری تحویل می داد و بابت این کار به اندازه یک یا چند تاس بستگی به میزان محصول مشتری از سهم خودش برداشت می کرد . گاهی اوقات نیز صاحب آسو دستمزدی به میزان 5 شاهی و شاید هم کمتر دریافت میکرد . اسوهای ولاغوز به قدری با اهمیت بودند که با زندگی و امرار و معاش اهالی ولاغوز مرتبط بودند .

در گذشته اتاقک آسو ها محل زندگی  صاحبان اسو  بود و حتی افرادی که شب را داخل اسو  می ماندند برای شام از همان ارد و اتشی تش کلهtash kele  که برپا بود نوعی نان به نام اسو کلوا aso kelva درست می کردند به این صورت که با کنار زدن اتش و زغال انگشت  angesht  داخل و تمیز کردن کف و انداختن  خمیر و بعد با خاکستر (کلینگ)  می پوشاندند.

با تشکر فراوان از آقایان :

حاج حیدر مقدم – تاریخ مصاحبه 20-7-96 و دوست خوبم آقای جاسم صباغ

در سایت محله ولاغوز منتشر شد :

PHOTO: Iman  Mazandarani

http://valaghoz.mihanblog.com   وبلاگ محله ولاغوز             

 

 

 

 

ADMIN (( کپی برداری با رعایت ذکر منبع وبلاگ محله ولاغوز بلامانع است ))

 

آسو

آسیاب

آبی

ولاغوز

دوشنبه ۱۴۰۰/۱۲/۲۳ | 0:7
admin
  • صفحه اصلی
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
آرشیو وب
  • ۱۴۰۴/۰۹/۱ - ۱۴۰۴/۰۹/۳۰
  • ۱۴۰۴/۰۶/۱ - ۱۴۰۴/۰۶/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۵/۱ - ۱۴۰۴/۰۵/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۴/۱ - ۱۴۰۴/۰۴/۳۱
  • ۱۴۰۴/۰۳/۱ - ۱۴۰۴/۰۳/۳۱
  • ۱۴۰۱/۰۱/۱ - ۱۴۰۱/۰۱/۳۱
  • ۱۴۰۰/۱۲/۱ - ۱۴۰۰/۱۲/۲۹
  • ۱۴۰۰/۱۱/۱ - ۱۴۰۰/۱۱/۳۰
  • ۱۴۰۰/۰۷/۱ - ۱۴۰۰/۰۷/۳۰
ابزار رایگان وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای محله ولاغوز (شیرداربن) شهرستان کردکوی محفوظ است .